پیشتر در این
نوشتهی کوتاهم به این مسئله اشاره کرده بودم که من پیوسته درحالِ برچسب خوردنم. هربار که متنی عربی را بررسی میکنم یا از آن نقل میکنم، گمان میبرند که بنده عربم (نه اینکه عرب بودن مسئلهای داشته باشد؛ ولی چرا برای کسی که انگلیسی و فرانسوی و آلمانی مینویسد چنین گمانی برده نمیشود؟). هربار که به موسیقی قرآنی یا متنهای دینی، بهدلیل اهمیت تاریخی و موسیقاییاش، میپردازم، پیام میدهند و میگویند فکرش را نمیکردیم که تو مذهبی باشی! نمیدانم مگر مذهبی بودن چه ایرادی دارد! گرچه من مذهبی نیستم. خلاصه این ماجرا را پایانی نیست و گویا ما دوست داریم آدمیان را خیلی زود درون یک قالب مشخص بچپانیم تا بتوانیم دربارهاش حرف بزنیم و فهمش کنیم؛ غافل از اینکه میتوان قرآن گوش داد و نهجالبلاغه خواند و عربی بلد بود و دوست مذهبی داشت؛ اما نه قاری بود و نه مذهبی و نه عرب، و نه حکومتی! بههرروی، ادبیات فارسی و بخش مهمی از فرهنگ ما آغشته به عناصر و مضامین اسلامی است. اینکه این مضامین ساختهی خودِ ایرانیان است یا نه، بحث دیگری است. من از نوجوانی عادت داشتم که کتابهای مرجع و مهمِ دینی را دست بگیرم و بخوانم. نمیخواستم کسی برایم روایت کند، میخواستم خودم از سرچشمه بخوانم. هم عربی و هم ترجمهی فارسیشان را. و همیشه از آن منابع یادداشتبرداری هم میکردم. البته این یادداشتبرداریها با هدفی صورت میگرفت که از شرح آن میگذرم. یکی از منابع دینی که خواندنش را به همگی توصیه میکنم، فارغ از هرگونه عقیدهای، کتاب
نهجالبلاغه است. البته نهاینکه همهی محتوای این کتاب و کتابهای مشابه با مطالبات و ارزشهای امروزینِ ما همخوانی داشته باشد؛ نه. اما میتوان سویههای خوب و نیکویی را از لابهلای آنها یافت. ترجمهی
محمد دشتی و
دکتر جعفر شهیدی شاید ترجمههایی خواناتر و دقیقتر و درخورتر باشند. امشب و این ماجرا را بهانه کردم و چند جمله از نهجالبلاغه را برای شما گردآوردهام. خواندن و دقت در آن خالی از لطف و بهره نیست. این جملهها هم از حیث ادبی و هم محتوا، ارزشمند و قابلتوجه هستند:
۱.
خالِطُوا النّاسَ مُخالَطَةً اِنْ مِتُّمْ مَعَها بَكَوْا عَلَيْكُمْ وَ اِنْ عِشْتُمْ حَنُّوا اِلَيْكُمْ: با مردم آنچنان معاشرت کنید که چون از دنیا رفتید، بر شما بگریند و اگر زنده ماندید، به شما میل نمایند.
۲.
اِذا قَدَرْتَ عَلى عَدُوِّكَ، فَاجْعَلِ الْعَفْوَ عَنْهُ شُكْراً لِلْقُدْرَةِ عَلَيْهِ: هنگامی که بر دشمنت غلبه کردى، گذشت از او را شکرانهی پیروزى بر وى قرار ده.
۳.
اَفْضَلُ الزُّهْدِ اِخْفاءُ الزُّهْدِ: برترین زهدها، نهان داشتن زهد است.
۴.
كُنْ سَمْحاً وَ لاتَكُنْ مُبَذِّراً. وَ كُنْ مُقَدِّراً وَ لاتَكُنْ مُقَتِّراً: بخشنده باش! نه بیشاز حدّ و اندازه نگاه دار! نه در حدّ سختگیرى.
۵.
وَ اِيّاكَ وَ مَصَادَقَةَ الْكَذّابِ، فَاِنَّهُ كَالسَّرابِ، يُقَرِّبُ عَلَيْكَ الْبَعيدَ، وَ يُبَعِّدُ عَلَيْكَ الْقَريبَ: و از دوستی با دروغگو دوری کن! چرا که مانند سراب است؛ دور را در نگاهت نزدیک و نزدیک را دور مىکند.
۶.
السَّخاءُ ما كانَ ابْتِداءً: سخاوت آن است که بىدرخواست باشد.
۷.
اِذا حُيّيتَ بِتَحِيَّة فَحَىِّ بِاَحْسَنَ مِنْها، وَ اِذا اُسْدِيَتْ اِلَيْكَ يَدٌ فَكافِئْها بِما يُرْبى عَلَيْها، وَالْفَضْلُ: چون تو را سلام کنند، بهتر از آن را پاسخ دِه و هرگاه احسانَت نمایند، آن را به افزونتر پاداش ده.
۸.
وَالْعَفْوُ زَكاةُ الظَّفَرِ: بخشش و گذشت، زکات پیروزی است.
#نهجالبلاغه
#علیبنابیطالب
@REsearchers
.
" تَخَفّفوا تَلحقوا "
سبکبار شوید تا برسید.
حضرت امیر / نهج البلاغه
.
این مطالب بایست حتماً به اسم یک اهل اندیشه و صاحب قلم اروپایی و غربی نوشته بشه تا بهشون توجه و دقت بشه
اینجا چقدر سخت میشه نظر نوشت
چندبار مجبور شدم نوشته هامو پاک کنم
روش مناسبتر و بهتری وجود نداره؟
اما براستی در دنیای مدرن امروز
بعضی گفته های علی ما را به انزوا دعوت میکند
اما انزوای تلخ ولی شیرین تر از دروغ
انتخاب متنشما تلنگری زیبا بود
چرا. راه دیگری هم هست. ولی فعلاً ترجیح به این شیوه است. نظرها که پاک نمیشود. حتی اگر دکمهی فرستادن را هم نزنید، متنش میمانَد. مشکل از ویپیان شما باشد
نگاه تردید امیز ما رابه این کتاب تشدید می
کند وصد البته همه ی مطالب این کتاب جاودانه وبی تحریف نیست
ممنون از نظرتون و پاسخ
بله بودهاند ولی خطاب حرفم به جماعت به اصطلاح اهل تفکر داخلی بود
متونی که جمعآوری شدهاست هیچگاه نمیشه مورد قضاوت درست و کامل و بی غرض قرارشون داد مخصوصاً که دسترسی به خود صاحب سخن وجود نداره
نه ربطی به فیلترشکن نداره، مشکلی که دارم اینطوره که اگه جایی بخوام کلمهای رو که اشتباه نوشتم اصلاحش کنم عملاً در ممکن نیست و تمام علامتها رو بهم میریزه در نوشتن
نظر نوشتن در اینجا برای من مثل اردوگاه
کار اجباری شده...البته مزاح بود