در باب روانشناسی اهالی دولت در ایران

"معمولا مسئولان عالی رتبه کشور به صورت خصوصی در مورد ضرورت ادامه یا پایان جنگ صحبت می کردند. همه وزرا نیز عین همین صحبت را داشتند. تقریبا اکثر آنها نسبت به ادامه جنگ انتقادهای جدی داشتند اما در جلسات رسمی هیات دولت وقتی صحبت از جنگ به میان می آمد، همه به نحوی به ادامه جنگ رای می دادند و با شور و شوق متفق القول می شدند که باید جنگ را با شدت ادامه داد. آیه های قرآن و حدیث های معصومان و شعرهای حماسی را نیز چاشنی سخنان خود می کردند.

یک اتاقی در پشت محل برگزاری هیات دولت بود که وزرا برای تماس با دفتر یا منزلشان و یا رفع خستگی و کشیدن سیگار و نوشیدن چای به آنجا می رفتند. معمولا وقتی خبر و یا گزارشی از وضعیت جنگ ارائه می شد وزرا نظرات واقعی شان را در آن اتاق به خوبی بیان می کردند و به صورت خودمانی مخالف ادامه جنگ بودند.

اما وقتی ده متری از آن اتاق دور می شدند بر ضرورت تداوم جنگ سخن می گفتند. من واقعا نمی توانم قضاوت خودم را در این مورد بیان کنم. در حالی که شرایط و با موقعیتی که معاونان و وزرا داشتند باید به صورت شفاف به تجزیه و تحلیل مسائل و تصمیم گیری های نظام می پرداختیم که متاسفانه چنین نشد.

البته در مجلس هم همین طور بود، تمام نطق های پیش از دستور نمایندگان در دفاع از ادامه جنگ بود، اما وقتی با تک تک نمایندگان به صحبت می نشستی که با این همه حمله وضعیت مناطق جنگی امیدوار کننده نیست، وضعیت مادی این گونه است ،وضع آموزش نظامی نیروها نیز چنین است و تجهیزات کافی وجود ندارد آن نماینده هم ضرورت ادامه جنگ را به نقد می کشید و مخالفت می کرد. نمی دانم آیا این جزیی از روان شناسی جامعه ایران است که افراد هیچ وقت با صراحت حرف ها و نظرات خود را نمی زنند یا چیز دیگری است.این مساله موجب می شود که مسوولان نظام سیاسی کشور هم فریب بخورند."

این بخشی از مصاحبه آقای روغنی زنجانی در کتاب اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی است، توصیفی از اوضاع در دهه ۶۰ است که ایران درگیر جنگ با عراق بود، به طرز غریبی حس می کنم بعد از گذشت سی سال در میانه جنگی دیگر الان هم اوضاع متفاوت نیست، والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel

2 comments

البته اینها همش نتیجه ی ساختاره هرمی و بی منطق و هراس از دست دادن پست و مقام هس
ورنر ارهارد مقوله ای رو مطرح میکنه تحت عنوان authenticity
یا به تقریب، روراستی، که این مقوله رو به عنوان یکی از پایه های راهبری در نظر می گیره . بیان می کنه authentic
شدن از روراستانه ی روراست نبودن های ما شروع میشه. من مقاله شما رو در ارتباط مستقیم با این بحث که به نظرم جزو اشکالات فرهنگی ماست دیدم. چه بسا که به همین علت، تک تک افراد جامعه ما از نظر بنیان های فکری توان رهبری سازنده اتفاقات رو نداشته باشند و چقدر فضای ایران به انسان هایی با توان راهبری بالا نیازمند به نظرم می رسه