در باب یک فقره قهرمان خلق
"در دورهای که چه گوارا تقریبا اداره کل اقتصاد کوبا را برعهده داشت، تولید شکر تقریبا از هم پاشید، صنعتی سازی شکست خورد و جیره بندی آغاز گشت. تمام اینها در کشوری اتفاق افتاد که از دوران پیش از باتیستا تا آن زمان چهارمین کشور موفق اقتصادی در آمریکای لاتین بود. انقلابیِ بزرگ این امکان را پیدا کرد تا با ریاست بر بانک مرکزی کوبا، ریاست بخش صنعت در سازمان اصلاحات ارضی از اواخر ۱۹۵۹، و در اوایل ۱۹۶۱ بعنوان وزیر صنعت، دیدگاه اقتصادی خود- برداشت او از عدالت اجتماعی- را به اجرا بگذارد.
خسّت او در دوران ریاستش بر بانک مرکزی، همان دورانی که او امضای „چه” را بر روی اسکناسها میانداخت، توسط معاونش ارنستو بتانکورت به روشنی بیان شده است: „او از اکثر قواعد و اصول اولیه اقتصادی بی اطلاع بود.” قدرت درک گوارا از اقتصاد جهانی به خوبی در سال ۱۹۶۱ در کنفرانس نیم کره در اروگوئه نمایش داده میشود، هنگامی که او "بدون کوچکترین ترسی" رشد اقتصادی ۱۰ درصدی کوبا را پیش بینی کرد و تا سال ۱۹۸۰، از درآمد سرانهای بالاتر از "ایالات متحده امروز" خبر داد. اما در حقیقت، در سال ۱۹۹۷ و سی سال پس از مرگ او، کوباییها رژیمی غذایی متشکل از پنج پوند (هر پوند ۴۵۰ گرم.م) برنج و یک پوند لوبیا در ماه، چهار اونس (هر اونس ۳۱ گرم) گوشت دوبار در سال، و چهار اونس خمیر سویا در هفته و چهار تخم مرغ در ماه داشتند.
اصلاحات ارضی زمینها را از ثروتمندان گرفت، اما آنها را در اختیار دیوان سالاران قرار داد و زارعین. (حکم آن در منزل گوارا نوشته شد). به نام تنوع گرایی، اراضی کشاورزی کاهش یافت و نیروی کار در سایر فعالیتها گسترده شد. نتیجه این که بین سالهای ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۳، برداشت محصول نصف شد و به تقریبا ۳٫۸ میلیون تُن رسید. آیا صنعتی سازی کوبا این هزینه را توجیه میکرد؟ متاسفانه، کوبا مواد خام صنایع سنگین را در اختیار نداشت و در نتیجهی توزیع انقلابی، منابع مالی خرید آنها -و حتی کالاهای اساسی- را نیز از دست داده بود.
در ۱۹۶۱ کار به جایی رسید که گوارا مجبور به ارائه توضیحاتی خجالت آور به کارمندان دفتر شده بود: "رفقای فنی ما در کارخانهها موفق به ساختن خمیردندان شدهاند،… که به خوبی خمیردندان سابق است؛ به همان خوبی تمیز میکند، اما بعد از مدتی تبدیل به سنگ میشود." تا سال ۱۹۶۳، تمام امیدها به صنعتی شدن کوبا فراموش شده بود و انقلاب به نقش مستعمراتی خود بعنوان تهیه کننده شکر برای بلوک شوروی در برابر نفت برای رفع نیازهایش و فروش دوباره به سایر کشورها را پذیرفته بود. برای سه دهه بعدی، کوبا با گرفتن یارانهای بین ۶۵ میلیارد تا ۱۰۰ میلیارد دلار از شوروی زنده ماند".
یاغیگری و ماجراجویی برای بسیاری از خلایق جذابیت زیادی دارد، ولی یادمان باشد فانتزی در حد فانتزی شاید جالب جلوه کند، ولی تلاش برای واقعی کردن آن بی تردید چیزی جز یک کابوس ترسناک نیست، والله اعلم.
https://bit.ly/3faQxkCکانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
شاید یکی از دلایل همواره محبوب بودن این قبیل شوخی های چپ گرایانه علیرغم همه فجایعی که به بار آوردن، همین باشه که اساساً سیاست بازها، ادا اطوارهای سوسیالیستی رو راحت تر از حرف حساب میتونن به مردم گرسنه بفروشن.