خروش شھیاران را بشنوید و بہ آنان بپیوندید تا شاہ قانونی ایران را بہ تخت شاھنشاھی ، کہ نماد فرھنگ آریایی است بنشانیم و راہ فردوسی بزرگ را بپیماییم کہ چہ خوش سرود :
ز بیشہ دو شیر ژیان آوریم
شھنشاہ را در میان آوریم۔۔۔۔۔۔
🔗 محبوبه بیات (@yYh8x5hC6nxh1Wd) @PN_KFP
بعد از مرگ پدر بهرام، یکنفر ادعای پادشاهی کرد، بهرام خارج از مرزهای ایران بود، به ایران آمد
بهرام ابتدا برای بزرگان سخنرانی کرد و تمام بزرگان اعلام کردن که بهرام رو شاهنشاه ایران میدونن، اما بهرام گفت دوتا نره شیر میاریم به دو طرف تخت پادشاهی می بندیم، و تاج رو بین این دو شیر قرار میدیم، هر کدوم از ما دو نفر موفق شد تاج رو از بین دو شیر برداره، پادشاه ایرانه
اون کسی که در نبود بهرام ادعای پادشاهی داشت، با حیله گفت، چون من سن زیادی دارم و تو جوانتری، پس اول تو برو تاج رو از بین شیرها بردار
با خودش گفت بهرام حتما توسط شیرها کشته میشه و من بی دردسر پادشاه میشم
بهرام گرز گاوسری رو برداشت و قبول کرد
بزرگان به بهرام گفتن، رای ما تویی، صرف نظر کن، شیرها تو رو میکشن
بهرام گفت من باید به حرفی که زدم عمل کنم
رفت و تاج رو از میان دو شیر برداشت و هر دو شیر رو کشت
، طرف مقابل هم جرات نکرد اینکار رو انجام بده و بهرام شاه ایران شد