در باب جفنگیات

دیدم جایی در تعریف آمایش سرزمین از قول "ژان پل لاکاز" نوشته اند: "منظور از آمایش سرزمین، رسیدن به مطلوب ترین توزیع ممکن جمعیت، توسط بهترین شکل توزیع فعالیت های اقتصادی و اجتماعی در پهنه سرزمین است"، کمی روی این تعریف مکث کنیم، فرضش اینست:

1) چیزی به نام مطلوب ترین توزیع فعالیت های اقتصادی و اجتماعی!؟ وجود دارد.
2) می توان آن مطلوب ترین توزیع را کشف کرد!
3) کسانی آنقدر عاقل اند که از پس این کشف خطیر برآیند.

هر سه پیش فرض خطاست، در مورد اولی می شود پرسید مطلوب ترین از نظر چه کسی؟ وقتی هر فردی مطلوبیت را چیزی متفاوت از دیگری می داند و اینها از نظر کیفی با هم متفاوت اند، دقیقا به چه معناست که از "مطلوب ترین" و "بهینه" برای همه افراد (جامعه؟) سخن بگوییم؟

در مورد دومی آن به اصطلاح روابط اقتصادی و اجتماعی را ثابت و بدون تغییر و آدم ها را پیش بینی پذیر می بیند که با روش های "علمی" می شود فهمید "راه بهشت" کدام طرف است که خیالی است خام، روش های به اصطلاح "عملی" هم دچار محدودیت های ذاتی اند و ما همواره محکوم به غافلگیری در برابر آینده ایم.

سومی آدم ها را زیاد عاقل و فعال فرض می کند، انگار آدم هایی که مهمترین ویژگی شان دانش ناقص و محدود بودن به زمان و مکان است می توانند با گذری غریب از همه این محدودیت ها فراتر روند و آن "اصل جنس" را کشف کنند، ولی هیچ آدمی آنقدر هوشمند نیست که تمام پیچیدگی های واقعیت و تمام حالات بالقوه و بالفعل را بتواند درک و تصویر کند.

در واقعیت هم این به اصطلاح "آمایش ها" می شود طرحی کلان که دولت ها می خواهند جامعه را با آن مهندسی کنند و با توجه به "شکست دولت" پیامدهایی بس زیان بار خواهند داشت، در این موارد همیشه فکر می کنم چه نکته معرکه ای می تواند وجود داشته باشد که بوروکرات های میان مایه دولت با آن همه ملاحظه سیاسی و بی انگیزگی می توانند کشف کنند، ولی از میان چند ده میلیون جمعیت مردم هیچ کس از آن بویی نمی برد؟ والله اعلم.

پ.ن: به قول حضرت "هدف سیاست گذاری در جامعه ای از انسان های آزاد نمی تواند حداکثری از نتایج پیش بینی شده باشد، بلکه تنها می تواند نظمی انتزاعی باشد".

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

2 comments

این قبیل اسامی دهن پر کن مثل «آمایش سرزمین» مصداق واژه شیپور را از دهانه گشاد آن زدن است. برای قرن‌ها ساکنین هر منطقه و هر سرزمین با توجه به پتانسیلهای آن منطقه روشهای بهینه استفاده از منابع منطقه خود را کشف کرده اند. بوروکرات ها ابتدا با ایجاد یک نظام معیوب از قیمت گذاری منابع طبیعی انحراف از پتانسیلهای بهینه بهره برداری از منابع را ایجاد میکنند و سپس با طرحهای این چنینی قصد دارند خطای قبلی را جبران کنند. زمانیکه قیمت آب صنعتی در وسط کویر با قیمت آن در منطقه پر باران یکسان است گرایش به احداث طرحهای تولید فولاد در این مناطق هم رشد میکند. هر زمان نظام قیمت گذاری منابع طبیعی با توجه به عرضه و تقاضا و پتانسیلهای هر منطقه تعیین شد به صورت خودکار فعالین اقتصادی و مردم به سمت بهترین استفاده از منابع برای خلق بیشترین ارزش سوق داده خواهند شد.
در این مدل مثلاً قیمت آب علاوه بر اینکه در مناطق پر باران و کم باران متفاوت خواهد بود، بلکه در سالهای پر بارش و کم بارش در یک منطقه خاص هم باید متفاوت باشد تا کم شدن عرضه با اصلاح تقاضا سازگار گردد.
.چقدر لذت بردم از تیر تیتر به آمایش
دستمریزاد
از کارهای جامانده ما جمع کردن این توهمات از اداره است
حالا لاکاز واقعا این حرف را زده؟