یکی از اساتید حوزه علمیه قم مدعی شد حوزه علمیه قم میتواند پاسخگوی سوالات جهانیان در آینده نزدیک باشد.
عبدلمجید مقامی مدعی شد که قم «یکی از مهمترین شهرها برای زیرساختهای فکری برای ایجاد تمدن نوین اسلامی» است و گفت: « با توجه به حوزههای علمیه و مراکز علمی در شهر قم میتوان زیرساختهای نوین تمدن اسلامی را از قم و ساکنان این شهر به وجود آورد زیرا متفکرانی مانند مراجع دارد».
- به نظر شما آخوندهای حوزه علمیه قم چه کمکی میتوانند به توسعه و پیشرفت کشور برسانند؟
-- به نظر شما جایگاه واقعی آخوندها در یک حکومت دموکراتیک چیست؟
@Tavaana_TavaanaTech
داستانهای غریب و ترسناک چون کتاب سیاحت غرب آیت الله سید محمدحسن نجفی قوچانی که یک فایل صوتی هم داشت هنوز هم دست به دست می شود. فایل صوتی با صداهای ترسناک فرشته های عذاب قبر، نکیر و منکر و شکنجه های جهنم و صدای قرآن عبدالباسط برای ایجاد وحشت.
صنعت دین، مشتریانی میخواهد که گریه کنند و بر سر خود بکوبند و بگویند الهی العفو! التماس و عجز و لابه و زاری کنند بگویند الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنا مِنَ النّارِ يا رَب! از دید روحانیون و کاهنان، مشتری نباید اعتماد به نفس داشته باشد. باید با رضا و رغبت یا از روی وحشت ، دست در جیب کند و حق و حساب کاهنان و آیت الله های بیکار حوزه علمیه را پرداخت کند. مساله فقط و فقط بر سر پول است! این قصهها تنها برای قانع کردن شماست تا به صنعت دین، کمک مالی کنید.
گرانوم
اگر از دینداران بپرسید خدا چیست جواب خواهند داد خدا خالق جهان است .اشکال این پاسخ بی ربطیش است چون من نپرسیدم خدا چه کرده است؟بلکه پرسیدم خدا چیست؟خلقت جهان یک فعل است نه چیستی. خدا باوران در مواجه با این پرسش به لکنت میفتند ،شاید بپرسید این پرسش چه اهمیتی دارد؟اهمیت این پرسش از این روست که اگر نتوانیم هیچ تصوری از خدا داشته باشیم آنگاه تمام جملاتی که در آن کلمه خدا به کار رفته بی معنا خواهد شد ،چنانکه بی معناست.
از قرآن میپرسیم خدا چیست؟جواب میدهد : لیس کمثله شیی. یعنی هیچ چیزی مثل خدا نیست . پرسش این جاست که ما از چیزی که مثل هیچ چیز نیست چه فهمی و تصوری داریم؟! فهم انسانی متوقف به تجربیات حسی است؛ مثلا اگر کسی کلمه" اورانگوتان" را بشنود و بپرسد چیست ،به او خواهیم گفت نوعی حیوان است شبیه به بوزینه .اگر کسی کلمه "اوگالیپتوس"را بشنود و بپرسد چیست،به اوخواهیم گفت نوعی درخت است با فلان مشخصات اما اگر کسی از شیی سخن بگوید که ما هیچ تصور عینی و یا انتزاعی شبیه به آن نداشته باشیم ،آیا فهمی از سخن او خواهیم داشت؟! البنه نخواهیم داشت.
این چنین است سخن گفتن از خدا.سخن گفتن از خدا بی معناست. باید به کسی که از خدا سخن میگوید پرسید : از چه سخن میگویی؟!
چندین هزار مرد
زنها، لچک به سر
مردان، عبا به دوش
یک گنبد طلا
با لک لکان پیر
یک باغ بی صفا
با چند تک درخت
از خنده ها تهی
وز گفته ها خموش
یک حوض نیمه پر
با آب سبز رنگ
چندین کلاغ پیر
بر توده های سنگ
انبوه سائلان
در هر قدم به راه
عمامه ها سفید
رخساره ها سیاه
نادر نادر پور 1331
یه مشت مفتخور که نه کار میکنن نه عرقی میریزن نه مثل کارگر آفتاب میخورن
خونه مجانی با اقساط بسیار پایین رو صاحب میشن و خلاصه زندگیشون همیشه روبراهه
اول بگن اینا رو چطور بدست میارن و از کجا پول نون رو میارن بعد بیان ما رو نجات بدن و برنامه بدن برا زندگی کردن