بازار یا دولت برای احمق ها!
این الگوریتم ساده را برای اینکه دریابیم فلان کار را دولت باید انجام دهد یا می توان آن را به بازار سپرد، به کار ببرید:
۱. آیا کار مهمی است؟
۲. جواب گام ۱ منفی است: پس لازم نیست دولت پول عمومی را برای کارهای غیرمهم تلف کند.
۳. جواب گام ۱ مثبت است: به گام ۴ بروید.
۴. آیا بدون داغ و درفش و اجبار هم باز مایلید پولی برای آن کار پرداخت کنید؟
۵. جواب گام ۴ منفی است: به گام ۱ برگردید.
۶. جواب گام ۴ مثبت است: پس خود افراد داوطلبانه آن را پرداخت می کنند و نیاز به اجبار و سپردن کار به دولت نیست.
گاهی یک نمودار ساده به اندازه یک کتاب می ارزد، والله اعلم.
For dummies
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
https://t.me/RahbordChannel/1511
قطبیت. قطعی نگری.
در دل این کامنت از نظر من مسئله ای هست که از هزارتا بحث آکادمیک با اهمیت تره برای مملکت ما...
قانون هم داریم
کارفرما دستش برسه پدر کارگر رو در میاره
بدون وجود دولت مقتدر، کارفرما مثل خان های قدیمی ناموس مردم رو هم به زور ازشون میگیره
شاید هم مردم داوطلبانه این کار رو کردن!
نتیجه به وجود اومدن هرم های محلیه
من بچه دهاتم و با تمام وجود این رو درک میکنم
ممنونم
تا حد اطلاع من عمدتا سود ناشی از حاکمیت متمرکز برای طبقه کارگر جامعه (اگر بتونین از طبقه استفاده کنیم) عمدتا مربوط به تامین خدمات عمومی، حمایت حقوقی، سرکوب قیمت، ایجاد امنیت از قبیل خرید تضمینی محصول، اجازه ایجاد اتحادیه برای پیگیری منافع یا بیمه کارگر، و ایجاد حداقل دستمزد هست.
بخشی از این مزایابیشتر در تئوری اتفاق میافتند مثل بحث بهره مندی از حمایت های قانونی، که طبیعتا کارفرمایی با یک تیم وکالت بهتر میتونه از ظرفیت قانون استفاده کنه. بخش دیگر ناظر به مداخلات اقتصادی به نفع طبقه پایین هست که نظریه های اقتصادی بهمراه تجربه های متعددی که در کانال به خوبی ذکر شده نشون میدن که عملا آسیب هایی به مراتب بیشتر از مزایا میتونه داشته باشه. نهایتا بخش خدمات عمومی هست که موضوع بحث کامنت اول و جواب آقای دکتر هست که میشه گفت بحث برانگیز و تا حدی باز برای چالش هست.
ابن که شما برآمده از محیط دهات هستید و به مشکلات متعددی که در محیط های کوچک تر میتونه شکل بگیره ناشی از انحصار واقف هستید، میتونه بسیار تجربه مثبتی باشه و زاویه دید جالبی رو اضافه کنه. البته به نظرم نیاز هست که مبانی شرایطی که به عنوان تجربه هرم های قدرت ازش یاد کردین رو با مبانی نئولیبرالیسم که از جمله اون میشه به بازار آزاد و ایجاد رقابت کامل هست مقایسه بفرمایید و ببینید تا چه حد با هم تطابق دارند و آیا اون چیزی که نگرانش هستین این چیزیه که اینجا پیشنهاد نیشه یا نه.
با احترام 🌹
درسته
گویا بنده اشتباه برداشت کردم.
دغدغه ای که من دارم اینه که ناشی از این جریان، قدرت اقتصادی حاکمیت مرکزی ضعیف بشه و به تبع آن قدرت حمایتش به واسطه قانون از مردم طبقات پایین تر کم بشه. به نوعی قانون بازیچه دست سرمایه دار بشه.
راه حل چیه؟
من تخصصی در این موضوعات ندارم و فقط صرف بالا بردن اطلاعات عمومی ام میپرسم.
ممنون از راهنمایی و کمک شما 🙏🌹
به نظر من الگوریتم شما بخشی از مسئله را پوشش نمی دهد. زمانی که در مورد یک مسئله بخشی از مردم معتقد هستند که اهمیت دارد و حاضر به پرداخت هزینه (اعم از پولی یا غیر آن) باشند و عده دیگری حاضر به
پرداخت هزینه نباشند مسئله چطور حل می شود؟
شما مسئله شیوع یک بیماری خطرناک را در نظر بگیرید. عده ای فکر می کنند که مسئله جدی هست و باید در خانه بمانند ولی عده دیگری مسئله را جدی نمی گیرند و به مسافرت می روند و در بین عموم حاضر می شوند. رفتار این افراد با افزایش شیوع بیماری جان بقیه را نیز به خطر می اندازد. حالا سوال من این است که فارغ از دولتی یا خصوصی بودن آن، آیا نباید مکانیزمی (نهادی) برای محافظت از کسانی که به خطر بیماری آگاه هستند وجود داشته باشد؟