یکی از ائمه جمعه گفته است که زندگی بدحجابان را ناامن کنید. چند سوال از او دارم. مصادیق بدحجابی از نظر او کدام است؟ چه کسی گفته است حجاب ( منظور بیشتر پوشش موی سر زنان است زیرا در مورد پوشیده بودن بدن بسته به فرهنگ و عرف قطعا در هر جایی قانون و هنجاری وجود دارد) باید اجباری باشد و آن را به بخشی از قانون تبدیل کرده است؟ از این بگذریم. بر فرض که آن چه در ذهن او می گذرد یک آسیب اجتماعی باشد که البته دلایل سیاسی همچون سرگرم کردن مردم به مسائل بی اهمیت و ساکت کردن صدای هر نوع اعتراض به هر شکلی نیز دارد. چرا باید زندگی کسی را که در یک قلمرو زیست می کند و جانی و قاتل سریالی و تروریست نیست، نا امن سازیم؟ اصلا چرا باید زندگی کسانی را ناامن سازیم؟ آیا این سخن مجوز دادن به اعمالی سابقه دار همچون اسیدپاشی بر روی زنان و تعرض ها و تجاوزهای جنسی نیست؟ آیا این نوع سخن گفتن ( خود را حق و نماینده خدا نیز پنداشتن) به عنوان یکی از دلایل، منجر به افزایش آزار جنسی و غیرجنسی زنان و دختران نخواهد شد؟ باید بسترها را برای همه شهروندان امن تر ساخت ( امنیت جانی، مالی، اقتصادی، شغلی، جنسی، اجتماعی و غیره) که از وظایف اولیه هر حکومتی تامین امنیت است تا راه انحرافات اجتماعی غیرایدئولوژیک ( منظور آسیب های اجتماعی ست که واقعا آسیب است و نه چون حکومت می گوید جزء انحرافات است) مسدود شود و یا در حالت واقع بینانه کاهش یابد. همچنین منحرفین نیز به هنجارهای مقبول منطقی باز گردند. کیفیت زندگی، بهزیستی و در یک کلام رفاه شهروندان را باید افزایش داد. حقوق اجتماعی-سیاسی و مدنی آن را ها در عمل محترم شمرد و آن ها را از طریق آزادی، توانمند ساخت. افرادی که صلاحیت ندارند همچنان می تازند و سیاستگذاری های کلانِ غلط می نمایند. آرزوی بسیاری از مردمان این سرزمین تبدیل به نمردن از کرونا و گرسنگی شده است.
بزرگترین دستاورد جمهوری اسلامی ، امنیت است ۰ در بین تمام کشورهای همسایه و منطقه ، هیچ کشوری را نمی توان با ایران در تامین امنیت شهروندان مقایسه کرد ۰ علی رغم نابسامانی های غیر قابل وصف اقتصادی ، گسترش فقر و بیکاری و غیره ، به برکت شهروندان محجوب و زحمات شبانه روزی نیروهای مسلح ، و ساختار اجتماعی ، با افزایش ناامنی روبرو نیستیم . حتی در شهرهای مرزی با توجه با وضعیت خاص قومی و مذهبی ، امنیت مناسبی برقرار است . کدام شخص معتقد به نظام ، تمامیت ارضی کشور ، حقوق آحاد ملت ایران و حتی اسلام و ولایت فقیه می تواند بر طبل ناامنی بکوبد . طرفداران ایجاد ناامنی در جامعه ، مسوول هر گونه آسیب احتمالی به تک تک شهروندان هستند ، در صورت وقوع قتل یا سایر صدمات بدنی و مالی ، به عنوان سبب غیر مستقیم قابل تعقیب کیفری هستند ۰ از قدیم می گفتند حرمت امام زاده با متولی است ، مگر می شود تحت نام نمایندگی ولی امر ، جامعه را به ناامنی کشاند . مگر می شود نیروی حافظ امنیت کشور را علنا دعوت به نقض قانون و ایجاد ناامنی کرد ۰ ناامنی های ایجاد شده در روزهای گذشته ، نتیجه بیانیه آقایان است که با نادیده گرفتن تبعات احتمالی ، دست به قلم شده اند ۰ ایجاد دو دستگی در بین مردم به ویژه ، در شهرهایی که تعصبات نژادی عمیقی وجود دارد ، ممکن است منجر به جنگ داخلی و شورش شود . نهادهای ذی ربط باید اقدامات خودسرانه و تحریک آمیز را بگیرند ۰
بنیادگرایان اسلامی، خشمگینشدگانِ سنتگرایاناند. از همینرو هم هست که در همه مقولات هستیشناختی، درست مثل سنتگرایان میاندیشند و سلوک میکنند.
ازجمله آن چالشهایی که خیزِ "تجدد" پیش روی سنتگرایان نهاد، همانا عدم تمکین زنان به حصرِ معناشان به "باروری" است. این تحول زنان تنها چنین نیست که "جهانبیرون" را برای سنتگرایان دگرگون میکند، بلکه این هم هست که جهانسنتیِ خودساختهشان را هم متحول میکند تا همسران و دختران ایشان هم دیگر نخواهند چنان باشند که مردانِ سنتی میخواهند. این واقعیت، بسی بیش از تغییرها در "جهانبیرون"، آنان را دستخوش حس زوال زیستبومِ مالوف میکند.
درواقع میتوان گفت که برای سنتگرایان هیچیک از تحولات ناشی از "تجدد" بقدر تحولی که در زنان پیش میآورد جنبه اضطراری ندارد؛ نه اشاعه عقلانیت، نه ویرانی هستیشناسیهای اسطورهبنیاد توسط بنیادعلم، نه هرمنوتیکِ فهمِ متونِ مقدس و نه هیچ چیز دیگری. ذهن سنتگرایان آنقدر تیزتک و وقاد نیست که این تحولات را چندان به ژرفا فهم کند، اما تحول در خودآگاهی زنان را لمس میکند و از نزدیک شاهد است. این نکته توضیح میدهد که چرا "دربندداشتن زنان" به شیوههای حجاباجباری و تهدید/تحقیرهای حقوقی بدل به "اشتغالذهنی" بلکه "وسواسفکری" سنتگرایان/بنیادگرایان شدهاست.
دختر/زن ای که برای خودش شانانسانی قائل است و خود را "فردانسانیِ" خویشکار میداند که هرگز قابل در "مالکیتدرآمدن" نیست و خودش اختیاردار بدنخود است و بچهآوری یا ناآوری تصمیم خود اوست، نه کس دیگر ولو "شوهر"، برای سنتگرایان/بنیادگرایان کابوسِ خانهخرابی است! آنان در این داوری کاملا محق هستند.
سرشتِ فرااسلامی، و "مردسالارانه" این رویکرد سنتگرایان را در چالش "سقطجنین" در ایالات متحده هم شاهدیم که دهههاست که Hot topic سیاسی است. ازاینرو چنین است که جامعهایالاتمتحده اقلیت پرشماری از تودههای سنتگرای مردسالار دارد که همچون تودههای سنتگرایان/بنیادگرایان مسلمان، باوری به شانانسانی (کامل) زنان ندارند و زنان را "مالکبدن خویش" نمیدانند!
اما فارغ از آن که اعتقادی به "فلسفهنظری تاریخ" داشتهباشیم یا نه، چنانکه تاریخ جوامع در قرن بیستم نشان داده و بخوبی هم مستند شده است، سنتگرایان در صیانت از زیستبوم مردسالارشان کمترین بختی، حتی در میانمدت، ندارند. همین آگاهی غریزی هم هست که آنان را به سمت خشمِ بنیادگرایانه میراند.
بزرگترین دستاورد جمهوری اسلامی ، امنیت است ۰ در بین تمام کشورهای همسایه و منطقه ، هیچ کشوری را نمی توان با ایران در تامین امنیت شهروندان مقایسه کرد ۰ علی رغم نابسامانی های غیر قابل وصف اقتصادی ، گسترش فقر و بیکاری و غیره ، به برکت شهروندان محجوب و زحمات شبانه روزی نیروهای مسلح ، و ساختار اجتماعی ، با افزایش ناامنی روبرو نیستیم . حتی در شهرهای مرزی با توجه با وضعیت خاص قومی و مذهبی ، امنیت مناسبی برقرار است . کدام شخص معتقد به نظام ، تمامیت ارضی کشور ، حقوق آحاد ملت ایران و حتی اسلام و ولایت فقیه می تواند بر طبل ناامنی بکوبد . طرفداران ایجاد ناامنی در جامعه ، مسوول هر گونه آسیب احتمالی به تک تک شهروندان هستند ، در صورت وقوع قتل یا سایر صدمات بدنی و مالی ، به عنوان سبب غیر مستقیم قابل تعقیب کیفری هستند ۰ از قدیم می گفتند حرمت امام زاده با متولی است ، مگر می شود تحت نام نمایندگی ولی امر ، جامعه را به ناامنی کشاند . مگر می شود نیروی حافظ امنیت کشور را علنا دعوت به نقض قانون و ایجاد ناامنی کرد ۰ ناامنی های ایجاد شده در روزهای گذشته ، نتیجه بیانیه آقایان است که با نادیده گرفتن تبعات احتمالی ، دست به قلم شده اند ۰ ایجاد دو دستگی در بین مردم به ویژه ، در شهرهایی که تعصبات نژادی عمیقی وجود دارد ، ممکن است منجر به جنگ داخلی و شورش شود . نهادهای ذی ربط باید اقدامات خودسرانه و تحریک آمیز را بگیرند ۰
درختی که اکنون گرفتهست پای
به نیروی شخصی برآید ز جای
و گر همچنان روزگاری هلی
به گردونش از بیخ بر نگسلی
سر چشمه شاید گرفتن به بیل
چو پر شد نشاید گذشتن به پیل
https://t.me/drabasshiri
ازجمله آن چالشهایی که خیزِ "تجدد" پیش روی سنتگرایان نهاد، همانا عدم تمکین زنان به حصرِ معناشان به "باروری" است. این تحول زنان تنها چنین نیست که "جهانبیرون" را برای سنتگرایان دگرگون میکند، بلکه این هم هست که جهانسنتیِ خودساختهشان را هم متحول میکند تا همسران و دختران ایشان هم دیگر نخواهند چنان باشند که مردانِ سنتی میخواهند. این واقعیت، بسی بیش از تغییرها در "جهانبیرون"، آنان را دستخوش حس زوال زیستبومِ مالوف میکند.
درواقع میتوان گفت که برای سنتگرایان هیچیک از تحولات ناشی از "تجدد" بقدر تحولی که در زنان پیش میآورد جنبه اضطراری ندارد؛ نه اشاعه عقلانیت، نه ویرانی هستیشناسیهای اسطورهبنیاد توسط بنیادعلم، نه هرمنوتیکِ فهمِ متونِ مقدس و نه هیچ چیز دیگری. ذهن سنتگرایان آنقدر تیزتک و وقاد نیست که این تحولات را چندان به ژرفا فهم کند، اما تحول در خودآگاهی زنان را لمس میکند و از نزدیک شاهد است.
این نکته توضیح میدهد که چرا "دربندداشتن زنان" به شیوههای حجاباجباری و تهدید/تحقیرهای حقوقی بدل به "اشتغالذهنی" بلکه "وسواسفکری" سنتگرایان/بنیادگرایان شدهاست.
دختر/زن ای که برای خودش شانانسانی قائل است و خود را "فردانسانیِ" خویشکار میداند که هرگز قابل در "مالکیتدرآمدن" نیست و خودش اختیاردار بدنخود است و بچهآوری یا ناآوری تصمیم خود اوست، نه کس دیگر ولو "شوهر"، برای سنتگرایان/بنیادگرایان کابوسِ خانهخرابی است! آنان در این داوری کاملا محق هستند.
سرشتِ فرااسلامی، و "مردسالارانه" این رویکرد سنتگرایان را در چالش "سقطجنین" در ایالات متحده هم شاهدیم که دهههاست که Hot topic سیاسی است. ازاینرو چنین است که جامعهایالاتمتحده اقلیت پرشماری از تودههای سنتگرای مردسالار دارد که همچون تودههای سنتگرایان/بنیادگرایان مسلمان، باوری به شانانسانی (کامل) زنان ندارند و زنان را "مالکبدن خویش" نمیدانند!
اما فارغ از آن که اعتقادی به "فلسفهنظری تاریخ" داشتهباشیم یا نه، چنانکه تاریخ جوامع در قرن بیستم نشان داده و بخوبی هم مستند شده است، سنتگرایان در صیانت از زیستبوم مردسالارشان کمترین بختی، حتی در میانمدت، ندارند. همین آگاهی غریزی هم هست که آنان را به سمت خشمِ بنیادگرایانه میراند.