«نظر شما چیست؟ چرخ نخریسی چه ربطی به قلم علما و مجاهدت راه حق دارد؟! چرا خدا باید صدای چرخ نخریسی را دوست داشته باشد؟!
.
چرا خداوند نباید صدای خوش را دوست داشته باشد؟ مثلا صدای زندهیاد هایده! آخر در صدای چرخ نخریسی چه جذابیتی خفته است؟»
@Tavaana_TavaanaTech
طناب برای اعدام درست میکنند
اول مردم را از یک هیولای نادیده در آسمان بترسانید و خود را نمایندهی هیولا جا بزنید تا بتوانید به اسم خدا و دین برای مردم تعیین تکلیف کنبد و در راس امور قرار بگیرید. بعد به پنج دستور زير عمل كنيد:
1- دخترها و پسرها را از همان كودكستان از هم جدا میكنيم تا از همان زمان همگی آنها تبديل به انسانهای بیماری شوند و تا سطح كمی كمتر از ديوانگی به پيش روند. اینطوری همه عمر به سکس فکر میکنند؛ پسرها فكر میكنند دخترها چقدر جاذبه دارند و چقدر متفاوتند و چقدر فرشتهاند ولی غير قابل دستيابیاند و نمیتوانم با آنها حرف يا قدم بزنم؛ همين افكار را هم دخترها نسبت به پسرها پيدا خواهند كرد. اینطوری میتوانیم همیشه آنها را تشنه و سرگرمِ برآوردنِ بزرگترین نیاز جسمیشان کنیم و یک جامعهی بیمار درست کنیم.
2 - علوم انسانی را بی حيثيت میكنيم. كاری میكنيم تا رشتههای علوم انسانی را مسخره كنند و بی ارزش بشمارند.
دستور میدهيم به فارغ التحصيلان رشته های فلسفه، مديريت، جامعهشناسی، اقتصاد، روانشناسی، حقوق، قضاوت و... كار ندهند و بيشترشان سالها دنبال كار بگردند؛ در عوض رشتههای فنی مهندسی، پزشكی را خيلی پر رونق و پولساز میكنيم. بعد میگوييم علوم انسانی مربوط به انسانهای خنگ و لات است تا کسی طرف آنها نرود، به این ترتیب کسی توانايی حل مشكلات مديريتی و اجتماعی را نخواهد داشت و تمام كارهای مديريتی كشور به جای اينكه دست مديران بيفتد به مهندسان و پزشكان و.... سپرده میشود.
فيلسوفی هم وجود نخواهد داشت كه تئوریهای عقلانی را به جامعه عرضه كند. جامعهشناس قوی برای حل مشكلات جامعه به وجود نخواهد آمد. وكيل و حقوقدان باهوش و خبره نخواهند داشت و تا آخر در نتيجه كشور درست اداره نشده و همه ارگانها و سازمانهايش از هم می پاشد.
3 - موسيقی را از مدارس حذف می كنيم. وقتی موسيقی خوب از كشورشان حذف شود، جای آنرا افسردگی و دلمردگی خواهد گرفت. با از بین رفتن موسیقی ادبیات هم کمکم به فراموشی سپرده میشود و جای شاعری و ترانهسرایی که زبان مردم باشد را با مداح چاقوکش پر میکنیم و چون از کودکی فرق موسيقی خوب و بد را نمیدانند، میتوانیم بگوییم مداحی و عربدهکشی زیباست، و راحت پای منبر خرافات مینشینند و بجای شادی توی سرشان میزنند.
از طرفی ممکلتی که موسیقی و ادبیات نداشته باشد در دنیا نمیتواند ادعای فرهنگ و تمدن کند و آبرویی داشته باشد و دچار سرشکستگی خواهد شد.
4 - اجازه نمی دهیم که تاریخ گذشته خود را بدانند. به این روش آنها کم کم بیهویت شده و نسبت به کشورشان هیچ عشق و علاقهای نخواهند داشت؛ واژه ملیت برایشان ناشناخته میشود. پس به راختی میتوانبیم تمام منابعشان را غارت کنیم بدون اینکه کسی نسبت به آنها حساس باشد.
5 _ برای سرگرمی جوانها انواع مواد مخدر ارزان و فراوان در اختیارشان میگذاریم تا نسل جوان هیچ خواستهای نداشته باشد و احساس پوچی و بیارزشی کند.
اين بود انشای من برای نابود كردن ممکلت...
و معلم زیر برگه نوشت: انشاء خیلی خوبی بود؛ البته اشاره نکردید که باید علیه شرق و غرب نفرتپراکنی کرد و مرزها را بست و اینترنت را فیلتر کرد، مبادا مردم از بقیه چیزی یاد بگیرند و بفهمند چه کلای گشادی سرشان گذاشتیم، پس نمرهی شما ۱۹.