فرض کنیم گران فروشی غیراخلاقی باشد، آیا وضع قانون برای مبارزه با آن صحیح است؟
حتی اگر گران فروشی در مواقع بحران را غیراخلاقی بدانیم (چیزی که استدلال های جدی علیه آن هست)، وضع قانون برای مبارزه با آن و به اصطلاح با هدف حمایت از مشتری نه تنها ناکارآمد، بلکه غیراخلاقی است، می توان دلایل زیر را برشمرد:
1. مضمون بسیاری از این دست قانون های ضد گران فروشی که در بسیاری نقاط جهان نیز رایج اند، اینست که "کالاهای ضروری" در مواقع "بحران" افزایش "غیرمعقول" و "سودجویانه" نداشته باشند، ابهام تک تک این مفاهیم آنقدر زیاد است که هیچ کمکی در موقعیت های واقعی نمی کند، کدام کالاها ضروری است؟ شدت و گستردگی یک رویداد ناخوشایند چقدر باشد که بشود اسم "بحران" روی آن گذاشت؟ افزایش "معقول" و "مجاز" به چه معناست؟ این نقض اصل مساوات و شفافیت است، در بحران ها که بسیاری اوقات برای خود تولیدکنندگان هم تازگی دارد، آنها چطور عمل کنند که مشمول مجازات قانونی نشوند؟
2. برخی قانون ها روشن تر بیان شده اند و طیف کالاها مورد نظر و میزان افزایش مجاز (گاهی صفر درصد) هم مشخص شده است، ولی باز این وضعیت را بهتر نمی کند، در بحران ها بسیاری اوقات هزینه های عرضه کنندگان (مانند حمل نقل، نیروی انسانی و مانند آن) هم به درجات مختلف افزایش می یابد، چرا باید به ضرب قانون او را وادار کنیم که به همان قیمت سابق بفروشد و این هزینه اضافی را جذب کند؟
3. می توان پرسید اگر کسی آنقدر هوشمند بوده که با پیش بینی اوضاع آینده و تحمل ریسک میزان مناسبی کالا را فراهم آورده است، به جای تنبیه و مواجهه با قانون، مستحق پاداش نیست؟ می گویند جامعه باید هوای اعضای خود را داشته باشد، این حرف بدی نیست، ولی چرا این مسئولیت را باید روی دوش بخش و طبقه خاصی از جامعه گذاشت؟ اعمال چنین قانون هایی باعث می شود کسی در آینده ریسک پیش بینی و تامین آن به اصطلاح "کالاهای ضروری" را به جان نخرد، زیرا سروکارش با گزمه و محتسب خواهد بود.
4. در قانون ها گفته می شود اگر فروشنده گران بفروشد مشمول مجازات است، ولی اغلب چیزی در مورد نفروختن ننوشته است، می شود انتظار داشت پیامد این قانون ها این باشد که طرف به بهانه های مختلف سطح فعالیت خود را کاهش دهد، وقتی هزینه های ادامه فعالیت "در شرایط حساس کنونی" زیاد است، چرا اساسا حجره را باز نگاه دارند؟ چرا جنس را به جاهای سودآورتری که شلاق قانون هم بالای سرشان نیست نبرند؟
5. در برخی قانون های حتی این را هم لحاظ می کنند که اگر به شرطها و شروطها هزینه های مستقیم عرضه کننده افزایش پیدا کرد و این قابل اثبات بود، طرف می تواند قیمت را افزایش دهد، ولی این حرف هم در بحران ها باد هواست، صرف فعالیت در فضای بحرانی که ریسک هایی مثل سرقت وجود دارد، چالش برانگیز است، اگر قانون ها خیلی سفت و سخت باشد، خیلی ها ترجیح می دهند اساسا کار نکنند تا درگیر پیگیری های قضایی بعد از بحران باشند!
6. اما دلیل اصلی بد بودن این قانون ها اینست که فرصت مبادله ای که برای دو طرف ارزشمند است را از بین می برد و کمبود کالاها را در پی دارد که از قضا به زیان فقرا تمام می شود. فرض کنید قانون با قدرت اجرا می شود، غریب است فکر کنیم که در قیمت پایین تقاضا بیشتر از عرضه است و حتی آنهایی که نیاز جدی ندارند، کالا را بخرند و بعد به آنهایی که حاضرند پول بیشتر بدهند آن را در "بازار سیاه" بفروشند؟ ظاهرا تمرکز بر خود فروشنده کافی نیست، مشتری او و مشتری مشتری او هم باید مشمول قانون شوند که آشکارا ناممکن است!
نگارنده البته هوادار رفاه بیشتر برای حداکثر ممکن آدم هاست، ولی واقعیت اینست که راه جهنم هم از نیت های خیر فرش شده است و دنیا هم کارتون نیست، پیشنهادم به کسانی که می خواهند اوضاع فقرا و ندارها بهتر است، اینست که به جای انتظار واهی از دولت که اغلب کار را خرابتر می کند، خودشان دست به کار شوند (به قول آن برادر "خودشان بمالند") و دستکم وضع چند فقیر نزدیک را بهتر کنند، کسی هم جلوی کارهای جمعی داوطلبانه را نگرفته است، چه بسا موثرتر و کم فسادتر از دولت در کاهش بدبختی فقرا عمل کند، والله اعلم.
http://bit.ly/3cmH20Tکانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
مناسبی کالا را فراهم آورده است، به جای تنبیه و مواجهه با قانون، مستحق
پاداش نیست؟ می گویند جامعه باید هوای اعضای خود را داشته باشد، این حرف
بدی نیست، ولی چرا این مسئولیت را باید روی دوش بخش و طبقه خاصی از جامعه
گذاشت؟ اعمال چنین قانون هایی باعث می شود کسی در آینده ریسک پیش بینی و
تامین آن به اصطلاح "کالاهای ضروری" را به جان نخرد، زیرا سروکارش با گزمه و
محتسب خواهد بود."
دقیقا سد سال پیش، بر اساس همین بندی که اینجا اورده شده، در زمان اشغال خاک ایران از سوی دولت فخیمه بریتانیا، ماموران آن کشور به بازار ایران مراجعه کردند و همه گندم بازار را به قیمت بالاتر خریدند.
زمان جنگ بود و انها باهوش بودند و ریسک پذیر
همه گندم ها را از بازار خارج و در نواحی مرزی سوزاندن.
حالا سوزاندنش مهم نیست. فرض کنید بردند و به مشتری دیگری فروختند.
نتیجه :
بزرگترین مرگ و میر جامعه ایران در یکسد سال گذشته بر اثر گرسنگی و قحطی (ساختگی) بازار آزاد رخداد.
برخی امارها از مرگ یک سوم مردم ایران حکایت دارند
به همین سادگی و با استناد به همین اصل مشعشع.
https://farsi.euronews.com/2019/11/11/how-many-iranians-perished-during-first-world-war
باز پیشنهاد می کنم با دنبال کردن لینک زیر پست مقاله اخلاق گرانفروشی را بخوانید، از تحریک احساسات بیشتر به کار بهتر شدن زندگی همان فقرا می آید. یک بار هم فکر کنید مداخله و قانون دولت می تواند چه تبعاتی داشته باشد؟ در هر کتاب پایه اقتصاد می شود نتایج را دریافت و البته نمونه اخیر نایاب شدن ماسک هم گویاست، ولی ظاهرا قرار نیست تصورات ما عوض شود
در شرایطی که در امریکا، بزرگترین کشور مدافع بازار ازاد - که هر گاه بازار ازاد به سودش نباشد با گزاردن تعرفه به کالاهای خارجی قاعده بازی را بر هم می زند - هزینه تست کرونا 3270 دلار اعلام شده، در ایران این تست رایگان انجام می شود.
چرا که به دلیل تحریم بازار پسند و رقابت پذیر کل اقتصاد ایران - حتی واردات دارو - اقتصاد ایران ضعیف شده و دولت بر اساس انتظارات اجتماعی در حد توان برخی خدمات بهداشتی درمانی را - برخلاف امریکا - رایگان در اختیار مردم قرار می دهد
بله در ایران وزیر بهداشت می گوید ماسکها و اقلام بهداشتی که تولید می شود از درب کارخانه غیب می گردد و ما برای پرسنل بیمارستان ها هم ناچار هستیم از دلالان با قیمت های بالاتر ( همون باهوش هایی که ریسک جهنم و بدنامی و دستگیری و اپیدمی بیماری در جامعه و مرگ خودشان را همه با هم بخاطر وفاداری به قانون جنگل تحت هر شرایطی = بازار ازاد با هم به جان خریده اند)
بله این باهوش ها کاری می کنند که دولت بودجه اش نرسد به انداز مورد نیاز کارکنان بهداشتی اقلام بهداشتی تهیه کند و جالب اینکه لزوما این سود به جیب تولیدکننده و تاجر حرفه ای نمی رود. به جیب زرنگها می رود.
حالا در این شرایط اگر خط دفاعی بهداشتی کشور بشکند و دکترها بیمار شوند و بیماری شایع تر شود، همه با هم. چه طرفداران اقتصاد متمرکز، چه طرفداران بازار آزاد، با هم اسیب می بینیم.
ایا در هر شرایطی باید به قواعد تئوری بازار ازاد وفادار باشیم؟
که چه شود؟
مگر خدا گفته؟
مگر دولتی هست که همیشه و کامل به ان وفادار باشد؟
کسی منکر قطحی نشده. عددش متفاوت است. براورد منقدین یک میلیون نفر است.
چه چیزی عوض می شود؟
قحطی مصنوعی نبوده؟
این قحطی باعث مرگ اجداد من و شما نشده؟
الان ما باید وام دار نظریات تئوریک اقتصادی کشندگان اجدادمون باشیم؟
من از چندین سالمند در سالهای گذشته از مشاهده ات و تجربیات شان شنیده بودم که چه بر سرشان امد.
یک نکته ریزی هست!
در شرایط عادی رقابت در بازار ازاد می تواند سازنده باشد و جامعه را متعادل کند.
اما در شرایط بحرانی
الان تو این شرایط بخش خصوصی می تواند در یک هفته کارخانه تولید ماسک و دستکش بزند که قیمت ها رقابتی شود؟
اگر شمار بیماران بیش از ظرفیت بیمارستها شد تو یک هفته می توانیم بیمارستان جدید بزنیم؟
اگر هم بزنیم که می شود شو تبلیغاتی برای لاپوشنای حقایق!
آزادی مال شرایط عادی ست.
همین امریکایی ها در زمان جنگ دوم جهانی در یک رسوایی تاریخی شهروندان امریکایی ژاپنی تبار را بردند اردوگاه های اجباری از ترس اینکه مبادا رگ ژاپنی شان بزند بالا و بر خلاف مصالح ملی امریکا کاری کنند.
زمان بحران و جنگ مکانیسیم بازار کار نمی کند.
اینها آشنا نیست؟ از ساخت اجتماعی بحران چیزی شنیده اید؟
نظریات کشندگان اجداد؟ واقعا جز تعداد از چند و چون اش خبر داشتید؟ فعالیت های احمدشاه و درباریان را برای انبار غله شنیده بودید؟ فرض کنید اجدادشان را به خاک و خون کشیده باشند، به همین دلیل حرف غلط است؟ از این مغلطه چیزی شنیده اید؟
https://en.m.wikipedia.org/wiki/Tu_quoque
آمریکایی هر کاری کرد به معنای درست یا غلط بودن ایده ای که به او منسوب است نیست، والا مچ گرفتن از سیاسیون که کار سختی نیست
به جای نظرات یکی دو ساعت وقت بگذارید متن اصلی مقاله را بخوانید.
اینکه الان کسی نمی تواند به اعضای خانواده خود نزدیک بشود غیر عادی نیست؟
اینکه حق نداریم دماغ خودمان را بخارانیم غیر عادی نیست؟
اینکه بیمارستانها دارد پر می شود از بیماران بدحال غیر عادی نیست؟
اینکه دم عید همه در حبس خانگی هستیم بحرانی نیست؟
اینکه مدارس که زمان جنگ و بمباران هوایی هم معمولا باز بود الان تعطیل است شرایط بحرانی نیست؟
اینکه عمده فعالیت های اقتصادی خوابیده شرایط حساس کنونی نیست؟
اینکه صدها میلیار دلار ارزش سهام بورس دنیا سقوط کرده بحرانی نیست؟
اینکه مایک پنس و شرکا هم برای عافیت جامعه امریکا دست به دعا برده اند نشانه غیرعادی بودن این برهه حساس نیست؟
خوب مثالهای کشوری و جهانی زدم.
اینکه 700 نفر از2600 مسافر کشتی شاهزاده الماس ژاپنی که همه پولدار و معتقد به بازار ازاد بودند از طرف یک فردا مبتلا کرونا گرفتند و دو تا دو هفته در قرنطیه هستند نشانه بحرانی بودن شرایط جهانی نیست؟
مثال های بیشتر را می توان در میان اخبار جستجو کرد.
کشندگان اجداد: بله بریتانیایی ها در جنگ اول ایران را اشغال کردند.
در ان زمان سخت ترین روزگار بر مردم ایران - که اجداد من و شما بودند - گذشت.
و تعداد شمارش نشده ی بسیار بسیار زیادی از مردم ایران از گرسنگی مردند
حالا این وسط مرگ مردم ایران به خاطر قحطی مصنوعی بریتانیا رو به پدرسوختگی احمد شاه ربط دادن کدامش مغالطه است؟
همه ما می دانیم قجرها چه اشغالهایی بودند.
اما اشغال بودن انها دلیل بر برائت مجرمان قحطی مصنوعی می شود؟ این احیانا مغالطه نیست؟
واقعا چه تعداد ازچند و چونش خبر داشتید:
مطالعه و مصاحبه.
پدر پدربزرگم از جان به در بردگان ان قحطی بوده و مشاهداتش را در سالهای کودکی با نقل از پدربزرگم شنیده بودم. ان زمان هنوز مجد کتابی بیرون نداده بود.
و یک پیرمرد 98 ساله اصفهانی که هنوز در قید حیات است مشاهداتش را گفته بود.
درباره فعالیت احمد شاه و انبار غله
خوب؟ انها هم زرنگ بوده اند دیگه؟ چه اشکالی دارد؟ قاعده بازار می گوید هر گاه هر قدر هر کالایی خواستی بخر و هر گاه به هر قیمتی خواستی به هر که خواستی بفروش.
در نظر شما که ظاهرا اشکالی ندارد.
امریکایی ها هر کاری کردند...
بله ما هم همین را می گوییم!
خوب توجه بفرمایید
قواعد بازار ازاد که وحی منزل نیست. همان امریکا و هر کشوری تا جایی بدان پایبنداست که به سودش باشد. هر گاه زیان داشت نقضش می کند.
پس چرا ما سینه چاکانه عاشق حرف هایی باشیم که مبدع ان حرفها هم در شرایط بحرانی زیرش می زند؟
اینکه تئوری از عمل جداست درست است. اما بدون ارتباط با هم که نیستند. اگر کشوری رشد کرد بگوییم بخاطر درستی تئوری بازار ازاد است. اگر بر به مشکل خورد بگوییم چون تئوری را درست اجرا نکرده اند. این که نمی شود.
اگر قانون مبارزه با گران فروشی کار کرد و جواب داد خوب است.
اگر کار نکرد و جواب نداد بد است.
نتیجه مهم است.
با این فرض که ما انتظاراتی از یک زندگی اجتماعی مطلوب داشته باشیم، هر روشی در هر زمانی و در هر جایی که بهتر جواب داد تا زمانی که بهتر بود ارجح است.
هیچ روشی قداست ذاتی ندارد.
این هم شامل ایدئولوژی تمرکزگراست و هم تکثر گرا و بازار گرا.
متن مقاله اصلی را نتوانستم به دست بیاورم. فقط چکیده ش رو دیدم. چطور میشه بهش دست پیدا کرد؟
و الا هر کالایی در "شرایط حساس کنونی"میتواند سوژهای برای وضع قانون باشد. شخصی اعم از حقیقی یا حقوقی کالایی تولید کرده است، پس مالک آن است. حالا به هر قیمتی که صلاح میبیند میخواهد آنرا به فروش برساند. اینجا اصلا دولت چه کاره است؟! این کالا چه تفاوتی با اتومبیل یا ملک شخصی دارد؟! جز "شرایط حساس کنونی"! که الحمدالله ما از آن خارج نمیشویم!
by up to 100-fold and prices have soared due to the coronavirus,
producing a "severe" disruption in global supply, the World Health
Organisation chief says.
The situation has been made worse by
people who are not medical workers buying the protective gear for their
own use, Tedros Adhanom Ghebreyesus said on Friday.
"When supplies
are short and demand is high, then there could be bad practices like
hoarding in order to sell them at higher prices, and that's why we ask
for solidarity," Mr Tedros told a briefing at WHO headquarters in
Switzerland.
___________________
https://www.sbs.com.au/news/who-warns-against-hoarding-of-masks-amid-the-coronavirus-outbreak