اعترافات اجباری حزب توده۳۷ سال پیش در چنین روزهایی اولین اعترافات حزب توده از تلویزیون جمهوریاسلامی پخش شد. سه روز قبل از این تاریخ موج دوم بازداشتهای گسترده اعضای حزب توده ایران رخ داده بود که ۱۷۰ نفر از کادرهای حزبی در تهران و ۵۰۰ نفر در شهرستانها بازداشت شدند. در این اعترافات نورالدین کیانوری به عنوان دبیر اول حزب توده و محمود اعتمادزاده (بهآذین) - نویسنده و مترجم سرشناس ایرانی و از اعضای رده بالای حزب - شرکت کردند و به جاسوسی خود برای شوروی و خیانت به مردم و جمهوریاسلامی اعتراف و از گذشته خود ابراز پشیمانی کردند. البته این برنامه، زنده نبود و پیش از آن ضبط شده بود.
آنطور که آمده خمینی خواسته بود که این اعترافات حتما یک شب پیش از روز کارگر پخش بشود تا بر مردم تاثیر بیشتری داشته باشد.
نورالدین کیانوری در ۱۶ بهمن ۱۳۶۸ نامهای به علی خامنهای مینویسد و در آن نامه از شکنجههایی که بر او و همسرش، مریم فیروز، رفته است میگوید. او در بخشی از این نامه بخشی از شکنجههای خود را اینگونه وصف میکند: «شکنجه عبارت بود از شلاق با لوله لاستیکی تا حد آش و لاشکردن کف پا. در مورد شخص من در همان اولین روز شکنجه آنقدر شلاق زدند که نه تنها پوست کف دو پا، بلکه بخش قابل توجهی از عضلات از بین رفت و معالجه آن تا دوباره پوست بیاورد، درست ۳ ماه طول کشید و در این مدت هر روز پانسمان آن نو میشد و تنها پس از ۳ ماه من توانستم از هفتهای یک بار حمام رفتن بهرهگیری کنم.»
در ادامه کیانوری چنین میآورد: «نوع دوم شکنجه که به مراتب از شلاق وحشتناکتر است، دستبند قپانی است. تنها کسی که دستبند قپانی خورده میتواند درک کند که دستبند قپانی آن هم ۸ تا ۱۰ ساعت متوالی در هر شب، یعنی چه؟ در مورد من، پس از اینکه شلاق اولیه که با فحش و توهین و توسری و کشیده تکمیل میشد سودی نداد، یعنی آقایان نتوانستند در مورد دروغ شاخدار ساخته شده که در زیر آن را شرح خواهم داد از من تائیدی بگیرند، مرا به دستبند قپانی بردند.»
کیانوری در این نامه از شکنجه همسر و دخترش هم مینویسد؛ شکنجههای وحشتناکی که آدم از خواندن آن متحیر میماند.
در آن زمان گروههای سیاسی بسیاری از این
اعترافات اجباری به وجد آمدند از جمله نهضت آزادی. نهضت آزادی در بیانیهای که پس از پخش این اعترافات تلویزیونی منتشر شد از آن حمایت کرد.
نهضت آزادی در بخشی از بیانیهاش خشنودی خود را از اینکه رازها برملا گردید و آنها [اعضای حزب توده] به خیانت خود اعتراف و اقرار کردند ابراز میکند.
این اعترافات اجباری که با آغاز جمهوریاسلامی شروع شد با اعترافات اجباری حزب توده پایان نگرفت و در نهایت بسیاری از همانهایی که برای اعترافات حزب توده خوشحال بودند را نیز در برگرفت.
https://bit.ly/3d38G2Bویدیو: بخشی از اعترافات اجباری نورالدین کیانوری
ویدئوی کامل را با یک جستجوی ساده در یوتیوب پیدا خواهید کرد.
@Tavaana_TavaanaTech
بخش زیادی از این اعترافات تحت شکنجه انجام شد و قابل استناد به عنوان حقیقت نیست. وقتی جمهوری اسلامی همسر سعید امامی را آنطور بازجویی میکند؛ میتوان حدس زد که با تودهایها چه کردند
در بدنه حزب توده آدمهای ایراندوست و فرهیخته زیاد بودند، بیشترشان کمکم از حزب فاصله گرفتند و به کار فرهنگی پرداختند
عکس بالا از احمد آرام است. او از بنیانگذاران تألیف کتابهای درسی بود که نزدیک به چهل جلد کتاب درسی و آموزشی نوشت و بیش از صد و چهل اثر از زبانهای انگلیسی فرانسه و عربی ترجمه کرد
شکنجه ای هم در کار نبوده.
مریم فیروز،به خمینی علاقه دارم و بهش خیلی احترام میزارم چون شاه را ریشهکن کرد
https://www.youtube.com/watch?v=TiB8gyo87YQ
بالاخره پاداش خوش خدمتی به خمینی و خیانت به شاه رو گرفتن