ارسالی از همراهان کانال: سلام پیرامون متنی که با عنوان " من یک پایان نامه نویسم " در کانال منتشر کرده اید: بنده دانشجوی دکتری اپیدمیولوژی هستم وطبیعتا رشته ما پژوهشی تر از خیلی از رشته های دیگر من جمله پزشکی عمومی و دستیاری و ... است. تجربه کاری بنده در بیمارستان بعنوان متدولوژیست که دانشجویان پزشکی و دستیاری باید مهر تاییدیه بنده را دریافت کنند نشان میدهد که اساسا در بین دانشجویان پزشکی و دستیاری (چیزی که می گویم شاید حول و حوش 95 درصد) علاقه ای به تحقیق وجود ندارد. اول اینکه معمولا موضوعات خوبی ندارند چون اتندهایشان پژوهشگر نیستند و حتی استاد راهنمای دوم یا استاد مشاور هم پژوهشگر نیستند که بتوانند با پیشنهادهایشان موضوع را بهتر کنند.معمولا هم موضوعات دم دستی و از دیتای موجود در بیمارستان هست که در درست بودن آنها بسیار باید شک کرد. خیلی کم پیش می آید که این دانشجویان دنبال دیتا کالکشن واقعی باشند همه از پرونده های بایگانی دیتا را استخراج می کنند. از سوی دیگر خود دانشجو هم به بهانه های خیلی زیاد علاقه ای به پژوهش ندارد. بهانه ها شامل نداشتن وقت، ندانستن روش تحقیق، آزمون دستیاری، آزمون ارتقا و... که معمولا از دانشجویان شنیده ام. در هر روز کاری حداقل سه پروپوزال یا پایان نامه را چک میکنم که معمولا روش کار و یافته ها بخش اصلی فوکوس بنده است. بجز موارد خیلی نادری که خودشان کار میکنند همه میدهند بیرون یکی برایشان بنویسد من حتی می پرسم چه کسی می نویسد. این نویسنده ها خودی هستند چند نفری از دستیاران یا پزشکانی هستند که بین این عزیزان شناخته شده هستند و چون فرمت نگارش شان را شناخته ام بخوبی تشخیص میدهم که نوشته کیست. خیلی از قسمت های پروپوزال دقیقا کپی پیست است و بدون توجه به موضوع و اهداف کار، روش تجزیه تحلیل کاملا مشابهی برای تمامی پروپوزالها می نویسند. این ها مواردی است که بنده از نزدیک در برخورد با پزشکان دیده ام و حقیقتش شرایط بگونه ای است که مثلا یک روز مانده به دفاع دستوری(حتما باید فلان روز دفاع کنید) برای گرفتن مهر تاییدیه پیش من می آیند و واقعا فرصتی برای آموزش به این عزیزان ندارم. حداقل موارد خیلی مهم از نظر آنالیز و روش کار را اگر اشتباه باشد می گویم درستش کنند تا تایید کنم. متاسفانه سیستم آموزشی ما غلط اندر غلط است. ما هم پایان نامه نوشته ایم تحقیق کرده ایم. مثلا برای ارشد بنده موضوعی کار کردم که مجبور بودم دستورات آنالیز را از دانشگاه پنسیلوانیا بگیرم. اساتید هم از نظر تئوری اگر جای سوال داشتم کمک میکردند اما در سطح ارشد دانشجو خودش باید دنبال همه چیز باشد الان که پایان نامه دکتری را تمام کرده ام برای دکتری که خیلی بدتر از ارشد، حتی نرم افزاری که با آن کار میکنم پولی و گران است و دستوراتش هم شخصا باید یاد بگیرم. از همه این سختی ها بشدت خشنود هستم و دست اساتیدم را می بوسم که با موافقت با چنین موضوعات سختی باعث می شوند پیشرفت کنم. حال وقتی موضوع خوب است و البته خیلی هم خاص است اصلا کسی نمی تواند آنرا برای مثلا بنده انجام دهد. شخصا هم هیچ اعتمادی ندارم به این پایان نامه نویس ها. به همین خاطر به پزشکان محترم همیشه می گویم خودتان بنویسید بیارید اینجا ایراداتش را دربیاوریم اگر مشکل آنالیز داشتید اینجا یاد می دهم و ... با این همه خیلی کم ترغیب می شوند که خودشان انجام دهند. برای من نوعی شاید بحث مالی اینکه بخواهم پایان نامه بنویسم خیلی ضروری تر از پزشک محترمی باشد که درآمد خوبی دارد اما هیچ وقت دنبال این کار نمی روم. حتی این دانشجویان هم که با آنها سر و کار دارم چندین بار درخواست داده اند اما با قاطعیت رد میکنم. اما اگر برای یادگیری تقاضایی کنند با حوصله تمام به آنها آموزش میدهم در همان تایمی که در بیمارستان هستم (این هم بدون دریافت هزینه از دانشجویان است چون اساسا رفتن ما به بیمارستان برای آموزش دادن بوده است). تمام اینها را نوشتم تا بگویم: علم فروشی نیست. پزشک باید طبابت کند پژوهشگر باید پژوهش کند و سیستم آموزشی نباید انتظار داشته باشد که در طول یک ماه وقتی که به دانشجویان میدهد پروپوزال نوشته شود (برخی اوقات تعیین موضوع خودش کار دو سه ماه هست). سیستم آموزشی نباید از دانشجویی که ریسرچ بلد نیست مقاله بخواهد. با این جمله تمام می کنم که در مدتی که این همه پایان نامه پزشکی خوانده ام به جرات می گویم که بجز تعداد انگشت شماری هیچ کدام هدف کاربردی عملا نداشتند و این یعنی اینکه ما نمیدانیم چرا این تحقیق را انجام میدهیم
عموما ضعف علمی استاد در پژوهش و قوانین حمایتی عامل اصلی است. ایا اگر کیفیت پایاننامه بد باشد، استاد راهنما جریمه میشود؟ خیر اگر دانشجو و استاد راهنما در پروژه به یک اندازه پاداش و حریمه شوند اوضاع بهتر میشود
بارها من از داشنجویان شنیدم کهبرخی اساتید راهنما حتی از ارائه یک کمک ساده خودداری کرده و بهادعای سود مالی کمی که برای استاد دارد، هیچ وقتی صرف ان نمیکنند. البته دانشمند راهنما نیز در کشور وجود دارد
در طول تمام دوران تحصیل دانشجوی پزشکی، هر آنچه که از متدلوژی تحقیق و آمار و پژوهش به او گفته میشود، ۲ جلسه از اپیدمیولوژی و ۲ واحد آمار است.
کوریکولوم آموزش پزشکی ما نه پژوهش گر و نه پزشک خوبی تربیت نمیکند. لازم است حتی برای اصلاح دید دانشجویان به فضای علمی و پژوهشی در این سیستم بازنگری شود.
اگر دانشجو و استاد راهنما در پروژه به یک اندازه پاداش و حریمه شوند اوضاع بهتر میشود
کوریکولوم آموزش پزشکی ما نه پژوهش گر و نه پزشک خوبی تربیت نمیکند. لازم است حتی برای اصلاح دید دانشجویان به فضای علمی و پژوهشی در این سیستم بازنگری شود.