«... با این گرفتاریها ما را جای «شادی» نیست. دعا هم از ما نخواهند پذیرفت. ولی در دست خود ماست كه در این یك سال چند گامی بسوی پیش رویم و بدینسان آن را سال نیكی و فیروزی سازیم.
با این آشفتگیها كه در جهانست ، ... ناگزیر است كه با سختیهایی دچار خواهیم بود. و سال دیگر در چنین روزی اگر پشت سر برگردیم و نگاهی كنیم خواهیم دید یك سال پررنجی را گذرانیدهایم و هیچ نتیجهای در دست نداریم. ولی اگر به نیكیها كوشیم نتیجهای را در دست خواهیم داشت و از رنجکشی چندان افسوس نخواهیم خورد ، و این یك مایهی سرفرازی برای ما خواهد بود كه در چنان هنگام پرآشوبی به پیشرفت پرداخته چند گامی را بجلو برداشتهایم. من بجای «شادباش» این پیام را میفرستم.
بدانید ای ایرانیان ، ما بدیم كه از جهان بدی میبینیم. در این دستگاه جدایی میان این و آن نیست. خدا یك دسته را برای زبردستی و یك دسته را برای زیردستی نیافریده. این نتیجهی حال و كار خود توده است كه گرفتار گردیده.
بیایید در این یك سال بنیكی كوشیم و چند گامی در این راه پیش رویم. بیایید از راهش بچارهی دردها كوشیم.
خواهید گفت : نیكی چیست؟.. میگویم : نیكی در اینجا نخست دانستن حقایق زندگانی و دوم دست بهم دادن و در راه آنها تلاش بكار بردنست.
🔸درد بزرگ ایرانیان ندانستن حقایق زندگانیست. چون حقایق را نمیدانند از هم پراكندهاند ، در كارها سستند ، بكشور خود علاقه كم دارند ، در برابر حوادث تنها بگله و ناله بس میكنند و در كوشش به تقلیدهای صوری كه از اروپاییان مینمایند امید میبندند ، هر كسی خود را راهنما میشمارد ، هر كسی پیشنهادها میكند. اینها همه نفهمیدن معنی زندگانیست.
نمیگویم : دردهای دیگری نیست ، دردهای دیگر فراوان است. ولی پایهی جملگی ، این ناآشنایی بحقایق است.
من میگویم : بیایید این یك سال را بیاد گرفتن حقایق زندگانی كوشیم ، بیایید یك رشته قواعدی را برای زندگانی بگفتگو گزاریم ، و نیك بدانیم ، و در پیرامون آنها یكدل و یكزبان باشیم. این باشد گامهایی كه در این یك سال پرشور تاریخی بسوی پیش برداریم.
من میدانم بسیاری از این سخن من خواهند رنجید ، و اینكه میگویم نمیدانند و نمیشناسند بغرور آنها خواهد برخورد. ولی حقیقت از میان نخواهد رفت. دوباره میگویم : این توده راه زندگانی را گم كرده. این مردم حقایق زندگانی را نمیدانند. دوباره درخواست میكنم : بیایید این یك سال را بباز كردن یك راهی بكوشیم.
آنان كه بخود مغرورند و این گفتههای ما بآنان سنگین میافتد بركنار مانند. روی سخن ما بآن كسانیست كه از غرور دورند و گرفتاری این توده را دیده و دل پر از درد میدارند. باین غیرتمندانست كه پیام میفرستیم. از آنانست كه چشم همراهی میداریم».
با این آشفتگیها كه در جهانست ، ... ناگزیر است كه با سختیهایی دچار خواهیم بود. و سال دیگر در چنین روزی اگر پشت سر برگردیم و نگاهی كنیم خواهیم دید یك سال پررنجی را گذرانیدهایم و هیچ نتیجهای در دست نداریم. ولی اگر به نیكیها كوشیم نتیجهای را در دست خواهیم داشت و از رنجکشی چندان افسوس نخواهیم خورد ، و این یك مایهی سرفرازی برای ما خواهد بود كه در چنان هنگام پرآشوبی به پیشرفت پرداخته چند گامی را بجلو برداشتهایم. من بجای «شادباش» این پیام را میفرستم.
بدانید ای ایرانیان ، ما بدیم كه از جهان بدی میبینیم. در این دستگاه جدایی میان این و آن نیست. خدا یك دسته را برای زبردستی و یك دسته را برای زیردستی نیافریده. این نتیجهی حال و كار خود توده است كه گرفتار گردیده.
بیایید در این یك سال بنیكی كوشیم و چند گامی در این راه پیش رویم. بیایید از راهش بچارهی دردها كوشیم.
خواهید گفت : نیكی چیست؟.. میگویم : نیكی در اینجا نخست دانستن حقایق زندگانی و دوم دست بهم دادن و در راه آنها تلاش بكار بردنست.
🔸درد بزرگ ایرانیان ندانستن حقایق زندگانیست. چون حقایق را نمیدانند از هم پراكندهاند ، در كارها سستند ، بكشور خود علاقه كم دارند ، در برابر حوادث تنها بگله و ناله بس میكنند و در كوشش به تقلیدهای صوری كه از اروپاییان مینمایند امید میبندند ، هر كسی خود را راهنما میشمارد ، هر كسی پیشنهادها میكند. اینها همه نفهمیدن معنی زندگانیست.
نمیگویم : دردهای دیگری نیست ، دردهای دیگر فراوان است. ولی پایهی جملگی ، این ناآشنایی بحقایق است.
من میگویم : بیایید این یك سال را بیاد گرفتن حقایق زندگانی كوشیم ، بیایید یك رشته قواعدی را برای زندگانی بگفتگو گزاریم ، و نیك بدانیم ، و در پیرامون آنها یكدل و یكزبان باشیم. این باشد گامهایی كه در این یك سال پرشور تاریخی بسوی پیش برداریم.
من میدانم بسیاری از این سخن من خواهند رنجید ، و اینكه میگویم نمیدانند و نمیشناسند بغرور آنها خواهد برخورد. ولی حقیقت از میان نخواهد رفت. دوباره میگویم : این توده راه زندگانی را گم كرده. این مردم حقایق زندگانی را نمیدانند. دوباره درخواست میكنم : بیایید این یك سال را بباز كردن یك راهی بكوشیم.
آنان كه بخود مغرورند و این گفتههای ما بآنان سنگین میافتد بركنار مانند. روی سخن ما بآن كسانیست كه از غرور دورند و گرفتاری این توده را دیده و دل پر از درد میدارند. باین غیرتمندانست كه پیام میفرستیم. از آنانست كه چشم همراهی میداریم».
⭐️⭐️⭐️
کتابها و نوشتههای کسروی در دو کانال زیر آمده است :
@pakdini
@kasravi_ahmad