باید تمرین کنیم و یاد بگیریم. مثل این بانو یا «توانا» به دیگران یادآوری کنیم. کار آسانی نیست؛ آثار ادبی ما پر است از این نوع ادبیات جنسیتزده، جز معدودی چون شاهنامه
فعلا اینگونه ست.فرهنگ اینگونه ست.ادبیات رو نمیشه بازسازی کرد.بنای ساختمانی که نیست. اگه قراره چیزی تغییر کنه باید همه چی تغییر کنه
KY YK
هیچ کسی اینجا (نه این بانو، نه توانا، و نه من) ادعا نکرد «از نظر سیاسی درست بودن» علاج دردست. اما «درست بودن» میتواند علاج باشد
آری فرهنگ کموبیش اینگونه است و باید اصلاح شود. کسی نمیخواهد ادبیات را بازسازی کند. ولی ادبیات باید از این منظر نقد شود (همانطور که آرامش دوستدار ادبیات را از منظر تاثیر دین نقد کردند و گفتند بر ادبیات ما و تفکر ما «دینخویی» غالب شده)، باید از منظر جنسیتزدگی هم نقد شود
اگه قراره چیزی تغییر کنه باید همه چی تغییر کنه
آری فرهنگ کموبیش اینگونه است و باید اصلاح شود. کسی نمیخواهد ادبیات را بازسازی کند. ولی ادبیات باید از این منظر نقد شود (همانطور که آرامش دوستدار ادبیات را از منظر تاثیر دین نقد کردند و گفتند بر ادبیات ما و تفکر ما «دینخویی» غالب شده)، باید از منظر جنسیتزدگی هم نقد شود