وزارت خزانهداری آمریکا #محمدجواد_آذری_جهرمی، وزیر ارتباطات جمهوریاسلامی را تحریم کرد
وزارت خزانهداری آمریکا روز جمعه اول آذر محمدجواد آذری جهرمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، را در فهرست تحریمهای خود قرار داد.
#اعتراضات_سراسری
#iranprotests
@tavaanatech
شش دانگ حواستان جمع باشد و به دام طرح پالرمو و کودتای سپاه پاسداران نیفتید
فاز نخست براندازی:
در عمل و با کمترین ریسک، قدرت اتحاد و همبستگی تان را یه یکدیگر نشان دادن و بدینگونه ترس را از خود و از دیگر براندازان دور کردن.
تاکتیک های فاز نخست چه می توانند باشند؟
- خاموش کردن ماشین هایتان در خیابانهای اصلی شهرهایتان و ایجاد ترافیکی سنگین، یک راه از نافرمانی های مدنی می باشد.
- تحریم خیابانها و مکانهای بسیار حساس شهرهایتان و نرفتن به آنجا، یک راه دیگر از نافرمانی های مدنی می باشد.
- خرید نکردن از بازارهای اصلی شهرهایتان و بایکوت آنها، یک راه از نافرمانی های مدنی می باشد.
- بکار گرفتن ورزشگاهها بعنوان تریبون براندازی
- راهپیمایی های میلیونی و مسالمت آمیز بسوی سفارتخانه های حامی جمهوری اسلامی و اعتراض به سیاست این کشورها.
اگر شما به این پنج پیشنهاد کم خطر اما بسیار موثر بالایی عمل کنید و با چشمان خود، قدرت اتحاد و همبستگی تان را ببینید، وارد فاز دوم می شویم.
فاز دوم براندازی:
براه انداختن موج میلیونی. نرفتن به مدارس و دبیرستانها، نرفتن به دانشگاهها. با راه افتادن این موج میلیونی، کارگران، کشاورزان، کارمندان و بازنشستگان دیگر احساس تنهایی نخواهند کرد، قوت قلب خواهند گرفت و وارد میدان اعتصابات سرتاسری خواهند شد. دست در دست با بچه های دبستانی، دبیرستانی و دانشگاهی. دست در دست با بچه ها و فرزندان خودشان.
فاز سوم براندازی:
براه انداختن فاز نخست و دوم، به نیروهای انتظامی و ارتش نشان می دهند که مردم راه برگشت ناپذیری را برای خود برگزیده اند. و این همان قوت قلبی خواهد بود که نیروهای مسلح مردمی به آن نیاز دارند.
آغاز و انجام فاز نخست و دوم = کاتالیزاتور برای پیوستن نیروهای انتظامی و ارتش به ملت.
تنها در هنگام نیاز و در هنگام بخطر افتادن جانتان، از خود و از هم میهنان برانداز تا پای جان پدافند (دفاع) کنید اما داوطلبانه دست به خشونت نزنید. به آتش سوزی پمپ بنزین ها و سوزاندن لاستیک ها نپردازید. و به آسیب دارایی هایی همگانی، مغازه ها و بانک ها نپردازید.
🔥در رژیم شاه، ما روشنفکران یا روشنفکر نمایان و تحصیلکرده ها علیه شاه مبارزه میکردیم تا از خود سلب امتیاز کنیم. تا یا یک رژیم کمونیستی یا رژیم آخوندی را در مملکت مستقر کنیم. هیچ رژیمی نمیتوانست به جای رژیم شاه بیاید، که بیش از آنچه او به نسل جوان مملکت، به کارگران مملکت، به کشاورزان و..، مملکت داده بود بدهد. تنها گروه یا صنف اجتماعی در آن رژیم و از اصلاحات آن رژیم چیزی نصیبش نمی شد آخوندها و اقشار پارازیتی حاشیه آن صنف پارازیت بودند که در اثر مدرنیزاسیون فراگیر رژیم شاه زیر پایشان در بین ملت با سواد شونده و توسعه یافته خالی میشد و نفوذشان را از دست میدادند.
🔥پس اگر آخوندها با رژیم شاه جنگ داشتند و با چنگ و دندان، با شارلاتانیسم و عوامفریبی، با شیادی و دروغگوئی در این خصومت آشتی ناپذیر خود با شاه حق داشتند. آنها نمی توانستند تسلیم رژیمی شوندکه کمر به نابودی آنها و بستن دکان و دکه های دینی آنها بسته بود. ولی ما مدعیان روشنفکری، چی؟
🔥پس در یک محکمه عقلانی حتی جزایی جرم ما روشنفکر نماهای تحصیلکرده صدها برابر از جرم آخوند ها بیشتر و تماماً توجیه ناپذیر بود.
🔥برحسب احکام حقوق جزایی و حتی مدنی، آخوند ها از خودشان، از کسب و کارشان دفاع میکردند و به این اعتبار حق داشتند! ولی ما از چه دفاع میکردیم و با که و برای چه می جنگیدیم؟ در یک محکمه عادلانه، آخون قاتلی مانند حتی خلخالی و خمینی هم از منظر دفاع از خود تبرئه است ولی ما روشنفکران و تحصیلگردگان آن دوره که هم به رژیمی که به نفع ما کار میکرد حمله میکردیم و هم با خود زنی، به خودمان! از هرجهت محکوم هستیم.
🔥حال ورق برگشته است و آخوند ها به سلطنت رسیده اند. هیچ گروه اجتماعی، هیچ شخص عاقلی، هیچ فرد وجدان داری، و کمتر از همه هیچ فرد با سوادی، حتی در سطح اکابری آن، هیچ وطن پرستی و.. ، با هیچ توجیهی نمیتواند از این رژیم که فقط در خدمت عمامه داران، رمالان، اختلاس گران، کلاه برداران، پااندازها، موقوفه خواران، زورخانه دارها، حسینه دارها و.... ،. است دفاع کند. به نظر من گناه کسی مانند جهرمی که در این حد معلومات فنی و علمی دارد تا سازمانی به این پیچیدگی را مدیریت کند، ولی در خدمت رژیم ضد ایرانی، ضد مردمی، ضد کارگر، ضد زن، ضد کشاورز ضد سرمایه دار (مولد و نه رانتخوار) قرار می گیرد از جنایتکارانی مانند رئیسی بیشتر است و نه کمتر. این خدمت گذار درگاه آخوندی باید بگوید که این رژیمی که او در خدمت آن است، به کدامیک از گروههای مفید و مولد اجتماعی خدمت میکند که او تمام کاردانی فنی خود را در اختیار آن گذارده است. او میگوید که به سابقه خدمتش در وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه افتخار میکند ولی اتهام شکنجه گر بودن خود را انکار! معلوم است که او شکنجه گر نبوده است! و آنها که او را به شکنجه گری متهم میکنند، نادانسته جرم او را تقلیل میدهد. او نگهدارنده سیستمی بوده است که کُل آن یک ماشین مخوف شکنجه بوده و هست! مگر خمینی یا همین خامنه ای یا روحانی یا لاریجانی شکنجه گر بوده یا هستند؟ آیا شکنجه گر نبودن آنها در این رژیم، از جرم آنها می کاهد؟ آیا جرم سرادارانی که در مقام فرماندهی سپاه، فرمان کشتار مردم را به تفنگچیان سپاه و بسیج میدهند کمتر از آن پاسداری است که مردم را به گلوله میبنند؟ کسی مانند جهرمی که در یک نظام مردمی هم میتواند مشاغل و امتیازات حرفه ای بالایی داشته باشد، ولی با این حال در خدمت ماشین مخوف استبداد، کشتار و شکنجه در می آید از خود سید علی خامنه ای و رئیسی جلاد بیشتر است. چون بر مبنای همان استدلال پیش گفته: سید علی خامنه ای و رئیسی و روحانی حق دارند از دیهیم آخوندی خود دفاع کنند و در این راه فرمان هم قتل و عام مردم و شکنجه مخالفین خود و نظام را هم بدهند! چون این مردم برآنند تا ریشه آنها بکنند و آنها هم از خود و حکومتشان دفاع میکنند. ولی جهرمی چی؟
🔥🔥🔥
@CimorghIran