....ناصر تقوائی رمان دائی جان ناپلئون را هم که بدون سناریو و فیلم او بختی بیش از کارهای فکاهی نازل قبلی ایرج پزشکزاد نداشت ماندگار کرد.  چه بهتر که صدای مشکوک و ’نفْس بهوت افسرده‘ و سایر مضامین روزنامهٔ توفیق را کنار می‌گذاشت. ’’حیف از طلا که خرج مطلا کند کسی.‘‘
فی‌الحال در سال ۴۰۴ در دو متن تقریباً همزمان به جنبه‌ای از دائی جان ناپلئون می‌پردازم که از همان سال ۵۵ در نگاه اول هیچ نپسندیدم و برایم مبتذل و آزاردهنده بود.  یادم نمی‌آید در صفحهٔ فرهنگ آیندگان چیزی دربارهٔ سریال پربیننده نوشته باشم و علاقه و احترام به تقوائی مانع شد به همکاران صفحه بگویم با او گفتگو کنند و بپرسند اینها چیست به خورد خلایق می‌دهد.  طی سالیان از چند اشارهٔ سربستهٔ قلمزنها در جاهای دیگر دستگیرم شد در آن احساس منفی‌ و در ملاحظهٔ حال تقوائی که سانسورچی‌های معاند و آدمهای مسخرهٔ کم‌استعداد زمینگیرش کردند تنها نیستم.  اسمش را شاید بتوان شفقت گذاشت، شاید هم پارتی‌بازی....
https://pastinterruptus.com/

2 comments

86988 Harry
من مجموعهٔ تلویزیونی دائی جان ناپلئون را در همان یک بار پخش سراسری از تلوزیون ملی ایران دیدم. از دریدگی شوخی های آن همیشه در تعجب بودم. به سبک شوخی های ایرانی که من می شناختم نبودند. بعدها که به انگلستان آمدم کم کم این فکر در من ایحاد شد که شوخی ها و طنز دائی جان ناپلئون گویی از فرهنگ بریتانیایی گرفته شده اند. در فکر بودم که چرا برای این مجموعه که گویا به تمسخر دوران تبعید دکتر محمد مصدق در روستای احمدآباد می پردازد یک آبادانی را برگزیده بودند، یعنی شهری که پالایشگاه نفتش را مصدق مصادر یا ملی کرده بود. زمانی که درس زمین شناسی می خواندم تازه فهمیدم که درد ملی شدن نفت ایران هنوز در بین زمین شناسان بریتانیایی از یادها نرفته است. دید تلخ و کینه ورزانه ای داشتند و از قصدشان برای کله پا کردن افراد شبیه به مصدق در کشور هایی مثل بولیوی آشکارا سخن می گفتند. منظورم به رئیس حمهور بولیوی اوو مورالس است
Mehdi Amini
به تصویر کشیدن اشرافیت فاسد و هرزه و بی بته و بی ریشه باز مانده از دوران قاجار در داستانی باور پذیر و از نظر نقد ادبی قابل قبول پزشکزاد را به نویسنده ای درجه یک و هم تراز طنز تلخ و گزنده عبید زاکانی معرفی کرده است ،بد نیست در نقد او موارد را دقیقتر بیان کرد ،یکی از بهترین صحنه ها آنجاست که دایی جان از قول ناپلئون می‌گوید که باید به ضعیف ترین نقطه قوای دشمن حمله کرد و حالا انگلیسی ها به ناموس من حمله کرده اند ،طنزی از این عریان تر و بی رحمانه تر در در نقد بی اخلاقی مردمان این مملکت کجا می‌توان سراغ گرفت.