آیفون دولتی!

عکس بالا که نشان می دهد تکنولوژی های آیفون حاصل سرمایه گذاری نهادهای دولتی و نظامی است زیاد دست به دست می شود؛ رندان این را سندی محکم بر ضرورت مداخله دولت در اقتصاد و هدایت سرمایه ها به سوی پژوهش های خاص می دانند.

این نتیجه به کل نارواست؛ داستان تکنولوژی پیچیده است؛ خیلی وقت است تئوری "انسان بزرگ" خریدار ندارد؛ طبق این تئوری این نوابغ اند که از درون پژوهشگاه و لابراتوارها دست به توسعه و خلق تکنولوژی می زنند. درست برعکس، در داستان تکنولوژی بازیگران متعدد و رویدادهای غیرمنتظره و شانس نقش مهمی دارند. بگذریم که بسیاری از شرکت های تولیدکننده این تکنولوژی ها خصوصی بودند، از یک اختراع در آزمایشگاه تا یک محصول مطلوب مشتری فاصله زیاد است. (در لینک زیر به صورت مفصل به نقد افسانه دولتی بودن تکنولوژی های آیفون پرداخته شده است).

http://bit.ly/2XfnoLu

آیفون را دولت آیفون نکرده است، این تکنولوژی ها را رقبا هم دارند، بلکه طراحی منحصربه فرد، توان تلفیق نوآوری ها و کنترل کیفیت جامع و قابلیت بازاریابی شگفت آورش به او مزیت می بخشند که هیچکدام دولتی نیستند. والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

7 comments

این جملات شما بیشتر کمک به اثبات نتیجه گیری های خانم مازوکاتو میکنه: داستان تکنولوژی پیچیده است و بازیگران متعددی داره، اینگونه نیست که تنها بازار در شکل گیری تکنولوژی نقش داشته باشه و بازیگری دولت نه نتها نقش مخرب نداشته بلکه سازنده بوده
بعد من منظور شما رو از طراحی منحصر به فرد، توان تلفیق نوآوری و کنترل کیفیت جامع نمیدونم، ولی خب دقیقا خانم مازوکاتو داره تلاش میکنه که ثابت کنه مثلا فناوری سیری که منحصر به فرده از سوی دولت انجام شده یا طراحی میکروپروسسور ها که تلفیقی از فناوری های متعددی است از سوی دولت بوده
مهدی شمس
این جملات شما بیشتر کمک به اثبات نتیجه گیری های خانم مازوکاتو میکنه: داستان تکنولوژی پیچیده است و بازیگران متعددی داره، اینگونه نیست که تنها بازار در شکل گیری تکنولوژی نقش داشته باشه و بازیگری دولت نه نتها نقش مخرب نداشته بلکه سازنده بوده بعد من منظور شما رو از طراحی منحصر به فرد، توان تلفیق نوآوری و کنترل کیفیت جامع نمیدونم، ولی خب دقیقا خانم مازوکاتو داره تلاش میکنه که ثابت کنه مثلا فناوری سیری که منحصر به فرده از سوی دولت انجام شده یا طراحی میکروپروسسور ها که تلفیقی از فناوری های متعددی است از سوی دولت بوده
مطلقا؛ بازار یک بازیگر نیست، بیستر قاعده بازی و ساختار انگیزشی است که ذیل ان هزاران بازیگر فعالیت می کنند؛ به وجود می آیند و از بین می روند و با هم وارد همکاری های داوطلبانه می شوند؛ کل لینک هم در مورد فناوری های ایفون به این اشاره دارد که اولا از یک اختراع تا کاربرد ان و البته تلفیق همه انها در یک محصول مفید و ارزش افزا فاصله زیاد است و درثانی داستان بالا و پایین زیاد داشته است و نمی توان همه را به یک پروژه یا سرمایه گذاری دولتی تقلیل داد
Amir Hossein KhaleQi
مطلقا؛ بازار یک بازیگر نیست، بیستر قاعده بازی و ساختار انگیزشی است که ذیل ان هزاران بازیگر فعالیت می کنند؛ به وجود می آیند و از بین می روند و با هم وارد همکاری های داوطلبانه می شوند؛ کل لینک هم در مورد فناوری های ایفون به این اشاره دارد که اولا از یک اختراع تا کاربرد ان و البته تلفیق همه انها در یک محصول مفید و ارزش افزا فاصله زیاد است و درثانی داستان بالا و پایین زیاد داشته است و نمی توان همه را به یک پروژه یا سرمایه گذاری دولتی تقلیل داد
بسیار خب من از ادبیات شما استفاده میکنم و اینطور می‌گویم، که بازار یک بازیگر نیست و هزاران بازیگر با هم وارد همکاری های داوطلبانه می شوند، از جمله ی این بازیگران دولت است که طبق شواهد می تواند بسیار سازنده عمل کند
در ضمن این برداشت بسیار سطحی از تکنولوژی است که تکنولوژی از اجزای بی ربطی تشکیل شده که یک نفر باید این اجزا را به کل واحد تبدیل کند، اتفاقا هر جز قبل از ساخت نسبت و هماهنگی خود را با کل مشخص کرده است، حداقل در این محصول خاص این گفته کاملا صدق میکنه
در صورت غلط بودن گزاره ی بالا باز هم نمی‌توان از نقش دولت در این محصول چشم پوشید، با فرض پذیرش از اختراع تا محصول راهی بس طولانی وجود دارد، این گزاره برای رسیدن به یک سطح بالا از فناوری هم صادق است
یک بررسی محققانه لازم است که کدام مسیر، مسیر طولانی تری است، رسیدن به فناوری های های تِک یا تلفیق آن ها با یکدیگر؟
مهدی شمس
بسیار خب من از ادبیات شما استفاده میکنم و اینطور می‌گویم، که بازار یک بازیگر نیست و هزاران بازیگر با هم وارد همکاری های داوطلبانه می شوند، از جمله ی این بازیگران دولت است که طبق شواهد می تواند بسیار سازنده عمل کند در ضمن این برداشت بسیار سطحی از تکنولوژی است که تکنولوژی از اجزای بی ربطی تشکیل شده که یک نفر باید این اجزا را به کل واحد تبدیل کند، اتفاقا هر جز قبل از ساخت نسبت و هماهنگی خود را با کل مشخص کرده است، حداقل در این محصول خاص این گفته کاملا صدق میکنه در صورت غلط بودن گزاره ی بالا باز هم نمی‌توان از نقش دولت در این محصول چشم پوشید، با فرض پذیرش از اختراع تا محصول راهی بس طولانی وجود دارد، این گزاره برای رسیدن به یک سطح بالا از فناوری هم صادق است یک بررسی محققانه لازم است که کدام مسیر، مسیر طولانی تری است، رسیدن به فناوری های های تِک یا تلفیق آن ها با یکدیگر؟
خب همینکه دریابیم بازار بازیگر نیست بلکه بیشتر قاعده و بستر است هم دو قدم به جلوست
توان تلفیق که معنایش روشن است؛ اینکه کارافرین
تکنولوژی های مختلف را در یک محصول که مشتری به خاطرش در صف می ایستد یکی می کند و در مورد همین محصول خاص هم قضیه همین است مثلا اینترنت با باتری لیتیوم و مالتی تاچ اسکرین دقیقا چطور از آغاز با هم هماهنگ شده اند که نسبت آنها و
رابطه اش با کل مشخص بوده است؟ این کار دولت بود یا کارافرینان؟ در مورد تک تک فناوری ها هم باز پیشنهاد می کنم لینک را بخوانید تا تصویر واقعی تری داشته باشید، اینکه چقدر طول می کشد هم از پیش مشخص نیست که سهم تعریف کنیم؛ پلاستیک و ترانزیستور و سیستم عامل و خیلی های دیگر خصوصی تولید شدند و در این مورد ایفون هم ان نهادها مثل دارپا تولیدکننده نیستند. سرمایه گذاری دولت هم مجانی نیست؛ پولی از کسانی می گیرد و در جای دیگر خرج می کند؛ سرمایه گذاری های ناموفق دولت هم که کم نیست
دفاع من از اقتصاد بازار بر این مبناست که میلیون ها فرد با انگیزه با تحمل ریسک دست به نواوری می زنند و با توجه به پیچیدگی های فناوری این رویکرد موثرتری است
مهدی شمس
بسیار خب من از ادبیات شما استفاده میکنم و اینطور می‌گویم، که بازار یک بازیگر نیست و هزاران بازیگر با هم وارد همکاری های داوطلبانه می شوند، از جمله ی این بازیگران دولت است که طبق شواهد می تواند بسیار سازنده عمل کند در ضمن این برداشت بسیار سطحی از تکنولوژی است که تکنولوژی از اجزای بی ربطی تشکیل شده که یک نفر باید این اجزا را به کل واحد تبدیل کند، اتفاقا هر جز قبل از ساخت نسبت و هماهنگی خود را با کل مشخص کرده است، حداقل در این محصول خاص این گفته کاملا صدق میکنه در صورت غلط بودن گزاره ی بالا باز هم نمی‌توان از نقش دولت در این محصول چشم پوشید، با فرض پذیرش از اختراع تا محصول راهی بس طولانی وجود دارد، این گزاره برای رسیدن به یک سطح بالا از فناوری هم صادق است یک بررسی محققانه لازم است که کدام مسیر، مسیر طولانی تری است، رسیدن به فناوری های های تِک یا تلفیق آن ها با یکدیگر؟
Amir Hossein KhaleQi
خب همینکه دریابیم بازار بازیگر نیست بلکه بیشتر قاعده و بستر است هم دو قدم به جلوست توان تلفیق که معنایش روشن است؛ اینکه کارافرین تکنولوژی های مختلف را در یک محصول که مشتری به خاطرش در صف می ایستد یکی می کند و در مورد همین محصول خاص هم قضیه همین است مثلا اینترنت با باتری لیتیوم و مالتی تاچ اسکرین دقیقا چطور از آغاز با هم هماهنگ شده اند که نسبت آنها و رابطه اش با کل مشخص بوده است؟ این کار دولت بود یا کارافرینان؟ در مورد تک تک فناوری ها هم باز پیشنهاد می کنم لینک را بخوانید تا تصویر واقعی تری داشته باشید، اینکه چقدر طول می کشد هم از پیش مشخص نیست که سهم تعریف کنیم؛ پلاستیک و ترانزیستور و سیستم عامل و خیلی های دیگر خصوصی تولید شدند و در این مورد ایفون هم ان نهادها مثل دارپا تولیدکننده نیستند. سرمایه گذاری دولت هم مجانی نیست؛ پولی از کسانی می گیرد و در جای دیگر خرج می کند؛ سرمایه گذاری های ناموفق دولت هم که کم نیست دفاع من از اقتصاد بازار بر این مبناست که میلیون ها فرد با انگیزه با تحمل ریسک دست به نواوری می زنند و با توجه به پیچیدگی های فناوری این رویکرد موثرتری است
یعنی سیا و دارپا بدون طرح کلی شروع به تولید مالتی تاچ اسکرین یا باتری لیتیومی یا سیری کردن بدون اینکه بدانند کجا قراره استفاده شود، وبعد از آن شرکت اپل باهوش ما پی می‌برد با تلفیق آنها محصول پر فروشی بسازد
بحث چقدر طول می‌کشد نیست،شما با کوچک شمردن فناوری های مرز علم و بزرگ کردن قسمت تلفیقش که هنوز متوجه نشدم، سعی در کوچک کردن نقش دولت و بزرگ کردن کار اپل دارید، که این بزرگی و کوچکی که پیشاپیش بر پیشانی این دو قسمت زده اید نیازمند تحقیق و بررسی دارد
در مورد اختراعات و نوآوری های بشر هم بحث های زیادی صورت گرفته که اغلب آنها در شرایط جنگ و توسط دولت ها اتفاق افتاده
در مورد سرمایه گذاری ناموفق دولت عرض کنم که اساسا سرمایه گذاری ناموفق جز لاینفک نوآوری و حرکت در مرز علم است، در مرز علم باید خطا و آزمون ها و ریسک تحقیق در مورد فرضیه های علمی را به جان خرید، که این ریسک زیاد رو هیچگاه بخش خصوصی متحمل نمیشود
مهدی شمس
یعنی سیا و دارپا بدون طرح کلی شروع به تولید مالتی تاچ اسکرین یا باتری لیتیومی یا سیری کردن بدون اینکه بدانند کجا قراره استفاده شود، وبعد از آن شرکت اپل باهوش ما پی می‌برد با تلفیق آنها محصول پر فروشی بسازد بحث چقدر طول می‌کشد نیست،شما با کوچک شمردن فناوری های مرز علم و بزرگ کردن قسمت تلفیقش که هنوز متوجه نشدم، سعی در کوچک کردن نقش دولت و بزرگ کردن کار اپل دارید، که این بزرگی و کوچکی که پیشاپیش بر پیشانی این دو قسمت زده اید نیازمند تحقیق و بررسی دارد در مورد اختراعات و نوآوری های بشر هم بحث های زیادی صورت گرفته که اغلب آنها در شرایط جنگ و توسط دولت ها اتفاق افتاده در مورد سرمایه گذاری ناموفق دولت عرض کنم که اساسا سرمایه گذاری ناموفق جز لاینفک نوآوری و حرکت در مرز علم است، در مرز علم باید خطا و آزمون ها و ریسک تحقیق در مورد فرضیه های علمی را به جان خرید، که این ریسک زیاد رو هیچگاه بخش خصوصی متحمل نمیشود
برای فهم معنای تلفیق (یکپارچه کردن) کافی است نگاهی به همان تصویر بیندازیم، اینکه یکی پی می برد که می شود چطور اینترنت، باتری لیتیومی و ... را در یک محصول کنار هم بگذارد (تلفیق کند) و از آن پول در آورد کار بزرگی است که از دولت بر نمی آید، عرض کردم دارپا و سیا و ... خودشان تولید کننده نبودند و نیستند، بودجه ای برای کاربردهای غیرتجاری و نظامی را به شرکت هایی عمدتا خصوصی اختصاص دادند. چرا دولتی ها به فکر نیفتادند همه این فناوری هایی که به زعم شما خودشان "اختراع" کرده بودند را در یک محصول سودآور خلاصه کنند و پول سرمایه گذاری های بعدی را درآورند؟ پاسخ ساده است: نه انگیزه و نه دانش چنین کاری را نداشتند.
برای بار سوم پیشنهاد می کنم، لینک را مرور کنید که تمام اشاره اش همین است که بانوی نویسنده "دولت کارآفرین" به پیچیدگی های قضیه بی توجه بوده است و تکنولوژی را به جای فرایند یک پروژه دیده است، مثلا در مورد مالتی تاچ می نویسد که اساسا قبل از سرمایه گذاری دولت، جایی در شرکت بل این فناوری "اختراع" شده بود و خود وسترمن و الیاس هم اشاره دارند که اختراع آن بیش از طراحی حاصل خوش اقبالی بود یا در مورد SIRI اشاره دارد که تحقیقات مستقل در گوگل و مایکروسافت به نتایجی مشابه رسیده بود. داستانی مشابه را برای ال سی دی و باتری های لیتیومی که زودتر سونی آنها را ارائه کرده بود می توانید ببینید

بحث بزرگ و کوچک کردن نیست، فهم منطق عمل است، دولت با پول دیگری ریسک می کند. دولت ها روی برخی پروژه های سرمایه گذاری می کنند، ملاحظه اقتصادی و تجاری هم ندارند، پول را از کسانی می گیرند و به کسانی دیگر می دهند، اینجا هزینه فرصت را باید در نظر گرفت که سهم بخش خصوصی برای سرمایه گذاری را کاهش می دهند همان چیزی که به آن crowding out می گویند، در بهترین حالت اختراعی موفق حاصل می شود، اما مثلا از آرپانت با کاربردهای مشخصا نظامی تا اینترنت و اقتصاد دیجیتال فاصله زیاد است، فاصله ای که دولت بنا به منطق عملش نمی تواند طی کند. در مورد اینکه بخش خصوصی وارد پژوهش های بنیادین نمی شود هم می توان مثال دوپونت را زد که از قضا زمانی که سرمایه گذاری دولتی کم شد، خودش وارد کار شد و در حوزه دارویی کارش را پیش برد.
به قول ان مقاله وقتی دولت ایکس دلار هزینه می کند، البته شاید ایکس دلار چیز به وجود می آید که برای مهندسان جالب است، ولی این به آن معناست که ایکس دلار در حوزه های دیگر خرج نمی شود (که با توجه به انگیزه بالای سودآوری اهل کسب و کار می توانست دستاوردهایی حتی بهتر داشته باشد) و دوم اینکه از ان اختراع مهندس پسند تا کالای مشتری پسند راه زیاد است (کافی است تجربه شوروی را مرور کنیم که خیلی از فناوری های را اختراع کردند ولی نتوانستند از آنها برای ارائه محصولی مشتری پسند بهره بگیرند)