♨️ میخواهند فقیر بمانیم!
ذات اکثر نظامهای اقتدارگرا با رشد اقتصادی سازگار نیست، دلیلش هم خیلی ساده است: رشد اقتصادی اگر از یک حدی بیشتر شود میتواند پایههای چنین نظامی را سست کند. رشد اقتصادی در نظامهای اقتدارگرا فقط در یک حد اندک که بتواند یک معیشت حداقلی یا بخور و نمیری را برای مردم فراهم کند پذیرفتنی است، اما نه بیشتر.
مدتی پیش در خاطرات آقای هاشمی رفسنجانی خواندم که بخش عمدهای از روحانیون صاحب مقام جمهوری اسلامی، از قبیل آقایان احمد جنتی و محمد یزدی، صراحتاً به ایشان گفته بودند که با رونقگیری بیش از حد اقتصاد کشور مخالفند چون به نظرشان رفاه زیاد باعث دوری مردم از خدا و پیغمبر میشود (نقل به مضمون).امروز هم این جملهٔ جناب علمالهدی امام جمعهٔ شهر مشهد توجهم را جلب کرد: «اگر زندگی و رفاه بر خدا ترجیح داده شود وضع ما از زمان حضرت امام حسن بدتر خواهد شد و مظلومیت رهبری نیز از مظلومیت حضرت امام حسن بیشتر خواهد شد.»
این جملات به حد کافی گویا و روشن است. بخش عمدهای از روحانیون حاکم بر ایران واقعاً هیچ اعتقادی به رونقگیری اقتصاد کشور ندارند. شعارهایی مثل جهش تولید صرفاً در حد شعار باقی میماند زیرا قشر روحانیون حاکم قلباً و عملاً هیچ اعتقادی به تحقق این شعار ندارند. موقعی که این گروه از روحانیون حاکم، رفاه را معادل فساد و دوری از خدا و در مرتبهٔ پایینتر، نظام حکومتیشان، تلقی میکنند، طبیعتاً اجازهٔ چنین رفاه و رشدی را نخواهند داد.
رشد اقتصادی استلزاماتی دارد که این مقامات روحانی را خوش نمیآید. رشد اقتصادی بدون درآمیختن با سرمایهٔ خارجی ناممکن است و برای این کار به ناگزیر باید درهای بستهٔ کشور را به سوی خارجیها و سرمایههایشان باز کرد. برای داشتن رشد اقتصادی بالا باید دست از عناد با جامعهٔ جهانی برداشت و با این جامعه درآمیخت و رفتار متعارف در جهان پیرامونی در پیش گرفت که همین میتواند پایههای نظام را که مبتنی بر شعارهای اجنبی ستیزانه است سست کند. رفاه مردم موجب بالا رفتن سطح تحصیلات علمی آحاد جامعه و سست شدن باورهای سنتی و مذهبی میشود. رفاه موجب افزایش سفرهای خارجی مردم و آشنایی آنها با فرهنگهای بیگانه میشود و در یک کلام سبک زندگی غربی را به سبک زندگی مسلط آن ها تبدیل میکند.
از همین رو نگرانی روحانیونی مثل آقای علمالهدی از آسیب دیدن نظام به دلیل مرفه شدن مردم یک امر واقعی و تأملبرانگیز است.
✍️بیژن اشتری
@SepehrAzadi