‌
«در این عصر به خون آغشته ایران، روزهای طاقت سوز و اندوهباری را سپری میکنیم. دیگر هر کرانه از این خاک به ویرانه ای می ماند. خشک و بی آب، در روزهای خیزش و دادخواهی همگانی برای آتیه ایران قرار داریم.

جوانان؛ این لب تشنگان به تنگ آمده ی اسیر، اما مصمم و با "ارده ای پولادین" بسان کاوه و بابک، بیرق ایران به دست، پنجه در پنجه اهریمن صفتان و رو در روی ضحاک کینه توز ایستاده اند. جوانان قدم در مسیر پاکی نهاده اند. راه نیک ایران خواهی، راه برون راندن ضحاک از ایران، راه پایان دادن به چهار دهه اشغال سرزمینمان. این پیکار نیک، باور و راه انتخابی ماست و می بالیم به اندیشه‌مان، که جز ایران نیست.

اما ۵ اَمرداد، همزمان است با سالروز درگذشت شاهنشاه فقید ایران، محمدرضا شاه پهلوی، پادشاهی که غریبانه و با رخساری محزون و دیده ای تَر ایران را ترک کرد. در غربت و تنهایی، داغدار ایران بود. بعد از یک دوره بیماری طاقت سوز، به دور از میهن خود جان سپرد. روایت فقدان او حزن آور است و دل هر ایران دوستی را خون می کند.

پادشاهی که "مهری جز مهر ایران و عشقی جز سرافرازی ایران" نداشت. به راستی شاه شهید بودن زیبنده اوست. شاهی در خدمت ملت، در فکر آبادانی و آزادی ایران. به‌یقین او در راه میهن خود جان سپرد.

دیگر سال هاست جوانان، زنان و مردان باورمند با تکیه بر تاریخ کهن و باشکوه ایران، از پرچمداران شاهنشاهی ایران به نیکی یاد میکنند. ملتی که "پدر ایران نوین"را صدا میزند، از شاهنشاه فقید میگوید و در انتظار بازگشت "شهریار" ایران می باشد. ملتی که در اندیشه نیک بازگرداندن عظمت ،آبادی و آزادی و شکوه از دست رفته اش می‌باشد.

اما رسیدم به اینجا، تا از بانوی گیلانی اهل رشت، ایستاده در ایستگاه تاکسی" سبزه میدان" برایتان بگویم که به همراه خود می‌ گفت "اون خدابیامرز که به شش زبان زنده دنیا مسلط بود رو از ایران بیرون کردیم،حالا اسیر این جنایت کار که شش کلاس بیشتر سواد نداره شدیم".

پاینده ایران»

- متن ارسالی از همراهان

آیا شما با نوع نگاه نویسنده به محمدرضاشاه همراه و همدل هستید؟

نظر خود را برای ما بنویسید.‌

#محمدرضاشاه #حکومت_اسلامی #حکومت_شاهنشاهی #انقلاب۵۷

@Tavaana_TavaanaTech

3 comments

در پاسخ به سوالتون اگه بهم ناسزا نمیگید / نمیگن باید بگم خیر ، البته بهتر بود انقلاب نمیکردیم اما بهرحال با توجه به نظریه انقلابها ظاهرا این امر اجتناب ناپذیر بود . اما حالا که این امر اتفاق افتاده و ما از چاله بیرون اومدیم و در چاه افتادیم باید تمام تلاش خودمونو بکنیم که اینبار از چاه بیرون اومده و در راه قرار بگیریم و راه هم به اعتقاده بنده چیزی جز یک نظام سیاسی سکولاردموکرات نیست حالا در نحوه اداره میتونه جمهوری باشه یا فدرال یا حتی پادشاهی تشریفاتی از نوع مثلا نظام سیاسی بریتانیا . درباره شکل نظام سیاسی در صورتیکه نوع حکومت سکولاردموکراتیک باشه و قانون اساسیش بر اساس یه نظام سکولاردموکراتیک تنظیم شده باشه مشکلی ندارم
خدا هممونو ببخشه تاوان ناسپاسی و جهالتمان را پس میدهیم
Bahram
در مورد شاه باید منصفانه قضاوت کرد،
و در این قضاوت باید حکومتهای کشورهای همسایه و همرده ایران در آن دوران و حتی امروز را هم در نظر گرفت، مخالفان شاه چند دسته هستند، یک عده ایدهآلیست هایی هستند که همه چیز را سیاه و سفید میبینند و می گردند و یک یا چند ظلم یا خطا در دوران او را پیدا میکنند و بدون مقایسه با سایر حکومتهای مشابه و در نظر گرفتن خدمات او حکم به محکومیت او صادر میکنند، یک عده هم کسانی هستند که در انقلاب شرکت داشته اند و امروز نمیتوانند یا نمیخواهند اعتراف کنند که ما اشتباه کردیم و بر مواضع ضد شاه آن روز های خود پا فشاری میکنند ، یک عده هم که جیره خور های جمهوری اسلامی هستند که چون ج.ا. هنوز از پهلوی ها احساس خطر میکنند او را مورد حمله قرار میدهند، اما اگر همه جوانب را در نظر بگیریم و قبول کنیم که او هم انسانی بود با نقاط قوت و ضعف میبینیم که سر جمع شاه آدم خوبی بود، پادشاه خوبی هم بود، و خیر خواه ایران و ایرانی بود و آنچه میتوانست برای آبادانی و رفاه این کشور و مردمش انجام داد اگر چه اشتباهات و خطا هایی هم داشت ولی چه کسی هست که پاک و منزه از خطا و اشتباهی باشد بخصوص وقتی قدرت و ثروت را در دست داشته باشد؟ه