در باب فتیش ۲۸ مرداد

"در دورهٔ پایان امپراتوریهای قرن نوزدهمی، ملتها در آسیا و آفریقا و آمریکای جنوبی دارایی طبیعی خود را در اختیار می‌گرفتند.  در آن سوی خلیج فارس هم تسلط تام‌وتمام بریتانیا بر منابع زیرزمینی مردمان بومی به تاریخ می‌پیوست.  در ایران دلیلی نمی‌دیدند از جریان جهانی عقب بمانند.

محمد مصدق همین هدف را دنبال می‌کرد اما اصرار داشت یکتنه به آن برسد.  پذیرای شریک و حتی همکار به معنی افراد صاحب رأی و دارای اختیار نبود.  پرسش بی‌پاسخ را محققانی مطرح کرده‌اند: اگر در آنچه می‌خواست انجام دهد توفیق می‌یافت آیا حاضر بود قراردادی جدید برای بهره‌برداری از چاههای نفت ایران امضا کند؟

پشت سؤال این نکته نهفته است که قرارداد تجاری را رئیس کشور یا رئیس دولت امضا نمی‌کند؛ مدیران امضا می‌کنند.  آیا مصدق به کسی از مدیران نفت و دارایی اجازهٔ چنین کاری می‌داد؟  نه.  به هیچ‌کس به اندازهٔ کافی اعتماد نداشت و کسی را در آن حد نمی‌دید که طرف کمپانی خارجی قرار دهد.  نوشته‌اند مهمترین اسناد نفت را همواره در کیفی با خود حمل می‌کرد و به دست احدی نمی‌داد.

آیا حاضر بود، خلاف عرف جهانی، شخصاً قرارداد امضا کند؟  باز هم نه.  عظمت تصویر تاریخی خویش را در نفی امضاهای پیشین می‌دید، نه افزودن یک امضای جدید به امضاهای پای قراردادهایی که تقریباً بی‌استثنا از سوی ملت لعن می‌شوند.  مصدقی که قرارداد امضا کند مصدق نیست.  پای آبرو در میان است. نزد او نفت نه کالایی دارای مظنـّهٔ بازار و قابل مبادله، بل مفهومی اخلاقی و غایتی معنوی بود که ختم قضیه با بستن قرارداد ستمی است بزرگ در حق آن". 

توصیف بالا از مولانا محمد قائد شرفی به خوبی گویای وضعیت ماست. سالهاست خیلی از ایرانی ها چنان با حسرت از "کودتا ۲۸ مرداد" یاد می کنند و از "ظلم تاریخی" یانکی ها به این کشور یاد می کنند که انگار اگر مصدق بر قدرت مانده بود، بنا بود کشوری بدون مشتری برای نفت اش و مردمی عشقی و اهل بخیه چه کارستانی کند. مصدق شاید با نیت خیر، ولی مرد توسعه ایران نبود. بماند که به قولی حکومت بر ایران چنان شغل سختی است که حتی او هم بعد از رفتن شاه نتوانست چند روز بیشتر دوام آورد و از پشت بام خانه فراری شد. سیاست موازنه منفی مرحوم هم که برای کشوری نفتی در همسایگی شوروی در دوران جنگ سرد حتی جوک هم نبود. خلاصه از عشق هایتان افسانه نسازید، بعد از این همه سال شاید باید متوجه شده باشیم که بیش از وطن پرستی از نوع مصدق به انواع فروغی و قوام آن نیاز داریم، والله اعلم.

https://bit.ly/3iQfbZk

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

7 comments

یه جوری نوشتید روند عادی انگار انگلیس منتظر درخواست ما بود تا امتیاز شرکت نفتش رو توی طبق طلا تقدیم ایران بکنه.
نویسنده اثر حرکت مصدق رو در جریان‌های ملی گرای عربی ندیده که اینطور میگه روند مشابه در حاشیه جنوبی خلیج فارس هم در جریان بود و به نتیجه رسید؟؟
بسیار عالی
با درود و احترام
به هر روی تمام کارگزاران نظام مشروطه، اگر خود را بخشی از ملت و یا نماینده ملت بدانند، پس مسئولیت و پاسخگویی درباره اصل اساسی و بنیادین، پیگیری و خدمت به فقط و فقط "منافع ملی ایران" در درون "نظام مشروطه" ، را باید در نظر داشته باشند. و کارگزاران را باید بر اساس کارنامه و نه فقط نتایج بلکه پیامدهای از اندیشه تا عملشان ارزشیابی نمود. بحث کارنامه است و پیامدهاست

ضمنا یک کارگزار به عنوان کارگزار یک نظام، یعنی مشروطه ، اگر و فقط اگر برخی دستاوردها داشته یا نداشته است باید در حد نقش او که یک کارگزار مقطعی از یک حکومتی از یک نظام بلند مدت مشروطه است، بررسی علمی شود. نه بیشتر و نه کمتر

مگر می شود از یک کارگزار بت و افسانه ای رمانتیکی خود ساخته تحویل جامعه داد و آنرا محیط بر نظام مشروطه نمود؟ خیر. نظام مشروطه است که بر همه کارگزاران محیط است
و اگر کار مثبتی کند در واقع در ان نظام مشروطه بوده است که زمینه را فراهم نموده بود

کشورداری و حکمرانی و ... با خاله بازی متفاوت است
مصدق را نقد كرده ايد،دمتان گرم، اينقدر هم موشكافانه كه حمل وسواسانه اسناد نفتي او راهم ديده ايد،حال آيا اين نگاه ريزيينانه ،دخالت مستقيم و عظيم و ناجوانمردانه دو قدرت بزرگ در امورات داخلي يك كشور را هم در آن زمان مي بيند و آن را سزاوار انتقادي هر چند ملايم مي داند؟
ali yusefi
شما میفرمایین مصدق میخواست یک تنه ملی شدن صنعت نفت رو جلو ببره،خب مگه از اول تا اخر همین کارو نکرد،توی مجلس ۱۶ چرا هیچ نخست وزیری جرات نمیکرد متمم الحاقی شرکت نفت انگلیس روبه مجلس بیاره،چرا هیچ نماینده ای نطقی علیه طرح ۹ ماده ای نمیکرد،چرا شاه جرات انتخاب امثال سید ضیا نداشت،همش بخاطر شخص مصدق
ali yusefi
ملی شدن صنعت نفت یه خواست جمعی بود،همونطور که همه با نخست وزیری قوام برای ختم بخیر کردن اشغال شمال ایران و قضیه نفت شمال موافق بودن همون اکثریت هم موافق نخست وزیری مصدق برای ملی شدن صنعت نفت بودن،شما فک میکنید اساسا طبع محافظه کار فروغی توان همچین کاریو داشت،یا اگر میکرد رفتار انگلیس و امریکا باهاش بهتر