ویژگی های رستاخیز ایران چیست و چگونه باید با آن همراه شد ؟
"راستی" ۷ شهریور ۲۵۸۲
آن روزی که هموطن کُرد بر بالای سر مهسا و در کنار مزارش پیام سروش را با گوش دل گرفت و همانجا بر سنگ مزار نوشت : ژینا جان تو نمی میری نامت رمز می شود ناخودآگاه می دانست چه می نویسد و این فرواره تا کجا به پیش می تازد . این حکم تاریخی همه معجزات غافل گیرکننده است زمانی که رضاشاه به سید ضیاالدین طباطبایی که سد برنامه هایش شده بود توپید و به او گفت "سید پفیوز" و او قهر کرد و نزد اربابش بریتانیا رفت و همانجا ماند تا دنیا را از شرش آسوده کرد ، رضاشاه نیز انگار ناخودآگاه می دانست چه می گوید و اوت کام گفته و اقداماتش چه می تواند باشد (که معجزه ساخت ایران از ویرانه قجر تا دنیای مدرن امروز بود) پدیده رضاشاه در آن ۱۶ سال که دگرگونی ژرفِ هم جامعه (مدرنیزه کردن) و هم کشور (پیشرفت اقتصادی کاملاً ریشه دار) را بدنبال داشت مجموعه ای سامانمند از برنامه ها و اقدامات بود . امروز که کشور ما درگیر بزرگترین دگرگونی ریشه دار و ژرف در تاریخ شده است نیز همین ترتیبات برقرار است . انگار همانگونه که در دنیای مادی برای کار یک مجموعه ، یک سیستم (سامانه) عمل می کند در دنیای مینوئین یعنی ماورا نیز همین گونه بوده است (دوران معجزات رضاشاه) .
Rasti
امروز اگر صدها کارشناس متخصص و فوق تخصص بنشینند و الگوی جامعه تماماً فاسد و فوق عقب مانده ایران در آخر دوره قجر را به دستشان بدهیم و بگوئیم برنامه بدهند برای تغییر آن و ساخت یک کشور مدرن با مقتضیات امروزی ،، ابتدا می پرسند داشته های ما چیست ؟ اعتبارات مالی زیاد و کافی ؟ گروه متبحر از متخصصان که مجریان برنامه های ساخت و ساز باشند ؟ طرح و نقشه آماده و پروتوکل آن ؟ بعد که می بینند هیچیک از این داشته ها در دسترس نیست پاسخ منفی می دهند یعنی که نمی شود . ولی رضاشاه کرد و شد ! مردی که سواد رسمی هم نداشت نه گروه متخصصانی در اختیارش بود و نه پلان آمده اجرایی و نه حتی اعتبارات کافی . رضاشاه یک مزیت بزرگ داشت (علاوه بر ده ها مزایای شخصیتی و انسانی) و آنهم این بود که مطابق حرف دلش جلو می رفت چیزهایی که به دل پاکش می افتاد و خود ، بی گذشت و بااراده جلو می رفت . کل دوران آوردن ایران عقب افتاده ویران قاجاری به دوران امروز یک فرواره (معجزه) بود که با هیچ آنالیز امروزی قابل بیان نیست . امروز نیز ایران عزیز ما درگیر یک فرواره بزرگ است که کل دنیای قلدر و نیرومندی که نوکرش رژیم اهریمن اسلامی را روی کار آورده و تمام قد از آن نگهداری می کند با تمام قدرت جلوی این رستاخیز ایستاده تا نتواند پیروز بشود و اگر هم توانست تا جایی که می تواند به آن ضربه بزند و خود را دخیل آن کند تا باز هم بلکه بر ایران ما کنترل اهریمنی اش را داشته باشد . پس شناخت این ویژگی های رستاخیز بر ما بایسته است تا بعلاوه با ابزارهای نیرومند شناخت امروز بتوانیم آن را کامل شناخته و به پیروزی برسانیم . برای ذهن خواننده ابتدا باید یک سیستم را تعریف کنیم تا خواننده اهمیت این رستاخیز را با تمام خصوصیاتش دریابد .
تعریف سیستم (سامانه)
"مجموعه ای از اجزا که برای انجام یک کار معین با یکدیگر در گیر آن کار هستند و هریک ، کار معین خود را انجام می دهند ، به نحوی که نبود هریک از اجزای آن ، سیستم را مختل می کند" . سیلندر و پیستون و رینگ و میل لنگ و .... در یک موتور درونسوز اجزای یک سیستم هستند که کار چرخش شافت موتور را انجام می دهند نبود هر یک از این اجزا موجب قطع کار سیستم می شود .
سامانه رضاشاهی نیز با برخورداری از اراده خلل ناپذیر آن مرد ، وجود زمینه مردمی و تمایل برای ساخت و ساز ایران ، هوشمندی رضاشاه و کارگزارانش برای اجرای طرح ها و .... یک سیستم مینوئین بود . سیستم گاهی با برنامه و فناوری انسانها و گاهی هم خود بخود و از تأثیر عواملی که از دست قوی ترین قدرت های بشری هم خارج است به وجود می آید و پیش می رود . دیدیم که قدرت های حقیر گلوبالیستی پشت نظام با تمام توان در جلوگیری از حرکت رستاخیز کارشکنی کردند اینترنت را آلمان با شرکت ایرانی در خدمت نظام چنان تنظیم کرد که فقط برای امور اجرایی دولتی کارساز باشد و برای ارتباطات مردمی بشدت ضعیف و در بسیاری موارد غیرممکن می شود . دوربین های شهری با پرتو مرگ آور و ناتوان کننده گاما را آلمان ها در اختیار نظام گذاشتند و سلاح های سرکوب از گاز اشک آور تا انواع دستنبد و حفاظ های سینه و زانو و ساق بند و کوفت و زهر مار را انگلیسیها و کمی هم چین و روسیه برای نیروهای سرکوب فراهم کردند . آموزش های مخفیانه رژیم هم طبعاً بر عهده گروه های دیگر از این دشمن های بشریت است . با همه اینها رستاخیز رو به جلو می رود . مثل همان طرح رضاشاه آیا پلان و برنامه ریزی خاصی دارد ؟! که از طرف مجرب ترین کشورهای پیشرفته باشد ؟ آیا سلاح دارد ؟ آیا حداقل ،، وسائل تجهیز و حفاظت فردی در اختیار هزاران نیروی انقلابی میهن پرست گذارده شده ؟ درست مثل دوره رضاشاه پاسخ همه منفی است . چه چیزی موجب پیشرفت رستاخیز است ؟ ما تمامش را نمی دانیم چون برای ما هنوز ناشناخته است به همان دلیلی که هنوز نمی دانیم چطور شد که آن فرد بر سر مزار مهسا گفت ژینا جان تو نمی میری . ولی با اینجال مثل همان دوره رضاشاه می فهمیم که یک سامانه ای از دنیای مینوئین ولی با همین ابزار و توانمندی های امروز وجود دارد
Rasti
پس این نیز یک سامانه است که باید برای پیروزی رستاخیز تمام اجزایش را حفظ کنیم و هریک را به تناسب بها دهیم و به پیش ببریم که عبارتند از :
ــ اصل گریزناپذیر بودن براندازی رژیم اهریمن اسلامی
ــ اصل رهیافت سامانه پادشاهی برای پیروزی بر رژیم و براندازی آن و برقراری حکومت درست ملی
ــ اصل زنانه بودن انقلاب ملی ایران بر پایه شعار محوری زن ، زندگی ، آزادی
ــ اصل آگاهی گسترده ملی شامل :
شناخت درست دشمن و شگردهایش ، شناخت علت اصلی قدرت دشمن در ساخت انقلاب اسلامی اش که همانا اسلام اهریمنی ۱۴۰۰ ساله مستولی بر جان و مال و نوامیس کل مردم است ، آگاهی از حمایت کل دنیای امروز از رژیم اهریمن اسلامی . شناخت ضعیف بودن گریزناپذیر نظام بواسطه فساد عمیق و ریشه دار درونی .
ــ اصل خواست صرف نظر نکردنی و گرایش بایسته و شایسته نسل های انقلابی به بازگشت به ریشه و شناسه باستانی (پیش از اسلام)
این ۵ اصل اجزای سامانه رستاخیز ایران است و هیچیک قابل تغییر و دستکاری و یا جایگزینی نیستند که به خودی خود یک سیستم را تشکیل می دهند پس اگر کسانی بخواهند ماهیت زنانه بودن انقلاب را باور نکنند و کنار بگذارند ، کل رستاخیز را نابود می کنند . به زبان ساده تر با همان ضرب المثل های شیرین زبان پارسی باید گفت :
شیر بی یال و دم و اشکم که دید ؟ این چنین شیری خدا کی آفرید ؟
همراه شد ؟
"راستی" ۷
شهریور ۲۵۸۲
آن روزی که هموطن کُرد بر بالای سر مهسا و در کنار
مزارش پیام سروش را با گوش دل گرفت و همانجا بر سنگ مزار نوشت : ژینا جان تو نمی
میری نامت رمز می شود ناخودآگاه می دانست چه می نویسد و این فرواره تا کجا به پیش
می تازد . این حکم تاریخی همه معجزات غافل گیرکننده است زمانی که رضاشاه به سید
ضیاالدین طباطبایی که سد برنامه هایش شده بود توپید و به او گفت "سید
پفیوز" و او قهر کرد و نزد اربابش بریتانیا رفت و همانجا ماند تا دنیا را از
شرش آسوده کرد ، رضاشاه نیز انگار ناخودآگاه می دانست چه می گوید و اوت کام گفته و
اقداماتش چه می تواند باشد (که معجزه ساخت ایران از ویرانه قجر تا دنیای مدرن
امروز بود) پدیده رضاشاه در آن ۱۶ سال که دگرگونی ژرفِ هم جامعه (مدرنیزه کردن) و
هم کشور (پیشرفت اقتصادی کاملاً ریشه دار) را بدنبال داشت مجموعه ای سامانمند از
برنامه ها و اقدامات بود . امروز که کشور ما درگیر بزرگترین دگرگونی ریشه دار و
ژرف در تاریخ شده است نیز همین ترتیبات برقرار است . انگار همانگونه که در دنیای
مادی برای کار یک مجموعه ، یک سیستم (سامانه) عمل می کند در دنیای مینوئین یعنی
ماورا نیز همین گونه بوده است (دوران معجزات رضاشاه) .
متخصص و فوق تخصص بنشینند و الگوی جامعه تماماً فاسد و فوق عقب مانده ایران در آخر
دوره قجر را به دستشان بدهیم و بگوئیم برنامه بدهند برای تغییر آن و ساخت یک کشور
مدرن با مقتضیات امروزی ،، ابتدا می پرسند داشته های ما چیست ؟ اعتبارات مالی زیاد
و کافی ؟ گروه متبحر از متخصصان که مجریان برنامه های ساخت و ساز باشند ؟ طرح و
نقشه آماده و پروتوکل آن ؟ بعد که می بینند هیچیک از این داشته ها در دسترس نیست پاسخ
منفی می دهند یعنی که نمی شود . ولی رضاشاه کرد و شد ! مردی که سواد رسمی هم نداشت
نه گروه متخصصانی در اختیارش بود و نه پلان آمده اجرایی و نه حتی اعتبارات کافی .
رضاشاه یک مزیت بزرگ داشت (علاوه بر ده ها مزایای شخصیتی و انسانی) و آنهم این بود
که مطابق حرف دلش جلو می رفت چیزهایی که به دل پاکش می افتاد و خود ، بی گذشت و
بااراده جلو می رفت . کل دوران آوردن ایران عقب افتاده ویران قاجاری به دوران
امروز یک فرواره (معجزه) بود که با هیچ آنالیز امروزی قابل بیان نیست . امروز نیز
ایران عزیز ما درگیر یک فرواره بزرگ است که کل دنیای قلدر و نیرومندی که نوکرش
رژیم اهریمن اسلامی را روی کار آورده و تمام قد از آن نگهداری می کند با تمام قدرت
جلوی این رستاخیز ایستاده تا نتواند پیروز بشود و اگر هم توانست تا جایی که می
تواند به آن ضربه بزند و خود را دخیل آن کند تا باز هم بلکه بر ایران ما کنترل اهریمنی
اش را داشته باشد . پس شناخت این ویژگی های رستاخیز بر ما بایسته است تا بعلاوه با
ابزارهای نیرومند شناخت امروز بتوانیم آن را کامل شناخته و به پیروزی برسانیم .
برای ذهن خواننده ابتدا باید یک سیستم را تعریف کنیم تا خواننده اهمیت این رستاخیز
را با تمام خصوصیاتش دریابد .
تعریف سیستم (سامانه)
"مجموعه ای از اجزا که برای انجام
یک کار معین با یکدیگر در گیر آن کار هستند و هریک ، کار معین خود را انجام می
دهند ، به نحوی که نبود هریک از اجزای آن
، سیستم را مختل می کند" . سیلندر و پیستون و رینگ و میل
لنگ و .... در یک موتور درونسوز اجزای یک سیستم هستند که کار چرخش شافت موتور را
انجام می دهند نبود هر یک از این اجزا موجب قطع کار سیستم می شود .
سامانه رضاشاهی نیز با برخورداری از اراده خلل ناپذیر
آن مرد ، وجود زمینه مردمی و تمایل برای ساخت و ساز ایران ، هوشمندی رضاشاه و
کارگزارانش برای اجرای طرح ها و .... یک سیستم مینوئین بود . سیستم گاهی با برنامه
و فناوری انسانها و گاهی هم خود بخود و از تأثیر عواملی که از دست قوی ترین قدرت
های بشری هم خارج است به وجود می آید و پیش می رود . دیدیم که قدرت های حقیر
گلوبالیستی پشت نظام با تمام توان در جلوگیری از حرکت رستاخیز کارشکنی کردند
اینترنت را آلمان با شرکت ایرانی در خدمت نظام چنان تنظیم کرد که فقط برای امور
اجرایی دولتی کارساز باشد و برای ارتباطات مردمی بشدت ضعیف و در بسیاری موارد
غیرممکن می شود . دوربین های شهری با پرتو مرگ آور و ناتوان کننده گاما را آلمان
ها در اختیار نظام گذاشتند و سلاح های سرکوب از گاز اشک آور تا انواع دستنبد و
حفاظ های سینه و زانو و ساق بند و کوفت و زهر مار را انگلیسیها و کمی هم چین و
روسیه برای نیروهای سرکوب فراهم کردند . آموزش های مخفیانه رژیم هم طبعاً بر عهده
گروه های دیگر از این دشمن های بشریت است . با همه اینها رستاخیز رو به جلو می رود
. مثل همان طرح رضاشاه آیا پلان و برنامه ریزی خاصی دارد ؟! که از طرف مجرب ترین
کشورهای پیشرفته باشد ؟ آیا سلاح دارد ؟ آیا حداقل ،، وسائل تجهیز و حفاظت فردی در
اختیار هزاران نیروی انقلابی میهن پرست گذارده شده ؟ درست مثل دوره رضاشاه پاسخ
همه منفی است . چه چیزی موجب پیشرفت رستاخیز است ؟ ما تمامش را نمی دانیم چون برای
ما هنوز ناشناخته است به همان دلیلی که هنوز نمی دانیم چطور شد که آن فرد بر سر
مزار مهسا گفت ژینا جان تو نمی میری . ولی با اینجال مثل همان دوره رضاشاه می
فهمیم که یک سامانه ای از دنیای مینوئین ولی با همین ابزار و توانمندی های امروز
وجود دارد
حفظ کنیم و هریک را به تناسب بها دهیم و به پیش ببریم که عبارتند از :
ــ اصل گریزناپذیر بودن براندازی رژیم اهریمن اسلامی
ــ اصل رهیافت سامانه پادشاهی برای پیروزی بر رژیم و
براندازی آن و برقراری حکومت درست ملی
ــ اصل زنانه بودن انقلاب ملی ایران بر پایه شعار
محوری زن ، زندگی ، آزادی
ــ اصل آگاهی گسترده ملی شامل :
شناخت درست دشمن و
شگردهایش ، شناخت علت اصلی قدرت دشمن در ساخت انقلاب اسلامی اش که همانا
اسلام اهریمنی ۱۴۰۰ ساله مستولی بر جان و مال و نوامیس کل مردم است ، آگاهی از
حمایت کل دنیای امروز از رژیم اهریمن اسلامی . شناخت ضعیف بودن گریزناپذیر نظام
بواسطه فساد عمیق و ریشه دار درونی .
ــ اصل خواست صرف نظر نکردنی و گرایش بایسته و شایسته
نسل های انقلابی به بازگشت به ریشه و شناسه باستانی (پیش از اسلام)
این ۵ اصل اجزای سامانه رستاخیز ایران است و هیچیک
قابل تغییر و دستکاری و یا جایگزینی نیستند که به خودی خود یک سیستم را تشکیل می
دهند پس اگر کسانی بخواهند ماهیت زنانه بودن انقلاب را باور نکنند و کنار بگذارند
، کل رستاخیز را نابود می کنند . به زبان ساده تر با همان ضرب المثل های شیرین
زبان پارسی باید گفت :
شیر بی یال و دم و اشکم که دید ؟ این چنین شیری خدا کی آفرید ؟