در باب خودسوزی دختر جوان، چپول های وطنی و باقی قضایا
"انواع مکاتب نئومارکسیست، به ویژه نظر بازی های ناظر به جامعه توده ای، که در ستیز آشتی ناپذیر با نظام سرمایه داری لیبرال، از مکتب انتقادی تا نظریه پردازان اخیرتر فرهنگ توده ای، کوشیدند از غم غربت گذشته از دست رفته، که بیش از توهمی عوامانه نبوده، نظریه علمی بپردازند، و از این نظریات علمی، ابزار مبارزه برای عقاید ایدئولوژیک خود بسازند.
پس چنین گفتند که فرهنگ بومی پدیده ای اصیل و عزیز و مفید و انسانی بوده است، اما نظام سرمایه داری برای بازتولید روشها و ارزش های خود با ابزار های تکنولوژیک با صنعت فرهنگ به توسعه ذائقه هایی دست زده که باعث شده است مردم در حسرت آنچه در گذشته داشته و اینک از دست داده اند، اندوه بخورند، اینان در فرهنگی که در دنیای معاصر و در جوامع صنعتی از طریق رسانه ها و آموزش و پرورش و سامانه های هنری ترویج می شود، چنان تاختند که حاصل آن نظریه سازی در غم غربت گذشته از دست رفته شد؛
گذشته ای که در آن چه خوب بود که از تلویزیون و رادیو و روزنامه و سینما و فروشگاههای زنجیره ای و مترو و ... خبری نبود و فرهنگ و اقتصاد محلی در معرض حمله فرهنگ و اقتصاد عام نبود، و لیبرالیسم با تمامی ویترین های عامه فریبش غایب بود!
البته فهم این دشوار نیست که برخی از بنی بشر خصومت با کسانی یا چیزهایی را به جایی برسانند که آرزو کنند کاش هیچ نبود تا آن هم نبود؛ و براین اساس، به ستایش گذشته ای بپردازند که اگر حتی تنها حسنش این بوده که لیبرالیسم در آن نبوده، خوب بوده است.
اما این ایده های غریب و عقل آزار ویروس خطرناکی را منتشر می کند که حرکت روبه پیش و تدریجی جوامع را در مسیر رفاه و اخلاق در مظان سقوط و انحراف می اندازد. عامه مردم و شاید برخی عقول سلیم را از جهت خطایایی که از این بابت دارند و ساده دلانه دنیای معاصر را بدتر از گذشته می دانند، شاید بتوان بخشید، اما روشنفکران و دانشمندانی را که بر هیزم این گذشته ستایی و حال ستیزی نفت تبیین و تحلیل و توجیه می ریزند، نه".
برگرفته از کتاب فلسفه های روانگردان، نوشته حضرت مرتضی مردیها
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
نبودهاید، از کجا با ایمان میگویید که خیلی بهتر بوده پس باید به آن زمان نوستالژی داشت؟