اختراعات یک بسیجی

کاربری نوشت: «نمی‌دونم اصیله یا نه اما ترکیبیه از دروغ، غلط الکترونیک، غلط مکانیک، غلط مونتاژ، غلط فارسی، غلط انگلیسی. هر نوع غلطش هفتاد بطن داره.»
‌
کاربر دیگری نوشت: «خیلی عالیه فقط چسب مایعش رو یه مقدار زیاد زدن، پنل یه مقدار خیس خورده»

@tavaanatech

1 comment

بیستم اسفند 1324 احمد کسروی ، مصلح اجتماعی ، نویسنده ، دانشمند ، قاضی ، تاریخنگار ، زبانشناس ، وکیل پایه‌ی یک دادگستری و منتقد مذهبی ، به جرم کتاب‌نویسی ، روشنگری و انتقاد از وضع موجود در اتاق بازپرس دادگستری با چند گلوله و 27 ضربه‌ی چاقو باتفاق منشی‌اش حدادپور توسط گروهی مذهبی تندرو ترور شده و از پا درآمدند. در این ماجرا سه نکته‌ی مهم (ابهام) وجود دارد. شایسته است به آن توجه بیشتری شود :

1ـ روز و مکان و زمان جلسه‌ی بازپرسی جزو اطلاعات عمومی نبود. احتمالاً توسط بازپرس مربوطه به آگاهی قاتلان رسیده بود.

2ـ گرچه ترور بوسیله‌ی گروهی تندرو مذهبی انجام شده اما باید بدانیم که دستهای پنهان و آشکار دولتیان ، دربار و سیاستمداران و فراماسونها و برخی افسران و نمایندگان در کار بود ، و افشاگری‌های کسروی در کتاب «دادگاه» که خیانت خیلی از افسران و نظامیان و دولتیان را برملا کرده بود انگیزه‌ی اصلی این ترور بود. این گروه که کسروی آنان را کمپانی خیانت می‌نامید دست بهم دادند تا این بزرگترین رویداد غمگین و ننگین تاریخ معاصر انجام شود.

3ـ در این روز ، شاه و نخست‌وزیر و دیگر سران کشور از پایتخت خارج شده بودند و شهربانی در خفا راه را برای ترور باز گزاشته و گروه‌های محافظ و پاسبانان همه در جهت انجام ترور همدست شده بودند. آری ، آن روز همه چیز برای ترور از پیش آماده شده بود. دربار ، نخست‌وزیر ، شهربانی با تروریست‌ها هم‌پیمان شده بودند تا بزرگمرد تاریخ دانش و فرهنگ را از بین ببرند. جهان هرگز این بی‌آزرمی و بزرگ‌ترین ننگ حکومت پهلوی و دولتمردانش را فراموش نخواهد کرد. و نکته‌ی مهمتر از همه سکوت مرگبار روشنفکران و روزنامه‌نگاران و نویسندگان بود که نتیجه‌ی این سکوت و آن گریز از شهر این گردید که اینک آنان گرفتارند و اینان در رنج و باید دیری بپاید تا باشد که این لکه‌ی ننگ از دامن آنان زدوده شود.

http://t.me/Pakdini