🔴 جایگاه آذربایجان در شاهنامه فردوسی
🔷 آذربایجان از سرزمین های مقدس ایرانیان است و در شاهنامه فردوسی جایگاه ویژه ای دارد و همیشه به بزرگی و آزادگی مردمان آن اشاره دارد
🔶 آذربایجان سرزمینی است که بزرگان و آزادگانی چون زرتشت بزرگ ؛ رستم فرخهرمز ؛ بابک خرمدین ؛ ستارخان و باقرخان و... برای سرفرازی ایران زمین ازش برخواستن
همی تاز تا آذرآبادگان | به جای بزرگان و آزادگان
چنین تا در آذرآبادگان | بشد با بزرگان و آزادگان
به یک ماه در آذرآبادگان | ببودند شاهان و آزادگان
همه ویژه گردان آزادگان | بیامد سوی آذرآبادگان
#ایران
#آذربایجان
#پاینده_ایران
#یاشاسین_ایران
#یاشاسین_آذربایجان
#یاشاسین_تمام_اقوام_ایرانی
@SepehrAzadi
دستمریزاد👏👏👏👏
آفرین👏👏👏👏👏
👏👏👏👏👏👏
وقعا حرف نداره
درضمن بیسوادان بزرگ
بخصوص پانترکها
دیو
و دیوان
درزمان ایران باستان و زمان میترا و قبل از زرتشت
دیوان عضوی از الهه و اسطوره های ایران باستان بودن
دقیقا مثل
شیر نیمیا،مینوتور،سنتور،سایکلاپس
یونان باستان
زمانی ک زرتشت و یکتاپرستی آمد
اکثر ایزدان و الهه ها و اساطیر گذشته
یاازبین رفتن
یا پلید شدند
چون نمادی از چند خدایی بودند
شمایی ک یکریز به آریاییان بخصوص کردها توهین میکنی!!!!!!!
کلمه ی [بخت]
خود ریشه ی بابلی/ایرانی[کردی] دارد! :/
🤣🤣🤣🤣😂😂😂😂
سخن بس کن از هرمز ترک زاد که اندر زمانه مباد این نژاد...
که این ترک زاده سزاوار نیست کس اورا به شاهی خریدار نیست
که خاقان نژاداست و بد گوهر است به بالا و دیدار چون مادر است
ا
ابا سرخ ترکی،بدی ،گربه چشم توگفتی دل از رده دارد به خشم
که آن ترک بد ریشه و ریمن است که هم بد نژاد است و هم بد تن است
تن ترک بد ذات بی جان کنم زخونش دل سنگ مرجان کنم
از آن پس بپرسید،ازآن ترک زشت که ای دوزخی روی دور از بهشت
چه مردی و نام و نژاد تو چیست؟! که زاینده را بر تو باید گریست
بُود ترک،"بد طینت" و " د یو زاد" که نام پدرشان ندارند یاد
🤪🤭
به دژخیم فرمود تا گردنش زند، پس به آتش بسوزد تنش
هر آنکس کجا یافتی از عرب! نماندی که با کس گشادی دو لب
زدودست اودورکردی دوکتف! جهان ما ند از کار او در شگفت!
عرابی،"ذوالاکتاف"کردش لقب! چو او مُهره بگشاد، کتفِ عرب
چو شب نیمه بگذ شت و تاریک شد جهاندار با کُرد نزدیک شد
برآهیخت شمشیرو اندر نهاد گیا را ز خون بر سر افسر نهاد!
همه دشت از ایشان سر و دست گشت بروی زمین ،کُرد بر، پَست گشت!
بی اندازه، زیشان گرفتار شد "سترگی و نا بخردی "خوار شد
همه بوم-هاشان بتاراج داد! سپه را همه "بدره "و "تاج" داد