محمد حسین آقاسی وکیل دادگستری از احضار خود به پلیس امنیت جهت اخذ تعهد کتبی مبنی بر عدم حضور در پاسارگاد خبر داد.
او در این توئیت نوشته که تا کنون به پاسارگاد نرفته است ولی با اینحال به پلیس احضار شده است!
مرتبط
حمله خاموش جمهوری اسلامی به آثار تمدنی ایران باستان
http://goo.gl/HFydfxتبلیغ اربعین و تحریم پاسارگاد
http://bit.ly/2ibk7yy@Tavaana_TavaanaTech
در سالهای اخیر اینجا و آنجا میشنویم که برخی کوروش را با «پیامبران همعصرش» مقایسه میکنند. آنها میگویند در زمانی که پیامبران (ادیان ابراهیمی) برده داشتند و کتابهای آسمانی نه تنها بردهداری را مجاز میدانستند بلکه ترویج هم میکردند؛ کوروش بردگانِ سرزمینِ بابل را آزاد کرد و گفت در سرزمین تحت فرمانرواییاش همه انسانها آزادند و هیچ انسانی حق ندارد مالک انسان دیگری باشد. کوروش معابد اقلیتهای دینی را بازسازی کرد و گفت هر کسی آزاد است خدای خود را پرستش کند
من مقایسه کوروش با پیامبران را فضیلتی برای کوروش نمیدانم. چون کتابهای آسمانی و رفتار پیامبران پر است از کارهای غیرانسانی: قتل دگراندیشان، سنگسار، بریدن دستوپا، بردهداری و .... اینکه کوروش برخلاف آنها عمل کرده چندان فضیلتی نیست. به بیان دیگر، پیامبران متر و معیار مناسبی نیستند. بیایید نگاه کوروش به انسان و "موضوع آزادی" را با عقل و منطق ِ سه تن از بزرگترین فیلسوفان همعصرش محک بزنیم: ارسطو، افلاطون، سقراط. و ببینیم کوروش کجا ایستاده است
ارسطو (معلم اول) در فلسفه اخلاق خود مینویسد: عدهای سرور آفریده میشوند و سروری میکنند، عدهای هم بنده آفریده میشوند و بندگی میکنند. ارسطو معتقد بود افراد آزاد و متمول حق دارند برده داشته باشند و بردگان جزو داراییهای صاحبخانهاند؛ از نظر ارسطو بردهداری در جامعه نه تنها امری طبیعی بلکه ضروری هم هست. از حرف و فلسفهبافی که بگذریم، ارسطو در برههای از زندگیاش ۱۳ برده داشت که برخی از آنها تا زمان مرگش به او خدمت کردند
افلاطون استاد ارسطو بود. او در نوشتههایش به صراحتِ ارسطو از بردهداری دفاع نمیکند اما به طور ضمنی آن را تأیید میکند. در نظر افلاطون برده کسی است که توانایی استدلال ندارد و صَلاح خود را نمیداند، چنین انسانی باید از شخص صاحب فکر و استدلال تبعیت کند، اگر لازم شد تنبیه شود ولی عادلانه. و اما در عمل: افلاطون در زمان مرگش ۵ برده داشت
سقراط استاد افلاطون بود. او بر خلاف افلاطون و ارسطو هیچ کلاس درسی نداشت؛ در خیابانهای آتن میگشت و جوانان را به پرسشگری تشویق میکرد. سقراط معتقد بود شناخت انسان باید مقدم بر شناخت جهان باشد؛ و بزرگترین معرفت آنست که بدانیم چیزی نمیدانیم. سقراط مخالف بردهداری بود و آن را نکوهش میکرد؛ در زندگیاش هم هیچ بردهای نداشت
پس میتوان نتیجه گرفت که نگاه کوروش به انسان و موضوع آزادی بسیار برتر (اخلاقیتر، انسانیتر) از نگاه افلاطون و ارسطو است. نگاه کوروش به آزادیِ انسان همسطح نگاه سقراط است