ما یه مشت سربازیم جون به کف!
کسانی می گویند نسبت هزینه های دولت به کل تولید ناخالص داخلی (نسبت G به GDP) در مقایسه با دیگر کشورهای جهان بالا نیست و نمی توان دولت ایران را بزرگ تلقی کرد.
دوستی جوان، آقای مهران خسروزاده، حرف جالب و قابل تاملی را در مورد پایین بودن ظاهری هزینه های دولت مطرح کرده اند: در اغلب کشورها سهم بزرگی از هزینه ها به بحث دفاع و امنیت اختصاص دارد، در مملکت آریایی اسلامی نظام وظیفه اجباری (بخوانید هدر دادن دو سال عمر جوانان ذکور مملکت) باعث می شود که دولت از یک منبع ارزان (در عمل رایگان) برای امور دفاعی و امنیت برخوردار باشد.
اگر این هزینه "فرصت" بزرگ را به دیگر هزینه های دولت بیفزائیم شاید آن نسبت که در مورد ایران "در ظاهر" چندان بزرگ نیست، خیلی کوچک هم نباشد. والله اعلم.
کانال آقای خسروزاده
@gozaarnaameپ.ن: دوستی نادیده اشاره درستی داشت که برای مثال یارانه انرژی به بخشهای دولتی مثل آموزش پرورش عدد خیلی بزرگی است و تا زمانی که قیمت های واقعی در اقتصاد در دسترس نباشد، نسبت هزینه های دولت به تولید ناخالص داخلی تصویر مخدوشی خواهد بود.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
اجازه بدید تخمین بزنیم.
تعدادِ پرسنل نیروهای مسلح در ایران حدودِ ۶۰۰ هزار نفر است. اگر فرض کنیم دولت به طور متوسط باید ماهانه ۵ میلیون تومان به این پرسنل پرداخت میکرده و نمیکند، از مجموع هزینههای دولت برای یک سال عددِ ۳۶ هزار میلیارد تومان به واسطهی این عدمِ پرداخت کم شده. با اضافه کردنِ این هزینه به بودجهی عمومی (۴۸۰ هزار میلیارد تومان)، نسبتِ بودجهی عمومی به جیدیپی کمتر از ۲ درصد افزایش مییابد. بنابراین وارد کردنِ این هزینه در محاسبات، تغییری در آن برداشتِ اشتباه ( ارتباطِ دال و مدلولی برقرار کردن بینِ بودجهی عمومی و میزانِ دخالتِ دولت در اقتصاد) ایجاد نخواهد کرد.
در ایران سهمِ بزرگی از گردشِ مالی متعلق به شرکتهای دولتی و شبهدولتیست.
زنده باشید، عرض کنم که منظور البته سربازان وظیفه و غیرکادری است نه پرسنل رسمی، تعداد دسته اول را سالانه تا یک میلیون نفر هم برآورد می کنند.
در مورد اینکه شاخص مناسب اندازه دولت چیست، طبیعتا شاخص فریزر کار ما را ساده کرده، مصرف دولت را بهتر است به مصرف کل (دولتی و خصوصی) در نظر گرفت و البته بحث سرمایه گذاری که دولت طبق برخی آمار تا حدود ۶۰ درصد سهم را دارد و همچنین پرداخت های انتقالی و میزان مالکیت دولتی هم هست که با مراجعه به گزارش امسال می شود وضعیت را دید، همچنین ارقام خارج از بودجه یا به قول فرنگی ها
OBF
و البته نهادهای عمومی و خصولتی ها یا همان
Quango
و ملاحظات دیگر غرض این بود که یک نسبت رایج را با دقت بیشتر بررسی کنیم
بله برای محاسبهی هزینههای دولت در ایران ناچاریم پیچیدگیهایی که شاید تنها در همینجا یافت میشوند را هم وارد کنیم. خاطرم هست که یکبار از روی گزارشی از آموزشوپرورش، هزینهای که دولت به صورتِ سوبسیدِ انرژی (گاز و برق) صرفِ مدارس میکند را محاسبه کرده بودم. عددِ قابلِ توجهی بود، متاسفانه مقدارِ آن را در ذهن ندارم.
افزودنِ هر یک از این اعداد شاید یکی دو درصد به «نسبتِ بودجهی عمومی به جیدیپی» بیفزاید، ولی برای مخاطبی که دست روی اختلافِ ۳۰ درصدی بینِ ایران و اروپای شمالی گذاشته این مقدار کافی نیست.
به نظر تا زمانی که نظامِ قیمتها در ایران مخدوش است محاسبهی دقیقِ هزینههای عمومیِ دولت کارِ دشوار و پیچیدهایست.
در موردِ شاخصِ فریزر و اینکه کار را ساده .کرده با شما موافق هستم.
ما دولتِ بزرگی داریم که رفاه و تورِ ایمنی اجتماعی کوچکی ایجاد کرده. اگر استدلالی با اشاره به دومی قصدِ نفیِ اولی را داشته باشد، از نظرِ من خودِ استدلال مخدوش است. این رابطه در کشورهایی برقرار است که فعالیتهای دولت قبلا محدود به تامین رفاه شده. فکر میکنم تلاش برای نشان دادنِ زیاد بودنِ هزینههای دولت کمک نمیکند تا برندهی سمتی از این مجادله باشیم.