چرا با قانون های ضد انحصار و "بهبود رقابت" رایج مخالفم!

بسیاری از هواداران اقتصاد "متعارف" از مقررات ضدتراست و "بهبود رقابت" دفاع می کند، در حالیکه اقتصاددانان "لیبرال" اتریشی چنین نیستند، علت هم اختلاف دیدگاه درباره "رقابت" است.

اقتصاد "متعارف" رقابت را در قالب فرض های مدل رقابت کامل می فهمد ( حالتی آرمانی و اغلب دست نیافتنی و حتی به فرض تحقق نامطلوب!) از این رو از قوانین ضدتراست و انحصار حمایت می کند تا واقعیت بیشتر و بیشتر به پیش فرض های مدل رقابت کامل مورد علاقه آنها نزدیک شود، ولی در نگاه اتریشی ها بازار و رقابت یک حالت مشخص (رقابت کامل) نیست که باید به آن نزدیک شد، بلکه یک فرایند مستمر برای کشف و فهم واقعیت های اقتصادی است. بازار و رقابت به عاملان اقتصادی کمک می کنند تا اطلاعاتی تازه خلق کنند. مسئله این نیست که قیمت (نوعی داده تاریخی) را مقدس تلقی کنیم و فکر کنیم همه چیزی است که انسان ها برای کنش اقتصادی به آن نیاز دارند، بلکه قیمت ها این امکان را فراهم می کنند که بتوان از دانش ذهنی دیگران هم بهره برد.

قیمت های بازار هیچگاه به خودی خود دانش مورد نیاز عامل را منتقل نمی کنند، بلکه عاملان اقتصادی و کارآفرینان برای دستیابی به اهدافشان باید چنین دانشی را کشف و خلق کنند. از این روست که اتریشی ها حتی قانون های ضدتراست را هم بر نمی تابند و مخالف دخالت دولت در فرایند پویای بازار اند. ورود منطق سیاسی دولت برای کنترل بازار در نهایت انگیزه تولید ثروت و رشد بهبود استانداردهای زندگی را کند می کند و از بین می برد. دفاع از رقابت واقعی یک جزء لاینفک دارد: دفاع از حقوق مالکیت.

هواداران مداخله دولت هنوز آن هیولایی که از آن دفاع می کنند و "سیاست" را نشناخته اند، دولت آن فرانکشتینی است که علیه "سازنده" خود هم طغیان می کند، بیش از تجویز مداخله باید کمی هم از علم سیاست خواند، شاید آثار نیکولو ماکیاولی به عنوان یک متن جدی در فلسفه سیاسی شروع خوبی باشد، والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel

9 comments

M.L.Parsa
سلام جناب خالقي
سوالي كه ذهن من را معمولا درگير ميكند اين است كه آيا آنچه طرفداران بازار رقابت عنوان ميكنند خيلي انتزاعي نيست؟
آيا واقعا قابل تحقق است؟
M.L.Parsa
يعني اگر انگلستان قرن ١٦ و ١٧ را بدون دخالت در شرايط بازار آن زمان تصور كنيم ، رسيدن به شرايط كنوني متصور بود؟
كار كردن تا حتي ٢٠ ساعت در شبانه روز و شرايط بهداشتي و كاريواقعا وحشتناك چگونه بدون مداخله بهبود پيدا ميكرد؟
بدون این قوانین ، اگر یک بازیگر اقتصاد آنقدر بزرگ شود که اجازه هیچ رقابتی با خودش را ندهد آیا روش دیگری برای جلوگیری از این وضعیت وجود دارد؟
دکتر تو حالت انحصار مطلق چه کنیم؟
M.L.Parsa
يعني اگر انگلستان قرن ١٦ و ١٧ را بدون دخالت در شرايط بازار آن زمان تصور كنيم ، رسيدن به شرايط كنوني متصور بود؟ كار كردن تا حتي ٢٠ ساعت در شبانه روز و شرايط بهداشتي و كاريواقعا وحشتناك چگونه بدون مداخله بهبود پيدا ميكرد؟
عرض کنم پایین آمدن ساعات کار علتش مداخله دولت یا جنبش های کارگران نبود بلکه به دلیل افزایش بهره وری تولید دیگر نیازی به کار زیاد نبود، مثلا هنری فورد حتی برخلاف رویه رایج روزهای کار را کاهش داد و حقوق ها را چند برابر کرد زیرا روش تولید تازه ای عرضه کرده بود و نیازی به بیگاری گرفتن از کارگران نبود
فرض کنیم که حکومت ایران طی یک تصمیم انقلابی ایدئولوژیک، اقتصاد خود را به طور کامل خصوصی کرده و قوانین بازار را بخواهد اجرا کند. به نظر شما بدون قوانین حمایتی ضد تراست که تضمین کننده ی رقابت باشد، چگونه می توان رونق اقتصادی را ایجاد کرد؟
البته مطابق با همان نمودارهای شوک درمانی اقتصادی در کشورهای شیلی و...، که پیشتر منتشر کرده بودید، چیزی در حدود سه سال رشد اقتصادی کشورها منفی بود. چرا؟ پر واضح است، به خاطر شکست بازار، چون هنوز رقابت شکل نگرفته است. که باید با همین قوانین ضد تراست، رقابت مورد نظر شکل بگیرد.
به علاوه در حالت های انحصار کامل و یا چند جانبه ( مونوپولی و الیگوپولی ) با چه انگیزه ای تولید کننده می خواهد به افزایش کیفیت و کاهش قیمت محصول تمام شده خود بیندیشد؟
این جا دیگر همان جایی، مکتب اتریش به کوچه ی علی چپ زده، و شکست بازار را یک افسانه دانسته و یا اینکه بخواهد شکست دولت را مقدم بر شکست بازار بداند!
Amir Hossein KhaleQi
شاید این توضیح کمک کند https://t.me/RahbordChannel/854
موافق نیستم ، شما فقط نگران کارهای دولت هستید ولی وقتی یک شرکت می‌تواند در مقیاس یک دولت یا حتی بزرگتر از آن به پول و قدرت و اطلاعات دسترسی داشته باشد آیا نباید مانند یک دولت نگران بود؟