این تصویر گویای خیال پرورانیست که خودرا در کالسکهٔ سلطنتی پهلوی میدیدند غافل از اینکه کسی نخواهد توانست جایگاه پر عظمت آن خاندان را پر کند مگر اینکه در سایهٔ فر ایزدی باشد و از آن سلالهٔ پاک ، وزغهای سیاهی که تناسخی انسان نما گرفته و در پوست انسان خود را چپانده بودند تصور میکردند قادرند جای رجل و قهرمانان و افسران بخون خفته از بیداد اهریمن را بگیرند و چه لبخند کریه و ظفرمندی بر لبانشان است بیخبر از بازی تلخ سرنوشت و فرجام نا میمونشان
@PN_KFP
وقتی هیچ شناختی از کسی که دنبالش راه افتاده بودند و بزرگش کرده بودند، نداشتند، آخرش هم میشه اعدام شدن خودش
چون پاهای اسکندر در هوا مانده بود وتخت زار میزد
اینها یک مشت صیغه زاده بودند که با حیله خارجی به اخوری رسیده