‏اصلاح طلبان سالها برای حکومت مشروعیت خریدند و همه امکان ها را به صندوق رای منتهی کردند و مانع خلق امکان های جدید شدند.
اما هیچگاه نگفتند در ساختار انتخاباتی که نظارت استصوابی هسته مرکزی اش را تشکیل می دهد اساسا حق رای داشتن شهروندان بلاموضوع است.
از دهه ۶۰، دوران حذف و اعدام و ترور و آنارشی و کمیته ها و دادگاه‌های شرع و... بعنوان دوران طلایی یاد کردند، تا به ناراست، در اذهان عمومی، تداعی گر دوره ای درخشان و توجیه گر تئوری انقلاب ربوده شده باشند.
به ناراستی از ظرفیت های مغفول مانده و دموکراتیک قانون اساسی گفتند در حالی که در قانون اساسی همه چیز ذیل اصل ولایت مطلقه فقیه تعریف می شود.
مبدل اعتراضات سیاسی به مطالبات اجتماعی بودند و زندگی چند نسل را به قول خود تبدیل به "تمرین مطالبه گری" بی حاصل کردند.
چند دهه خیابان و دانشگاه را هزینه داشتن سهمی هرچند حداقلی از قدرت کردند، اما در نزاع حقیقی میان جامعه مدنی و حاکمیت همواره در کنار حاکمیت ایستادند‌.
استبدادزدگی، مماشات گری و تقلیل گرایی را در روحیه ایرانی نهادینه کردند.
مشی اصلاح طلبی شان الی الابد و یک سویه و از پایین به بالا بود و همیشه انگشت اتهام شان به سمت جامعه ای نشانه رفته بود که در اتخاذ سیاست ها و اعمالشان کوچکترین نقشی نداشت.
از انتخابات آزاد و قانونی با حضور سلایق مختلف گفتند اما در عمل سلایق مختلف به خودشان یا نهایتا خویشانشان در نهضت آزادی خلاصه می شد.
از قدرت، مانند جریان رقیب برای انباشت ثروت و بهره مندی از رانت بهره جستند تا بقای آینده شان را تضمین کنند.
رد صلاحیت گسترده اصلاح طلبان در سال‌های گذشته را می توان در نوع نگاه حاکمیت به صورت های سود و زیان، پایان اثرگذاری اصلاحات بر جامعه مدنی و در چهارچوب سیر چهار دهه نزاع ها و تصفیه های درونی جریان ۵۷ مورد بررسی قرار داد.
اصلاحات هم با وضعیتی بهتر در لیست نیروهای جریان مغلوب قرار می گیرند، نیروهایی که تضعیف و مطرود شده اما حذف نمی شوند و همزمان که برای روز مبادا بایگانی می شوند، خندقی خواهند بود پیرامون جریان غالب،تا در نقش شبه اپوزیسیون مانع از تجلی اپوزیسیون حقیقی شوند.
اصلاحات مانند سایر نیروهای ۵۷، خصوصا در یک سال گذشته نشان داد با تمام نامهربانی هایی که از سمت هسته سخت قدرت دیده، کماکان به ۵۷ وفادار است.
و با تمام توان، با نیروهای داخلی و خارجی و رسانه ها و شخصیت هایش، مصداق عینی است از ابتذال شر، که مقابل تغییر پارادایم مقاومت می کند.

@PN_KFP

1 comment

مرگ را کاشتن ولی محصول آن برای خودشان خاهد شد صد برابر بدتر تمام اونایی که اینچنین سرزمین نور و خدا رو به سیاه بختی و مرگ نشاندن محصول سیاهش را درو خاهند کرد...چه غرب چه شرق