▪️روز معماری در ایران؛ یک مناقشه تاریخی

🖋 سیدهادی حسینی | دانشجوی دکتری شهرسازی دانشگاه تهران

سوم اردیبهشت‌ماه در ایران به عنوان روز معماری شناخته می‌شود. این روز مصادف با سالگرد تولد شیخ‌بهایی است.[1] انجمن مفاخر معماري ايران با پيشنهاد تعيين روزي در تقويم به‌منظور بزرگداشت معماري در ايران، زمینه‌ساز انتخاب این روز به عنوان روز معماری شد. البته از همان ابتدا در اينكه انجمن چه روزي را به عنوان روز معمار معرفی کند، اختلاف نظر وجود داشت.[2] عده‌ای از معماران و علاقه‌مندان به معماری معتقد بودند باید روز مناسب‌تری برای گرامیداشت مقام معمار و معماری در نظر گرفته شود و عده‌ای دیگر با توجه به سوابق درخشان شیخ بهایی، این انتخاب را به‌جا و موجه می‌دانستند. مهم‌ترین علت این اختلافات را باید در بحث‌های تاریخی پیرامون معمار بودن یا نبودن شیخ‌بهایی جستجو کرد.

...آنچه از مرور منابع مختلف دریافت می‌شود گویای این مطلب است که با برداشت امروزی از مفهوم معماری، شیخ‌بهایی را نمی‌توان در زمره‌ی معماران برشمرد و در قامت یک معمار تصور کرد و به نظر می‌رسد انتقادات موجود در زمینه‌ی وجه تسمیه نام‌گذاری این روز تا حد زیادی قابل پذیرش است؛ به عبارت دیگر، با توجه به فهم و معنایی که امروز از رشته و دانش معماری وجود دارد، نمی‌توان شیخ‌بهایی را معمار دانست و بنابراین انتخاب سالروز تولد شیخ به عنوان روز معماری، چندان موجه نخواهد بود. در عین حال اگر به نحو دیگری به این مسئله توجه شود و معانی مختلف و تطورات زبانی مد نظر قرار گیرد، نتیجه کمی متفاوت خواهد بود.

⭕️ ادامه‌ی مطلب را می‌توانید در Instant View یا در وب‌سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:

https://telegra.ph/s-ha2-04-23
https://koubeh.com/s_ha2/

@koubeh

2 comments

سلام. ممنونم از کوبه که هنوز فعال است و متشکرم از این متن خواندنی.
درباره‌ی متن دو نکته به خاطرم رسید: اول این‌که فاصله‌ی تاریخی فارابی تا شیخ‌بهایی از فاصله‌ی تاریخی ما با شیخ‌بهایی بیشتر است. یکی قرن سوم-چهارمی بوده و دیگری دهمی. گمان می‌کنم در این فاصله‌ی هفتصدساله معانی و دلالت‌های معمار و مهندس ثابت نمانده‌اند، چنان‌که از زمان شیخ‌بهایی تا قاجار هم ثابت نمانده‌اند. بنابراین به‌صرف اینکه هم فارابی هم شیخ‌بهایی پیشامدرن هستند نمی‌شود فرض کرد که معمار در زمان هر دو معنای یکسانی داشته. نکته‌ی دوم این است که به فرض شعبه‌ی ریاضی بودن مهندسی-هندسه هم نمی‌شود ریاضی‌دان را با مهندس یکی گرفت‌. اینکه چیزی شعبه یا زیرشاخه‌ی چیزی دیگر است یا از آن ریشه گرفته آن دو را یکی یا حتی هم‌پوشان نمی‌کند. فارابی موسیقی را هم زیرمجموعه‌ی ریاضیات می‌داند، اما رودکی که کمابیش معاصر او بوده و دستی به ساز داشته را ریاضی‌دان نمی‌دانند یا مثلا در اشعار آن دوران فرقی اساسی هست بین ریاضی و موسیقی. بنابراین این استدلال که مهندسی زیرشاخه‌ی ریاضی بوده و درنتیجه شیخ‌بهایی به‌معنایی معمار-مهندس است سوال‌برانگیز است.
سلام و عرض ادب.

شخص بنده تا کنون با این موشکافی و ریزبینی، به علت نام‌گذاری روز معمار دقت نکرده بودم. از نکات مثبت این نوشته ازجمله قلم توانمند جناب حسینی که بگذریم، بنده با نتیجه‌گیری ایشان مبنی بر تغییر روز معمار از زادروز شیخ‌بهایی به روزی دیگر، اختلاف نظر دارم‌.
آقای حسینی به نحوی دقیق ریشه موضوع مورد بحث را بیان و به حد کفایت از دلایل نام‌گذاری روز معمار در زادروز شیخ‌بهایی و نیز روزی دیگر مانند زادروز قوام‌الدین شیرازی سخن گفتند. دلایلی که ایشان برای نامناسب بودن روز معمار(روز تولد شیخ‌بهایی) بیان می‌کنند، جای تامل بیشتری دارد.
بنده معتقد هستم که هنوز بهترین روز برای معرفی روز معمار، سوم اردیبهشت است.
آقای حسینی مسئله اصلی در طرح این نوشته را "به رسمیت شناختن تغییرات مفاهیم و پذیرش ادراکات جدید از مسائل جاری با توجه به اتفاقات و تطورات حال و با نیم نگاهی به آینده" می‌دانند.
کلیات گفته ایشان درست است؛ اما نکته‌ای که باید ذکر گردد این است که معماری پدیده‌ایست معطوف به انسان و ماهیت انسان به‌طور مداوم در حال تغییر است؛ پس اگر این قضیه را بپذیریم که با تغییر مفهوم معماری، بایستی روز گرامی داشت آن را هم تغییر دهیم، ملزمیم دائما نگاهمان به دگرگونی‌های معماری باشد تا بر اساس آن روز معمار را اصلاح کنیم. تغییر مداوم روز معمار که بیشتر وجهی نمادین برای گرامی‌داشت معمار و معماری دارد، قدری نامناسب می‌نمایاند.
از طرفی دیگر، اگر زادروز شخصی مانند قوام‌الدین شیرازی -که یکی از بزرگ‌ترین معماران شناخته شده تاریخ معماری ایران است- را به‌عنوان روز معمار در نظر بگیریم، پرسشی که پیش می‌آید این است که چرا روز تولد قوام‌الدین را مبنای تعیین روز معمار قرار دهیم؟ چرا از افرادی مانند علی‌اکبر اصفهانی و علی‌مریم کاشانی برای این امر استفاده نکنیم و یا اصلا چرا از معماران بنام امروزی بهره نبریم؟ اگر زادروز هرکدام از این اشخاص و نظیر آنها را معیاری برای انتخاب روز معمار قرار دهیم، دچار خطای منطقی شده‌ایم که در تناقض با گفته‌های پیشین(تغییر مفهوم معماری) است؛ زیرا هرکدام از این افراد در دوره‌ای خاص از تاریخ معماری ایران، معماری کرده‌اند. از این زاویه نگاه، این مطلب که شیخ‌بهایی در زمره معماران، با تعریف امروزین از معماری(خود این قضیه که می‌توان تعریفی منطقی از معماری ارائه داد جای بحث دارد) قرار نمی‌گیرد و یا اینکه هیچ اثر معماری‌ای که به‌طور مستقیم به ایشان نسبت داده شود در اسناد تاریخی وجود ندارد، خود دلیلی است بر تعیین روز معمار در سوم اردیبهشت.
اگر از زاویه‌ای دیگر به مسئله مطرح شده در این نوشته نگاه کنیم، باید مانند روز پزشک که مقارن است با زادروز ابوعلی‌سینا -که یک شخصیت شناخته شده جهانی است-، فردی را برای این امر انتخاب کنیم که همردیف پورسینا در معماری باشد؛ تا کنون شخصی که چنین جایگاهی در معماری ایران داشته باشد شناخته نشده است.
نگاه دیگر این است که روزی را برای این عنوان انتخاب کنیم که اتفاق ویژه و تاثیرگذاری در تاریخ معماری ایران رخ داده باشد؛ همانند دلیل تعیین روز جهانی مبارزه با نژادپرستی توسط سازمان ملل‌متحد که همزمان است با سالگرد تظاهارات خونین ضد نژادپرستی در آفریقای جنوبی.
به عقیده بنده، با تمام این اوصاف -و نه صرفا به دلیل شان و جایگاه شیخ‌بهایی-، تا وقتی که تاریخی مورد قبول و مناسب‌تر از سوم اردیبهشت برای گرامی‌داشت معمار و معماری در تقویم ایران مشخص نشود، بهترین روز برای روز معمار، همین سوم اردیبهشت است.