This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صلح پایدار را باید از کودکی آموخت

«انسان اسیر را سیستم‌های تعلیم و تربیت برای حکومت‌های جبار تربیت می‌کند، اختیار را از بچه‌ها و معلم‌ها می‌گیرد و ففط دستور می‌دهد»

بخش‌هایی از فیلم توران خانوم

توران میرهادی:
«شکل سازمانی مدرسه فرهاد با مدارس دیگر متفاوت بود. در همه‌جا شکل سازمانی مدارس به صورت هرمی‌ست که مدیر مدرسه در رأس هرم قرار دارد و پس از آن ناظم، معلم‌ها، اولیا و مربیان و در آخر نیز دانش‌آموزان قرار دارند. دراین هرم مدیر مدرسه درباره نوع اداره مدرسه و همچنین تدریس معلم‌ها و برنامه‌های مدرسه تصمیم‌گیری می‌کند درحالی که در مدرسه فرهاد ما این هرم را وارونه کردیم. یعنی مدیر و رئیس مدرسه در پایین قرار داشت و این بچه‌ها بودند که درباره اداره مدرسه تصمیم‌گیری می‌کردند. دانش‌آموزان هر مقطع تحصیلی سه نماینده برای هر ماه و دو نماینده برای یک سال انتخاب می‌کردند. نماینده‌هایی که برای یک سال انتخاب می‌شدند، وظیفه قانون‌گذاری داشتند و دیگر نماینده‌ها نیز وظیفه اداره مدرسه را برعهده داشتند.»


برای آشنابی بیش‌تر با زنده‌یاد توران میرهادی
http://bit.ly/2XclAmE

@Tavaana_Tavaanatech

2 comments

ایران ۲۴ | هر ثانیه با شماست
•نخستین شبکه خبری ملی میهنی ایران
~به دوستان خود بگویید
@IRAN24Live
-----------------------
#Iran #Freedom لیست رهایی ایران✊⛓
@IranFreedomList #Telegram 📲
Https://T.Me/IranFreedomList
لیست کانال های تلگرامی برای رهایی ایران از انواع جمهوری اسلامی،آخوند،ملا و انواع بیگانه و‌ خیانتکار و..انواع حکومت مذهبی،دینی،دستنشانده، ضدبشری ضدایرانی
در جنگ جهانی دوم سربازی نامه‌ای با این متن برای فرمانده‌اش نوشت: جناب فرمانده اسلحه‌ام را زیر خاک پنهان کردم، دیگر نمیخواهم بجنگم، این تصمیم بخاطر ترس از مرگ یا عشق به همسر و فرزندانم هم نیست...

راستش را بخواهی، بعد از آنکه یک سرباز دشمن را کشتم، درون جیب‌هایش را گشتم و چیز عجیبی دیدم. روی یک تکه کاغذ آغشته به خون نوشته شده بود: پدر از روزی که تنهایم گذاشتی هر صبح تا غروب جلوی در چشم به راه تو ام...

“پدر جان، بخدا اگر این بار برگردی تو را محکم در آغوش میگیرم و اجازه نمیدهم دوباره به جنگ برگردی...” من این کودک را در انتظاری بیهوده گذاشتم. او تا چند غروب دیگر چشم انتظار پدر خواهد ماند؟ لعنت بر جنگی که کودکی را از آغوش پرمهر پدر بی‌بهره میکند