نامه مصطفی تاج‌زاده به علی مطهری

✅از شما مي‌پرسم آيا تلقي و باور پدربزرگوارتان اجباري كردن حجاب توسط حكومت بود؟ آيا آيات كلام‌الله مجيد بيانگر آن است كه مسلمانان در هر جامعه‌اي كه اكثريت داشته باشند، بايد رعايت حجاب را الزامي و متخلفان را مجازات كنند؟ آيا سيره پيامبر اكرم (ص) مجبور كردن زنان (مسلمان و غير مسلمان و آزاد و برده) به رعايت حجاب شرعي بود؟ امير المومنين (ع) در دوره زمامداري خود چگونه رفتار كرد؟

✅آيا ائمه معصومين شيعه متعرض خلفاي اموي و سپس عباسي شدند كه چرا در قلمرو سرزمين‌هاي اسلامي حجاب را اجباري نمي‌كنند؟ آيا رواياتي در اين زمينه در عصر غيبت صغرا از حضرت مهدي (عج) موجود است؟ عرف حكومت‌هاي شيعه و سني در طول هزار سال از آغاز دوره غيبت كبرا تاكنون آيا اجباري كردن حجاب بوده است؟ چند فقيه برجسته چنين فتوايي داده‌اند؟

✅ از پاسخ‌هاي جنابعالي به پرسش‌هاي فوق سپاسگزار مي‌شوم. افزون بر آن خرسند مي‌شوم چنانچه بفرماييد چه اتفاقي اگر رخ دهد، شما به اين نتيجه خواهيد رسيد كه “اجباري كردن” پوشش (حجاب يا بي‌حجابي) سياست و روشي شكست خورده است و به بدحجابي يا بي‌حجابي دامن مي‌زند، پس بايد آن روش را تغيير داد؟

✅روشن است من درباره اصل حجاب و وظيفه مسلمانان در اين باب سخن نمي‌گويم. حرف من اين است كه باز كردن پاي حكومت به اين حوزه چه عوارضي دارد. چه مي‌دهيم و چه مي‌گيريم؟ بالاخره بايد معلوم شود كه نقش و تأثير روش اجباري حجاب در عرصه‌هاي گوناگون اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و ديني و نيز در موضوعاتي مثل توريسم، برگزاري مسابقات قاره‌اي و جهاني ورزشي در كشور، فرار مغزها و سرمايه‌ها و مهم‌تر از همه بدبيني به اصل دين و اكثر قريب به اتفاق شعائر اسلامي چيست؟

✅در سه دهه گذشته چقدر از انرژي ما به جاي وظايف اصلي حكومت صرف اين مسأله شده است و اگر ما مسائل جامعه را حل و رضايت مردم را جلب مي‌كرديم، حجاب اسلامي خود به خود افزايش نمي‌يافت، شبيه آنچه در تركيه رخ داده است؟

📌بخش اول نامه را در این لینک و بخش دوم آن را در این لینک بخوانید


جان آگه با #فرهیختگان

1 comment

از تاجزاده عزیزِ حالا، نه آن ناعزیز پُر نفوری که در دهه شصت بود، باید پرسید: شما که می‌توانی آن زمان‌ و زمانه‌ات را به یاد آوری، چه پاسخ‌ها به همین پرسش‌های امروزت از این مخبَّطِ لایعقل، می‌دادی؟!
زیاده به این‌جور آدم‌نمایان درنده‌سرشت نشاید پرداختن، که آن مرده که از پیِ این‌ غلظتِ حوادث و عبرت‌‌ها همچنان "مرده" مانده است، دفن کردن‌اش اولی‌تر است، زیرا هم‌اینک نیز گَندی که از او برمی‌آید مایه آزارِ مشام جان‌هاست...
راستی را که "این چنین بدزندگانی، مُرده بِه!

اما برگردم به دیروزِ خودت و خودم. چرا آن پرسش بالا را پرسیدم؟
می‌خواهم به گزافی هزینه‌ها که این آب‌وخاک‌ و تاریخ داد تا تو را و من را به راه این "عقلانیت" امروز بیاورد، اشارتی کرده باشم.
راستی را که این گزافی، بسا که پرسودترین سرمایه‌گذاری "ایران" برای آینده‌اش بوده باشد، بدان شرط که کمرِ ایران‌ِتاریخی زیر بار سهمگین آن نشکند!
ما اگر "آدم" هم نشدیم، لااقل از جانوری بِدَر شدیم!
اینک این "ایران" زخم خورده را باید دریافت که:
"دریغ است ایران که ویران شود..."