انقلاب مشروطه کار انگلیس ها نبود
میهن پرستان بسیاری این برگ تاریخ ایران را رقم زدند
آخوند ها بودند که ساخته انگلیس ها بودند و توانستند در آن مسیر حرکت ملت ایران هم اثرات منفی خود را باقی گذارند
جاویدنام احمد کسروی در کتاب تاریخ مشروطه ایران درباره نقش انگلستان توضیحاتی را مطرح می کند و معتقد است که انگلیس ها در آغاز مشروطه نقشی مستقیم در برپا شدن انقلاب نداشتند اما در جریان و پس از آن از اوضاع به نفع خود بهره برداری هایی کردند
و علاوه بر آن دلیل پشتیبانی ضمنی انگلیس از برخی مشروطه خواهان را هم به دلیل رقابت تاریخی بر سر مقابله با نفوذ روسیه تزاری در ایران قجری می داند
انقلاب مشروطه اما به آرمان های بسیاری که داشت نرسید تا زمان ظهور پهلوی های ایرانساز
رضا شاه دوم در این مورد به نقل از کتاب مشروطه ایرانی می نویسد:
رضاشاه ( رضا شاه بزرگ) دو خواست مهم مشروطیت ایران، یعنی ایجاد حکومت مقتدر مرکزی و مدرنساختن جامعه سنتی عقبمانده را با همه تناقضاتی که در مدرنیسم و تجدد ایرانی وجود داشت در برنامه کار خود قرار داد و در ظرف بیست سال، چهره جامعه ایران را دگرگون ساخت
اصلاحات گسترده محمدرضاشاه پهلوی ( شاهنشاه آریامهر) را نیز باید در تداوم خواستهای تاریخی مشروطه ارزیابی کرد. چگونه میشد از جامعهای مدرن سخن گفت در حالی که زنان، یعنی نیمی از جمعیت کشور از مشارکت سیاسی محروم بودند و بخش بزرگی از جامعه، رعیت به شمار میرفتند؟
پدرم با اصلاحات ارضی ( و تبدیل رعیت به ملت) و اصرار بر حضور زنان در عرصههای اجتماعی و سیاسی، یکی دیگر از تکمیلگران پروژه مشروطه بود
پی نوشت:
در نهایت باید گفت آنها که معتقدند دموکراسی لیبرال غربی مدنظرشان (که ظاهرا خیلی برایش سر و دست می شکانند)
در زمان پهلوی ها در ایران اجرایی نشد شعورشان به واقعیات تحولات سیاسی نمی رسد
نمی فهمند که دموکراسی یک سرنگ نیست که یک شبه به جامعه ای تزریق شود
و برای رسیدن به آن باید پیش نیازهایی تحقق یابد
رفاه حداقلی و سواد حداقلی و طبقه متوسط حداکثری و امنیت و به طور کل توسعه کشور پیش نیاز رسیدن به آن مطلوبات است که تمام کشورهای در حال توسعه یا توسعه یافته این روند را طی کردند
و در ایران هم رضا شاه بزرگ و شاهنشاه آریامهر بودند که این اصول را برای ایران محقق کردند
آیا در جامعه ارباب رعیتی که اکثریت ملت رعیت مشتی خان بودند اصلا می شد از عبارت دموکراسی صد در صدی سخن گفت؟
و سوال اینجاست چه کسی آن نظم پوسیده را در هم شکست و نظم ارباب رعیتی را از بین برد و کشور را در مسیری قرار داد که طبقه متوسط به حداکثر جمعیت برسند؟
پاسخ: شاهنشاه آریامهر
چه کسانی مخالفش بودند؟
آخوندها و مرتجعین سیاه و متحدینشان ( مرتجعین سرخ) که غائله پانزده خرداد را راه انداختند و نیز شخص مصدق و دار و دسته منقلی اش که مصدق خود خانی بود که همواره در تمام سالهای پیش و پس از تبعید مخالف برچیده شدن نظام ارباب رعیتی بود
وگرنه تزریق سرنگ وار دموکراسی به جامعه ای توسعه نیافته بدون تحقق پیش نیازها نتیجه اش می شود فاجعه افغانستان و آن چه در آن شاهدش بودیم
در انتها این را هم باید اضافه کنم که من شخصا به عنوان یک شهروند ایرانی در فردای پیروزی پادشاهی پهلوی به نمایندگانی برای شرکت در مجلس موسسان رای خواهم داد که معتقدند شاه صرفا "نباید" سمبلیک باشد و اختیاراتی لازم را باید در کشور داشته باشد
ما در جنگی تمام عیار با نیروهای ایرانستیزی هستیم که دهه هاست به کشور ما یورش بردند و آن را اشغال کردند
و حتی پس از شکست ارتجاع غالب و مغلوب پنجاه و هفت هم امکان دارد به هر شکلی بخواهند بازگردند و دوباره کشور را ببلعند
و شاه ایران ( رضا شاه دوم) باید اختیاراتی داشته باشد که بتواند از کشور و ملت مقابل دوباره بلعیده شدن حراست کند
از فرماندهی کل نیروهای مسلح بگیرید تا حق عزل نخست وزیر و ...
#مرگ_بر_ارتجاع_چه_سرخ_باشه_چه_سیاه
#پاینده_ایران
#جاویدشاه
آریا فرپوری
https://t.me/OmidIranAzad/180215