تعدادی از ایرانیان در واشینگتن دی سی در برابر دفتر حفاظت از منافع جمهوری اسلامی ایران در اعتراض به صدور حکم یک سال حبس برای خانم شهناز کریمبیگی تجمع کردند.
این افراد تصاویری از مادر مصطفی کریمبیگی و پوسترهایی در دست داشتند که روی آنها نوشته شده بود: #شهناز_اکملی_تنها_نیست
صدور یک سال زندان برای خانم اکملی (کریمبیگی) واکنشهای زیادی بین فعالان مدنی و کاربران فضای مجازی برانگیخته است.
مادری که در اتاق بازجويي به او گفته بودند تصور كن اصلا پسري نداشتي، تمام شد و رفت، و مادر گفته بود ٢٦ سال زحمتش را كشيدم، براي زايمانش درد كشيدم چطور تصور كنم نبوده؟
او حالا فرزندان بسیاری در سراسر دنیا دارد، که آرمانهایی مشترک را دنبال میکنند.
مرتبط:
شهناز اکملی؛ فرزندش را کشتند و مادر را حبس کردند
http://bit.ly/2n9CINSشهناز کریم بیگی؛ مادری که خونبهای فرزندش را آزادی ایران میداند
https://bit.ly/2BI5ewk@Tavaana_TavaanaTech
از طرف دیگر باید افسوس خورد بر این اتحاد. ۶ نفر آمدهاند. آن از اتحاد داخل وقتی محمد نوریزاد گفت بیایید جلوی دادگستری شهر مشهد تجمع کنیم. این هم از اتحاد خارج
حکومتهای تمامیتخواه و دیکتاتوری ترسناکاند اما سِرّ ماندگاریشان در این ترسناکیشان نیست بلکه بقایشان مدیون و مرهون این است که بیش از میزان هراسناکیشان در دل مردم هراس افکندهاند و موفق شدهاند خود را ترسناکتر از آنچه هستند بنمایانند. از اینرو است که وقتی مردمانی به توان خود پی میبرند و ترسشان میریزد میدان میلیونی معترضان شکل میگیرد و هیبت و هیمنهی دیکتاتورها میریزد.
سْوِتلانا الکسیویچ ، نویسنده و روزنامهنگار اهل بلاروس و برنده جایزه نوبل ادبیات سال ۲۰۱۵ اصطلاحی دارد به اسم «مخالفان آشپزخانهای» که منظورش کسانی است که مخالف حکومتند اما شهامت ابراز مخالفت علنی ندارند و در آشپزخانههایشان سخنان مخالف حکومت میگویند.
او میگوید که اقلیت کوچکی از مردم شهامت مخالفت علنی دارند و بقیه به حکومت بیلاخ میدهند اما انگشتشان در جیبشان است.
روزی که انگشتها از جیبها بیرون بیاید و مخالفت از آشپزخانهها به میدانهای شهر برسد روزی است که دیکتاتوریها به زیر کشیده میشوند.
تا پیش از آن روز آن اقلیت شجاعتر باید با دیگران در مورد ترسها و عوامل هراسآور سخن بگویند. میبایست از به تعبیر واسلاو هاول «قدرت بی قدرتان» با مردم سخن گفت و اینکه چگونه میشود بدون خشونت و با نافرمانی مدنی دیکتاتورها را به زیر کشید.
کافی است از آشپزخانهها به میدانها آمد