در ستایش یک "اصول گرای" واقعی

یادم هست در انتخابات 84 از دوستی شنیدم امروز در تلویزیون کسی خواهد آمد که دست راست هاشمی رفسنجانی و مغز اقتصادی اوست! به او گفتم از چه کسی صحبت می کند، پاسخ داد دکتر موسی غنی نژاد! برایم جالب شد، آن شب مردی متین را دیدم که صحبت هایش را یادم نیست، ولی اثر اولیه خوبی گذاشت.

این اسم به خاطرم ماند و بعدها جسته گریخته نوشته هایش را دنبال می کردم، نقد او بر مصدق و هواداری اش از اقتصاد بازار آزاد را می خواندم و جسارتش همیشه برایم جذاب بود. اولین دیدار سال ها بعد با ایشان در نمایشگاه کتاب هم برایم امیدبخش بود و لطفی داشت که نوشته هایم را دیده و پسندیده است، متانت و دانش وی برایم تازگی داشت، در دانشگاه معمولا کمتر می شود آدمی دغدغه مند و مطلع و همچنان اهل مطالعه را دید. بعدها فهمیدم که اساسا پست دولتی نداشته و آگاهانه از این قبیل سمت های دهن پرکن فاصله می گرفته است، چه رسد که دست راست کسی باشد. بر خیلی ها اثر گذاشته و سالها بر اصولش ایستاده است، ولی داخل "سیاست" نشده است. اوایل فکر می کردم مثل خیلی ها مشمول کبر سن شده است و دیگر همان حرف های قبلی را تکرار می کند، کتاب هایش را بیشتر خواندم و فهمیدم که چقدر این تصور از واقعیت فاصله داشته است، کتاب های تازه اش معرفت شناسی علم اقتصاد و روش شناسی علم اقتصاد نشان داد، حالا حالاها باید از استاد آموخت. بماند که در هر دیدار با او جلسه درسی بود برای امثال من.

سال گذشته در مورد توقف خصوصی سازی مطلبی نوشته بود، چیزی که سال ها پیش از این هم گفته بود، مخالف او بودم و صریحا در جلسه ای عمومی ابراز کردم، با عتابی ملایم من را نواخت، ولی چه باک، بیش از اینها وامدار او بودم. بعدها که یکی دو باری ایشان را دیدم، همچنان مهری استادانه داشت و لطفش کم نشده بود. از کتاب در دست نگارشش گفت که نشان می داد جنگجوی کاربلد هنوز اسلحه را زمین نگذاشته است.

موسی غنی نژاد کسی است که جرات کرده است با تمام هزینه های اجتماعی به دگم ها و خرافات حمله کند، شهامت زیادی می خواهد پدر پوپولیسم نفتی را نقد کنی و با فرقه مصدقیه در بیفتی. در این موارد حرف حساب هم داشته باشی باید فحش خورت خوب باشد، مرد فرزانه چنین کرده است و از حواریون بت های زنگ زده ای مثل مصدق و شریعتی نترسیده است، مصاحبه اخیرش با اکو ایران در مورد مصدق و غائله 28 مرداد و واکنش ها را می دیدم، فهمیدم که چقدر دست جای درستی گذاشته است.

سال هاست بر سر اصولش است و بدون وارد شدن در سیاسی بازی های معمول حرفش را زده است، حتی با او مخالف هم باشیم، همچنان قابل احترام است و اثر گذار بر اندیشه ایران. در مواجهه با لشکر تاریکی کار او ساده نبوده و نیست. اهل مرید بازی و مدح کسی نیستم، ولی موسی غنی نژاد یک "اصول گرای" واقعی است. استاد ممنون که هستی، عمرت دراز.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

8 comments

کاش فرصتی بشه یکسری پادکست با ایشان تهیه کنید برای ما که جان کتاب خواندن نداریم
A
کاش فرصتی بشه یکسری پادکست با ایشان تهیه کنید برای ما که جان کتاب خواندن نداریم
دوست گرامی محمد خان ماشین چیان در اکو ایران مصاحبه های خوبی داشته است با ایشان، دنبال کنید
شما کتابهای ایشان را نخوانده اید وگرنه اون همه مزخرف در مورد خصوصی سازی نمی بافته اید استاد ایرانشهری اتریشی ولایی و چیز عجیب و غریب
Amir Hossein KhaleQi
دوست گرامی محمد خان ماشین چیان در اکو ایران مصاحبه های خوبی داشته است با ایشان، دنبال کنید
ممنون استفاده خواهم کرد، در صورتی که ویدیو باشه کماکان راحتی محتوای شنیداری با امکانات نرم افزار های مربوطه رو ندارد. به ذهنم رسید جای پادکست اقتصادی ایرانی خالی است واقعا...
Ali Soltani
" هر چقدر هم مزخرف گفته باشه قابل احترامه" نظر یک متفکر شرقی درباره اصاتیدش، از شریعتی، مصدق تا این بابا. شاه‌بیت نوشته‌های تحسین‌آمیز مثلا منصفانه.
مصاحبه آقاي غني نژاد را خواندم-البته در مصاحبه باروزنامه شرق ٩٦-  و بسيار متاسف شدم كه اطلاعات ايشان از ريشه هاي جريان ملي شدن ظاهرا چندان عميق نيست..از قضاوت بسيار خوش بينانه ايشان نيز در مورد امكان حصول توافق هاي بهتر با انگليسي ههم متعجب شدم،در ابتداي ماجراي ملي شدن،به هيچ عنوان اين جنبش حركتي راديكال نبود،اين ماجرا از اعتصاب كارگران صنعت نفت در اعتراض به شرايط اسفناك شغلي ومعيشتي آغازشدكه با بي اعتنايي مطلق و رفتار فوق متكبرانه انگليسي ها روبرو گرديد كارگران ايراني شركت نفت در آنچنان وضعيت اسفناك و غير انساني زندگي مي كردند كه دل هر انسان منصفي را به درد مي آورد زندگي در دخمه هايي كه شايسته حيوان هم نبوده چه رسد به انسان ،نبود بهداشت و...

خواسته اوليه اين جنبش تنها سه چيز بود:بهبود شرايط كاري و شغلي كاركنان ايراني شركت نفت،امكان بررسي دفاتر حساب شركت و به كارگيري   كاركنان ايراني در سمت هاي مديريتي.پس از ٥٠ سال !!استخراج نفت بر اساس امتياز دارسي آيا اين ها خواسته هاي بزرگي  است؟؟اما روحيه امپرياليستي قرن ١٩ انگليسي با چنان شدت و حدتي در براير اين خواسته ها موضع گرفت كه به تدريج كار به جاهاي باريك كشيد انگليسي ها حتي توصيه هاي آمريكايي ها را كه بر اساس نگاه مثبت ترومن به خواسته هاي ايرانيان بود را نيز با تكبر و قلدري به هيچ انگاشتند و و بدان وقعي ننهادند تا سرانجام آن روي ملت ايران ،در قامت مصدق آشتي ناپدير و و جنگنده را بيدار نمودند،و در انتها اگر نفت ملي نشد،اما اينرصنعت از چنگ خودشان هم در آمد و به دست آمريكايي افتاد...مسئوليت نخست راديكال شدن اين ماجرا بر عهده تكبر و حرص و آز شير پير بريتانيا بود ،كه عكس العمل آن خود را به صورت ظهور  آن پيرمرد عصبي آشتي ناپذير نشان داد

جناب  خالقي گرچه به چالش كشيدن   ها  مفاهيم مورد قبول عملي است شجاعانه براي فهم حقيقت اما بت زنگزده ناميدن مردي كه نماد دادخواهي  فروخورده ملتي از زخم ناسور استعمار و قراردادهايي چون ١٩١٩ و...است ،واقعا جاي تاسف دارد،بنده و جنابعالي تصور نمي كنم در جايگاهي باشيم كه بازيگران بزرگ عصري هولناك را بتوانيم اينگونه مورد خطاب قرار دهيم ..پيروز و موفق باشيد...
Bahram Ghotbi
اتفاقا این مردک ابله که کینه شتری با دکتر مصدق دارد در انتخابات نمایشی رژیم شرکت و به عبدالتورم همتی رای داد
Bahram Ghotbi
Hope
مصاحبه آقاي غني نژاد را خواندم-البته در مصاحبه باروزنامه شرق ٩٦-  و بسيار متاسف شدم كه اطلاعات ايشان از ريشه هاي جريان ملي شدن ظاهرا چندان عميق نيست..از قضاوت بسيار خوش بينانه ايشان نيز در مورد امكان حصول توافق هاي بهتر با انگليسي ههم متعجب شدم،در ابتداي ماجراي ملي شدن،به هيچ عنوان اين جنبش حركتي راديكال نبود،اين ماجرا از اعتصاب كارگران صنعت نفت در اعتراض به شرايط اسفناك شغلي ومعيشتي آغازشدكه با بي اعتنايي مطلق و رفتار فوق متكبرانه انگليسي ها روبرو گرديد كارگران ايراني شركت نفت در آنچنان وضعيت اسفناك و غير انساني زندگي مي كردند كه دل هر انسان منصفي را به درد مي آورد زندگي در دخمه هايي كه شايسته حيوان هم نبوده چه رسد به انسان ،نبود بهداشت و... خواسته اوليه اين جنبش تنها سه چيز بود:بهبود شرايط كاري و شغلي كاركنان ايراني شركت نفت،امكان بررسي دفاتر حساب شركت و به كارگيري   كاركنان ايراني در سمت هاي مديريتي.پس از ٥٠ سال !!استخراج نفت بر اساس امتياز دارسي آيا اين ها خواسته هاي بزرگي  است؟؟اما روحيه امپرياليستي قرن ١٩ انگليسي با چنان شدت و حدتي در براير اين خواسته ها موضع گرفت كه به تدريج كار به جاهاي باريك كشيد انگليسي ها حتي توصيه هاي آمريكايي ها را كه بر اساس نگاه مثبت ترومن به خواسته هاي ايرانيان بود را نيز با تكبر و قلدري به هيچ انگاشتند و و بدان وقعي ننهادند تا سرانجام آن روي ملت ايران ،در قامت مصدق آشتي ناپدير و و جنگنده را بيدار نمودند،و در انتها اگر نفت ملي نشد،اما اينرصنعت از چنگ خودشان هم در آمد و به دست آمريكايي افتاد...مسئوليت نخست راديكال شدن اين ماجرا بر عهده تكبر و حرص و آز شير پير بريتانيا بود ،كه عكس العمل آن خود را به صورت ظهور  آن پيرمرد عصبي آشتي ناپذير نشان داد جناب  خالقي گرچه به چالش كشيدن   ها  مفاهيم مورد قبول عملي است شجاعانه براي فهم حقيقت اما بت زنگزده ناميدن مردي كه نماد دادخواهي  فروخورده ملتي از زخم ناسور استعمار و قراردادهايي چون ١٩١٩ و...است ،واقعا جاي تاسف دارد،بنده و جنابعالي تصور نمي كنم در جايگاهي باشيم كه بازيگران بزرگ عصري هولناك را بتوانيم اينگونه مورد خطاب قرار دهيم ..پيروز و موفق باشيد...
اعلیحضرت
محمد رضاشاه پهلوی ، از ناسیونالیسم مثبت و منفی سخن به میان‌آوردند و خود و اندیشه‌هایشان را ناسیونالیسم مثبت و دیدگاه ملی‌گرایان راستین را به ناسیونالیسم منفی منتسب کردند .
آقای دکتر غنی‌نژاد که با گذر از پالایش " گزینش کفنی" بر کرسی دانشگاه نشسته‌اند ، به پیروی از اعلی‌حضرت ، ناسیونالیسم را دوشاخه کرده‌اند و نافرجام کوشیدند تا نظریه‌ی خود را در زرورق علمی بپیچند .
آقای دکتر می‌گویند : " دو نوع ناسیونالیسم وجود دارد ؛ یک نوع ناسیوناایسم بر ایجاد دولت‌ - ملت و هویت ملی در چارچوب مدرن کلمه ناظر است و نوع دیگر ناسیونالیسم رومانتیک که در کنار آن پوپولیسم رشد می‌کند . چیزی که دکتر مصدق آن‌را نمایندگی می‌کرد ، نوع دوم بود ! یعنی ناسیونالیسم رومانتیک توام با پوپولیسم ... "
آقای دکتر غنی‌نژاد نیز مانند اعلی‌حضرت بدون هیچ دلیل و زمینه‌چینی ، ناسیونالیسم را دو شاخه می‌کنند و خود را بی‌نیاز از دلیل و بن‌نوشت (سند و مدرک ) می‌دانند ، زیرا در آزمون کفنی موفق شده اند و به دانشگاه راه یافته اند ؟!
حال باید دید تربیت‌شدگان چنین استادی با این جمود فکری ، چه موجوداتی می‌توانند باشند ؟!
از گناهان بزرگ مصدق از دید استاد جمهوری اسلامی از گونه اصلاح‌طلب ( شارلاتانیزم سیاسی ) ، دو چیز است : استقلال‌خواهی و خودکفایی ؟!
آقای دکتر می‌فرمایند : " شما اگر نهضت ملی را بررسی کنید ، می‌بینید گفتار سیاسی‌از این است که ملت ایران همیشه در معرض توطئه‌های اجنبی قرار داشته و علت عقب‌ماندگی ما عمدتا همین مساله بوده است ؛ بنابراین ما باید خودکفا و مستقل شویم "
ایشان مقصر نیستند . از ویژگی‌های کاربه‌دستان جمهوری اسلامی در رده‌های گوناگون ، نا آگاهی نسبت به تاریخ ایران از یک‌سو و ار سوی دیگر ، عناد و لجاجت بر سر نا آگاه ماندن است .
آقای به اصطلاح استاد گویا نمی‌دانند که روسیان و انگلیسی‌ها در همگامی با یک‌دیگر از آغاز سده ی نوزدهم میلادی ، ایران زمین را تجزیه کردند . نخست قفقاز و سپس افغانستان و آن‌گاه بلوچستان و سیستان و سپس سرتاسر آسیای مرکزی و ... را از پیگر ایران جدا ساختند .
روس و انگلیس، کوشش‌های این کشور را برای ایجاد ذوب‌آهن که لازمه‌ی ورود به مرحله‌ی صنعتی شدن کشور بود خنثی کردند و از ایجاد راه‌آهن نیز در کشور جلوگیری نمودند .
روسیان و انگلیسیان ، سه بار علیه مشروطیت ایرانی کودتا کردند که در بار سوم ، آمریکا در کنار بریتانیا و سکوت توام با شادی روسیان ، میدا‌ن دار بود .
روسیان با حمایت از محمدعلی شاه ، مجلس شورای ملی را به توپ بستند و روس و انگلیس در سال ۱۹۰۷ ، کشور را به مناطق نفوذ بخش کردند و در سال ۱۹۱۵ ، بکلی ایران را میان خود تقسیم نمودند . پس از قرارداد ترکمان‌چای ، کاپیتولاسیون را بر کشور تحمیل کردند و دوبار روس و انگلیس و در بار دوم ، با حمایت آمریکا ایران را به بهانه‌ی جنگ اول و دوم جهانی اشغال کردند و ...
البته نادانی ، با داشتن مدارک دانشگاهی هم امکان‌پذیر است و تنها در انحصار بی‌سوادان نیست !
اگر آقای دکتر ، اندکی انصاف داشتند ، هرگز خواست "خودکفایی " را عیب پیشوای مردم و ملت ایران در خیزش پیروز ملی کردن صنایع نفت در سرتاسر کشور نمی‌دانستند ؛ اما افسوس که حتا ایشان اندکی از انصاف دشمنان بیگانه‌ی آقای دکتر محمد مصدق را هم ندارند .
با وجود محاصره‌ی اقتصادی ایران ، دولت ملی توانست با کفایت و درایت ، به اقتصاد کشور رونق بخشد و برای واردات مورد نیاز مردم و اقتصاد ایران ، با افزایش تولید داخلی ، حجم صادرات بر واردات فزونی گرفت .
در حالی‌که صادرات نفت ایران بر اثر محاصره‌ی اقتصادی بریتانیا و همگامی آمریکا و اتحاد شوروی به صفر رسیده بود ، دولت ملی با موفقیت توانست هزینه‌ی سنگین صنایع نفت را نیز تامین کند . کارنامه‌ی غیر نفتی دولت ملی ، بسیار ارزشمند و پرافتخار است .
مردان بزرگ می‌کوشند تا با تلاش به جایگاه بزرگی برسند و فرودستان در پی آنند تا با لجن‌مال کردن بزرگان ، اربابان خود را بزرگ بنمایند ؛ اما نافرجام . و آقای دکتر موسی غنی‌نژاد از خیل پرشمار استادان برخوردار از گزینش کفنی جمهوری اسلامی نیز از این زمره‌ اند