پروانه عارف از زندانیان دهه شصت در یک رشته توئیت درباره قاضی محمد مقیسه، از قضات دادگاه انقلاب که به صدور احکام سنگین شهره است، چنین نوشت:

"‏چند روزه مثل یه کابوس اسمش تو سرم می‌چرخه «محمد مقیسه‌ای همان ناصریان دادیار،بازجوی دهه شصت اوین هست»! من با همین خودکاری که همیشه در دستش هست بخاطر میارمش.میدانستید همین خودکار وسیله ی شکنجه دادنش هست؟او متخصص شکنجه‌ی زندانی‌های ملی کش چپ بود که نه به انزجار می‌گفتند. [ملی‌کش اصطلاحی است که به زندانی‌ای که پس از پایان حکمش هنوز آزاد نشده گفته می‌شود، در دهه شصت برخی زندانیان چندین سال ملی‌کشی کردند و حتی اعدام شدند]
.
‏بعداز ‎#قتل_عام۶۷ به ۲۰۹ منتقل شدم.یکروز وقتی از حمام به داخل سلول رفتم حاج مقیسه یا ناصریان آنجا ایستاده بود.زن پاسداری هم بود.گفت نقاشی رفقای اعدامی ت و روی دیوار سلول کشیدی؟جواب ندادم.با موهای خیس، لباس کم.چون لباس نداشتم.باید قبلی رو می‌شستم. به پاسدار زن گفت برو بیرون.در و بست.
.
‏حاج مقیسه یا ناصریان ازم پرسید حکمت تموم شده انزجار میدی یا نه؟گفتم نه.چادرم و دور بدنم پیچیده بودم.بدون روسری.وقتی من و با مشت و لگد به در و دیوار سلول پرت می کرد چادر و از دست میدادم.دوباره چهار دست و پا چادر را سرم می کردم.او با همین خودکار به نقاطی از اعصاب بدنم ضربه میزد.
.
‏اولین بار بود زیر شکنجه جیغ می کشیدم.علتش خبردار کردن سلول‌های کناری‌ام و ترس از مقیسه،ناصریان هم بود!بچه ها با هر وسیله‌ای که داشتند شروع به ضربه به درهای سلول کردند. صدای فریاد،گریه ی رفقام از سلول‌های دیگه که اسمم و صدا می کردن باعث شد پاسدار زن اومد و گفت حاجی بسه. مُرد دیگه!
.
‏بار دوم که بوسیله مقیسه یا ناصریان شکنجه شدم سال ۶۸ و بعد از ملاقات حضوری با پدرم بود و اصرار او بر انزجار.بعد از رفتن پدرم روی همان صندلی بازجویی من و با طناب بست و با کابل آنقدر به زانوهام زد که تا ۶ ماه قادر به راه رفتن نبودم.برای درمان به بیمارستان خارج از زندان منتقل شدم.
.
‏در مستندهایی از ناصریان و این شکنجه‌ها گفتم.برای من گفتن از شکنجه شخصی هرگز راحت نبوده. در فیس‌بوک و اینستاگرام بخاطر حضور خانواده ام نمی خوام بنویسم. اما حالا که این مردک سرنوشت بچه‌های زندانی و حکم‌ها در دستش هست همه باید بدونند که چه روانی خطرناکی هست.اینها چه شکنجه‌گرایی هستند.
.
#محمد_مقیسه #قوه_قضاییه #دادگاه_انقلاب #دهه۶۰

چنین فردی (مقیسه) اینک قاضی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب است و طی سالیان، حکم‌های سنگین زندان و اعدام برای فعالان سیاسی صادر کرده است.

مرتبط:
کتاب زندان در ایران
http://goo.gl/8eWnoP

درباره حقوق زندانیان بیشتر بدانید:
http://bit.ly/30sIk4n

2 comments

KY YK
با صدای شلاقشان که آن را ذوالفقار می‌نامیدند به گوشه‌ای دیگر از دنیا می‌رفتم

به ابتدای تاریخی که خوانده و نخوانده بودم می‌رسیدم

یکی می‌زد به خاطر افکارم
دیگری می‌زد به خاطر زبانم
سومی می‌پنداشت که امنیت ملی را به خطر انداخته‌ام
چهارمی می‌زد تا ببیند صدایم به کجای دنیا می‌رسد

فرزاد کمانگر - اوین ۱۳۸۸
Master Trainer
اخوند دروغ میگه

اخوند دزده

اخوند واردتی


اخوند فلان

من اخوند قبول ندارم


علی مرده کی گفته اخوندهای قدیم


امامان معصومند کی گفته اخونهای قدیم


اسلام شیعه پاک ترین دینه کی گفته اخوندهای قدیم


قران کتاب خداست کی گفته خامنه ای


یاد داستان چوپان دروغگو افتادم از کتابهای درسی برداشتند


چون این مسلمانان شیعه از دروغ خوششان می اید


خوب سواری میدهند