بازار شاید ما را اخلاقی تر نکند، ولی بی اخلاقی را کیفر می دهد!
گفتیم گران شدن اجناسی مثل ماسک را جدی نگیرید، اگر مثل همین اقدام نبوغ آمیر! اخیر فروش آن ممنوع شود، کار عیب می کند، ولی در غیر این صورت شامه اهالی بازار برای برآوردن نیازهای مردم از دولتی ها تیزتر است. کسانی با احتکار افراد مخالف اند، ولی احتکار
محتکر اعظم (دولت) را بد نمی دانند، دستکم اولی مقابل نیروهای بازار پاسخگوست، ولی دومی گوشش به این حرف ها بدهکار نیست.
سه شرکت بالا در چند روز اخیر شروع به تولید ژل و محلول های ضدعفونی کرده اند و بناست بخش قابل توجهی از آن هم رایگان در اختیار مردم قرار گیرد، شرکت هایی که با خرید ماسک و مایعات ضدعفونی و توزیع رایگان آن دنبال
مسئولیت اجتماعی خود اند هم کم نیستند. کاری به نیت افراد نداریم، ولی هوای مشتریان را داشتن در بحران ها کاری است که هر فرد و شرکت
سودجویی انجام می دهد. جالب اینجاست که همه برای
نیکوکاری رقابت هم می کنند و این البته بد نیست، آنها می دانند بحران ها زود تمام می شود، ولی تصویر خوب و چهره مسئول نشان دادن از خود منبع سود پایدار است، والله اعلم
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
در اندیشه لیبرال که در روایتی غالب جان آدم ها را مبنای توجیه مالکیت می گیرند طبیعی است که اگر کسی به دلایلی قابل اثبات کاری کند که جان بقیه به خطر بیفتد با سد قانون روبه رو می شود، اما این معنایش لزوما حضور دولتی با داغ و درفش نیست، می توان گزینه های جایگزین داد که یک نمونه اش مطرح شد، در مورد قیمت هم استدلال اخلاقی مشخصی از قضا به شکل پیامدباور آورده شد که جلوگیری از افزایش قیمت نتایجش چه خواهد بود، تجربه شده و پیامدهایش هم مثل قضیه ماسک روشن است
اینکه فلان کشور سرمایه داری است را نمی فهمم و گمراه کننده است بسیاری موارد، مثلا آمریکا در جنگ تجاری با چین "سرمایه دارانه" برخورد کرد؟ ابدا.باید موردی قصیه را بررسی کرد و اینکه در امریکا یا ... کاری انجام می سود به معنای درست بودنش نیست و مصداق همان
tu quoque
که پیشتر در کانال گفتم
انتظار ندارم ترفندهای تبلیغی و روابط عمومی یک شرکت را توجیهی برای خیرخواهی دولت بگیریم.
اما همان درسد کمی که شرکت می کنند باعث تکثیر ویروس می شوند.
در ایتالیا سه گردشگر چینی با استفاده از حق سفر به انجا سفر کرده اند. ان سه ویروس را به ایتالیا داده اند و مردم اروپا هم با استفاده از همین حق به ایتالیا سفر کرده و الان 10-12 کشور اروپایی با منشا ایتالیا الوده شده اند.
همه ماجرا از همان سه نفر شروع شده.
در کنارش به ایران خودمان نگاه کنیم. بدون جبهه بندی.
در تهران میلیون ها شهروند تحصیلکرده زندگی می کنند. سدها هزار نفرشان مرتب با اروپا مراوده دارند. همه گوشی هوشمند در جیب و اطلاعات به روز دارند. با این حال وقتی مدارس تعطیل شد
با علم به الودگی گیلان
مثل همیشه صف کشیدند در جاده ها و رفتند شمال.
نمی خواهم انها رو نقد کنم.
ولی در عمل می بینیم درسد قابل توجهی از مردم سی خودشون هستند. حتی با اینکه تحصیلکرده و دانا و روشنفکرند اما اهمیتی به بیماری خودشان و خانواده و هم نوعانشان نمی دهند.
دیدیم که دولت خیلی ازاد محور و دموکراتیک رفتار کرد. فقط توصیه و خواهش کرد که شمال نروید. اما رفتند عده ای و مصیبت رفتنشان را همه با هم باید پرداخت کنیم.
در اینجا فیلمی مشاهده می شود که ادعا شده یک فرد کرونایی از دست پرستاران امریکایی فرار می کند و پرستاران هم بدون توجه به حقوق فردی شخص در ازادی رفت و امد وانتخاب محل زندگی، او را دنبال می کنند.
اگر این صحنه در چین بود نقض ازادی های فردی شمره می شد. اما در امریکا هم اتفاق افتاد.
اگر لازم بشود در همان امریکا به سوی بیمار فراری شلیک هم خواهد شد.
به هر روی بحران محدودیت می اورد.
و این محدودیت عقل پسند است.
رستوران است، آزادی فردی به این معناست که جلویش را نگیریم، چون سریال کیلر ما آزادی دارد و نباید آن را محدود کرد؟ زندان هم نباید داشته باشیم چون مجرم ازادی اش سلب شده است؟
یک دیوانه هم از این ایده ها دفاع می کند؟
خوبی مشخص شده باشد، قرنطینه موضوعیتی ندارد. اجازه دهید توضیح دهم، شما
کاملا مختارید از دیدار افراد مشکوک در ملک شخصی خودتان سرباز بزنید، امر
دولت یا حضور دیگری لازم نیست که شما نگران سلامت خود باشید، ملک شماست و
هرکسی نمی تواند وارد آن شود. می توانید در محل کسب خود افرادی را که علایم
بیماری دارند راه ندهید یا با شرایط خاص خدمت ارائه کنید و کالا بفروشید،
زیرا می دانید که دست رد به سینه مشتری زدن البته بد است، ولی از آن بدتر
سوء شهرت به خطرناک بودن محل کسب است. از این روست که انگیزه کافی دارید که
در حد توان این اطمینان به مشتریان داده شود که خطری آنها را تهدید نمی
کند، چیزی که در همین چند روز اخیر نشانه هایش را می بینیم."
"اگر فرض کنیم تکلیف مالکیت همه جا به خوبی روشن است و به اصطلاح کار صاحب
داشته باشد، همان منطقی که برای خانه و محل کسب شما حاکم است، بر قلمرو
بزرگتری مثل کشور هم حاکم خواهد بود. نیازی به دولت و به اصطلاح قرنطینه
نیست، خود افراد بهتر از هر کسی حواسشان به مایملکشان هست."
مثال های من در نقد استدلال شماست.
که می فرمایید قرنطینه لازم نیست. چون حق مالکیت را زیر سئوال می برد.
بماند که روی کاغذ هم اگر همه بر سازوکاری به نام قرنطینه توافق کرده باشند باز هم در یک جامعه کاملا آزاد هم مشکلی ایجاد نمی کند
انجام دهند و حتما باید بر عهده مشتی بوروکرات سیاست زده نالایق گذاشته شود"
ان زمانی که دولت ها نبودن اصطلاحا وضعیت جامعه حسین قلی خانی بود. هر ادم مقتدری به هر شکلی که دلش می خواست بر مردم حاکم می شد.
و مدل های اصلی تر بی دولتی هم متعلق به چندین هزار سال پیش است. یا در سده های گذشته در امریکا هم دولت نبود. سرخ پوستها بدون دولت زندگی می کردند. شاید بهشون خوش هم می گذشته. اما الان دیگه دورانش گذشته
با شرایط خاص خدمت ارائه کنید و کالا بفروشید، زیرا می دانید که دست رد به
سینه مشتری زدن البته بد است، ولی از آن بدتر سوء شهرت به خطرناک بودن محل
کسب است. از این روست که انگیزه کافی دارید که در حد توان این اطمینان به
مشتریان داده شود که خطری آنها را تهدید نمی کند، چیزی که در همین چند روز
اخیر نشانه هایش را می بینیم."
بله اینجایش را دوباره خواندم.
می توانید مشتری بیمار را راه دهید یا ندهید ولی برای حفظ مشتری ترجیح می دهید اطیمنان او را از سلامت محیط جلب کنید.
اما این پروسه که منطقی به نظر می رسد در شرایط بحرانی ایا کار می کند؟
در شرایط اضطراری زمان کافی برای اقناع مردم نیست. دستورهای حکومتی لازم است. و شما در عمل نمی توانید همه مردم را قانع کنید که سود بلند مدت شما در چیست. و همان افراد قانع نشده ویروس را پخش می کنند.