این جملهٔ ویرانگر و بسیار مهم خامنهای که در دیدار با فرماندهان سپاه گفته، نادیده و ناشنیده مانده است: «امتداد عمق راهبردی گاهی اوقات از واجبترین واجبات کشور هم لازمتر است»
این همان اصلی است که تفسیر آن میشود: «حفظ سوریه از حفظ خوزستان مهمتر است.»
با خودتان بیاندیشید که اصلا عمق راهبردی چیست، و افزایش آن چه هدفی دارد و به سود چه کسی تمام خواهد شد؟
هر جا که جمهوری اسلامی پای نهاده است جز نکبت و ناامنی و خون و جنایت چه به همراه برده است؟ این چه سودایی است که نه مردم ایران را از آن سودی عاید میشود و نه هیچکدام از ملل آن مثلا «عمق راهبردی»؟ یازده میلیون بیخانمان و نیم میلیون کشته فقط در سوریه و هزاران و بل میلیونها کشته و آواره و خسارتدیده در یمن و عراق و لبنان و فلسطین نتیجهٔ گسترش عمق راهبردی امپراتوری تشیّع است. پایههای این امپراتوری بر خون و جنون بنیاد یافتهاند و نه تنها مایهٔ هیچ شکوه و فخری برای باشندگان زیر یوغش نیست، که باعث نگونبختی ساکنان آن نیز است.
این چگونه عمق راهبردی است که شما با پاسپورت ایرانیتان حتی نمیتوانید به آن سفر کنید. هیچکس نمیداند که چرا رهبر لجباز جمهوری اسلامی، عطش بدبخت کردن ملتهای بیشتری را دارد و به همین صد و چندده میلیون نگونبختِ اسیر در چنگالش رضایت نمیدهد.
_______@ajibzad
از خرم گر می شود، خرتر شوم
دشمنِ من، این سوادِ مُختَصَر
بیسوادم کن، که پیغمبر شوم
آن وقاحت را، که بر صوفی رواست
بر مَنَش دهَ تا که بر منبر شوم
از سِفاهت بینهایت، عرضه کن
تا برین نابِخردان، رهبر شوم
جای دل، در سینه سنگی بایدم
تا که در قبِ هُنَر خنجر شوم
برقُِ شمشیری، عطا کن تا از آن
صاحبِ دنیا و، سیم و زر شوم
هر که را با من ندارد، الفتی
سر بِبُّرَم، بر زنش شوهر شوم
قالبِ من را تهی کن، از حیا
تا که بر نوباوگان، همسر شوم
لعبتی دارد پسر، چون یاسِ تر
با همو ای کاش، همبَستَر شوم
سلطنت خواهم، ازینجا تا ابد
ای خوشا، پیغمبرِ آخر شوم
" تردید"