کلا این کانال داره هر روز رکوردهای مزخرف گویی رو جابجا میکنه!! جالبه که افرادی مثل گرداننده این کانال که همه چیز رو با یک نگاه جنسیت زده نگاه میکنند معمولا به مخالفین خودشون برچسب جنسیت گرایی میزنند. هر زمان که به هر دلیلی (مثلا بی علاقه شدن پسران به تحصیلات عالی)، نسبت دختران در ورودی دانشگاهها بالاتر میره کسی دنبال موشکافی موضوع نیست و همه چیز خیلی هم خوبه. اما در یک مسئله کاملا مشابه در یک رقابت کاملا یکسان، بدون هیچگونه سهمیه بندی رنگ و وارنگ، حرفهای جالبی زده میشه. فقط به این عبارت دقت کنید «اعضای تیم اعزامی به مسابقات المپیاد جهانی همه «پسر» هستند!» اولا گفته شده اعضای اعزامی نه اعضای انتخابی، انگار یک عده نشستند و لیست دانش آموزان رو گذاشتند جلوشون و تیم اعزامی رو انتخاب کردند!! در کنارش تاکید بر روی واژه پسر داره این مدلی موضوع رو جلوه میده که انگار مهمترین پارامتر این انتخاب هم جنسیت شرکت کنندگان در این رقابتها بوده! نه نمراتی که در آزمونها کسب شده! نکته جالبترش اینجاست، در حالیکه موجهای سوم و چهارم فمینیسم جز کثافت کاری و سقوط اخلاقی، نابودی خانواده، تربیت یک نسل تباه شده چیزی رو برای غرب به ارمغان نیاوردند (و به همین دلیل شاهد مخالفتهای روز افزون با این ایدئولوژی در خود غرب هم هستیم) یک عده در کشور ما تازه از خواب بیدار شدند تا این ایدئولوژی رو به ملت حقنه کنند. یکبار دوستی میگفت که مردهایی که فمینیست میشن معمولا گذشته تاریکی با زنان دارند و روی آوردن به این ایدئولوژی برای فرار از این گذشته تاریکه! واقعا که هیچ چیزی در دنیا تباه تر از یک مرد فمینیست نیست.
سالی که من المپیاد کشوری بودم هم فکر میکنم چنین وضعی بود. اکثر بچهها تهرانی بودن و ترکیب جنسیتی هم به همین شکل، اغلب پسر. به جز ما که المپیاد ادبی بودیم. تو رشتهی ما ترکیب جنسیتی تقریبا برابر بود و بچههای شهرستانی یا کسانی که دورههای آمادگی طولانی و گران نگذرونده بودن هم، با نسبت قابل توجهی، داشتیم
وقتی وضعیتی فراگیره و مدام تکرار میشه یعنی نکتهای درش هست. وقتی به ترکیب بچهها نگاه میکنید و میبینید هرسال اغلب تهرانی، پسر و از بچههای مدارس خاص هستند یعنی نکتهای درش هست. وقتی در وضعیتی که به قول شما برابره فقط پسرها تونستن قبولی بگیرن و به اون مرحله برسن، خبری بدیهی نیست که ساده از کنارش بگذریم. مگر اینکه مثل پیام بالایی بگیم دخترهای المپیادی خنگن و بحث رو ببندیم. برای فهمیدن اینها هم لازم نیست حتما بحثهای جامعهشناسی جنسیت و تکنولوژی و جنسیت بخونیم، کافیه از مرحلهی برچسب زدن و سر و صدا لایهای عمیقتر بریم.
پیرو همین مسءله خواهشا علت کمتر شدن داوطلبان پسر در کنکور نسبت به دختران رو پیگیری کنین. چرا هرسال تعداد شرکت ککننده های پسر کمتر میشود، این مشکل حتما علتی دارد که از تبعیض نسبت به پسران در سطح جامعه حکایت دارد
اینکه دانش آموزان عمدتا چند مدرسه، موفق به کسب سهمیه المپیاد شدند صرفا نشون دهنده اینه که مسوولین این مدارس دوره های آمادگی بهتری برای دانش آموزان خودشون ایجاد کردند و در مرحله بعدی جو رقابتی بین دانش آموزان این مدارس باعث شده همه به سطح عملکرد بهتری برسند. اما برای ذهنی که آکنده از مزخرفاتی مثل «ستم تاریخی به زنانه» طبعا جایی برای فکر کردن به گزینه های دیگه باقی نمیمونه. در همین مورد هم ندیدم اعتراضی داشته باشید به اینکه چرا همه دانش آموزان از چند مدرسه محدود هستند و صرفا پسر بودن دانش آموزان باعث آزار شما شده!! البته راهکار حل این معضل!! از دید همفکران شما خیلی راحته. همانطور که در کشورهای غربی با دخالت سیاسیون، هر جایی که حضور زنان از دیدشون کمرنگه برای زنان سهمیه در نظر گرفته میگیرند ( مثل عضویت در هیات مدیره شرکتها!) اینجا هم سهمیه در نظر بگیرید تا دیگه از این معضلات!! رخ نده. فقط نمیدونم چرا وقتی موضوع سهمیه بندی هست هیچوقت حرفی از ایجاد یک سهم مشخص برای زنان برای به دست آوردن مشاغلی مثل جمع آوری زباله، کارگری ساختمان، لوله کشی، بنایی، ... نمیشه و همیشه این سهمیه از موقعیتهای مثلا سطح بالا باید در اختیار زنان قرار بگیره!َ
اونکه مسئله ای نیست. مسئله واقعی وقتی هست که تعداد دختران کم بشه!! همونطور که بارها سربریدن دانش آموزان پسر توسط بوکوحرام در نیجریه هیچوقت به رسانه ها راهی پیدا نکرد اما فقط یکبار گروگانگیری دختران توسط همین گروه (نه حتی آزارشون)، همه جور واکنش از رسانه های زن پرست غربی گرفته تا کاخ سفید رو به دنبال داشت! تا اینکه در نهایت همه (خوشبختانه) سالم و سلامت به خانواده هاشون تحویل شدند .
اگر تنها کمی جامعهشناسی خونده باشید میتونید حدس بزنید سوال بعدی اینه که چهطور شده که برنامهریزی مدارس خاص پسرانه بیشتر به سمت تقویت آمادهسازی برای المپیاد رفته؟ مدارس خاص دخترانه چهطور برنامهریزی میکنند؟ چی باعث میشه جو رقابتی تو پسرها بیشتر باشه؟ همین دو مورد تنها عوامل تاثیرگذار روی این ترکیب جنسیتی بودن؟ چه عوامل دیگهای میتونه تاثیر بذاره؟ و حتما باید بدونید که در وهلهی اول هم این سوالها می تونه قضاوت ارزشی نکنه و صرفا جنبههای مختلف موضوع رو ببینه تا بعد به مرحلهی ارزشگذاری برسیم. خیلی سوالهای دیگه هم میشه پرسید ولی لازمهش اینه ذهن به سمت برچسبزنی، دستهبندی، حرف تو دهن دیگران گذاشتن و شعارهای بزرگ بزرگ دادن نره.
مهرپویا علا «علوم سیاسی» با تقریب بالایی همان «علوم فاشیستی» است. همچنانکه جامعه/انسانشناسی مارکسیستهای دشمن آزادی پرورش میدهد، «علم سیاست» هم ماکیاولیستهای دشمن آزادی پرورش میدهد.
از دید من هم رشته هایی مثل جامعه شناسی، صرفا کارخانه تولید افراد سوسیالیست و ضد آزادی فردی هستند و درس خوندن در این رشته ها صرفا تلف کردن وقته. اما اینکه چرا مدارس سمپاد تمرکزشون برنامه المپیاده دلیلش واضحه! چون این موضوع براشون یک شاخص موفقیت مهمه (به اینکه این شاخص درست یا غلطه کاری ندارم) و همچنین امکانی برای جذب دانش آموزان نخبه نسل بعدی! توضیح واضح بعدی هم اینه که اصولا روحیه رقابتی در بین پسرها بیشتره. خوشبختانه هنوز در کشور ما (برخلاف کشورهای غربی) مدارس پسرانه در سطح متوسطه اول و دوم در اختیار زنان قرار نگرفته تا حس رقابت جویی ذیل عنوان مردانگی سمی طبقه بندی بشه و تلاش کنن اون رو در پسرها از بین ببرند. توضیح واضح آخرم هم اینه که اگر هر کسی مختصری با آمار و مفهوم انحراف از معیار آشنا باشه، وقتی بدونه انحراف از میانگین بهره هوشی در بین پسران و مردان بسیار زیادتر از زنانه به راحتی موضوع این پست براش حل میشه. یعنی ممکنه میانگین بهره هوشی مردان و زنان یکی باشه یا اختلاف اندک و غیر معنادار داشته باشه اما انحراف معیار بالا به این معنیه که تعداد پسران بسیار بسیار باهوش دهها برابر دختران بسیار بسیار باهوشه ( و همینطور پسران بسیار کم هوش دهها برابر دختران بسیار کم هوش). نتیجه اینکه در سطوح بسیار بالای هوشی که هدف آزمونهای بسیار سخت المپیادیه، تعداد بسیار زیادتر پسران یک امر کاملا طبیعی و بدیهیه و آمار تعداد شرکت کنندگان پسر و دختر در همه کشورهای غربی (که در اون زن بودن به خودی خود یک مزیت محسوب میشه) هم موید این موضوعه. البته همین موضوع رو یکبار یکی از روسای قبلی دانشگاه هاروارد هم سعی کرد به صورت خیلی ملایم تر بیان کنه که منجر به کنسل شدنش شد!! این هم بخشی از راهکار جماعت فمینیست برای حل مشکلاتشون!!
خب من همون اولش گفتم اگر بخوایم یه پاسخ ساده و سر دستی مثل کامنت اول همین پست بدیم و بگیم دخترهای المپیادی خنگن بحث به سرعت جمع میشه و نیازی نبود که لقمه رو دور سرتون بچرخونید :) و برای من جالبه کسی که چنین کامنتهایی میگذاره راجع به دشمنی با آزادی هم حرف داره. :) نگاه متعالی شما که جامعهشناسی رو رد کرد اما صرفا اشاره میکنم هم جامعهشناسی هم روانشناسی هم این فمنیستهای ضاله راجع به مفهوم «هوش» هم مطالعات زیادی داشتن و بحثهای زیادی.
وقتی میگم در ذهنی که سرشار از مزخرفاتی مثل «ستم تاریخی به زنانه» دیگه چیز دیگه ای جا نمیشه بیراه نگفتم. برید مثل بقیه اعضای فرقه تون درباره هوش تئوری پردازی کنید و اصلا یک علم فمینیستی و هوش فمینیستی ابداع کنید. مثلا مواردی رو اصلا به عنوان هوش تعریف کنید که صرفا زنان در اون توانمند هستند. مثلا هوش نحوه بیان سخنان نیش دار!! یا مثل فمینیستهای غربی تلاش کنید حتی تاریخ رو هم بازنویسی کنید و برای فداکاری زنان! در نبرد ترافالگار داستان بنویسید و اسمش رو تاریخ بگذارید!!
هر زمان که به هر دلیلی (مثلا بی علاقه شدن پسران به تحصیلات عالی)، نسبت دختران در ورودی دانشگاهها بالاتر میره کسی دنبال موشکافی موضوع نیست و همه چیز خیلی هم خوبه. اما در یک مسئله کاملا مشابه در یک رقابت کاملا یکسان، بدون هیچگونه سهمیه بندی رنگ و وارنگ، حرفهای جالبی زده میشه. فقط به این عبارت دقت کنید «اعضای تیم اعزامی به مسابقات المپیاد جهانی همه «پسر» هستند!» اولا گفته شده اعضای اعزامی نه اعضای انتخابی، انگار یک عده نشستند و لیست دانش آموزان رو گذاشتند جلوشون و تیم اعزامی رو انتخاب کردند!! در کنارش تاکید بر روی واژه پسر داره این مدلی موضوع رو جلوه میده که انگار مهمترین پارامتر این انتخاب هم جنسیت شرکت کنندگان در این رقابتها بوده! نه نمراتی که در آزمونها کسب شده!
نکته جالبترش اینجاست، در حالیکه موجهای سوم و چهارم فمینیسم جز کثافت کاری و سقوط اخلاقی، نابودی خانواده، تربیت یک نسل تباه شده چیزی رو برای غرب به ارمغان نیاوردند (و به همین دلیل شاهد مخالفتهای روز افزون با این ایدئولوژی در خود غرب هم هستیم) یک عده در کشور ما تازه از خواب بیدار شدند تا این ایدئولوژی رو به ملت حقنه کنند. یکبار دوستی میگفت که مردهایی که فمینیست میشن معمولا گذشته تاریکی با زنان دارند و روی آوردن به این ایدئولوژی برای فرار از این گذشته تاریکه! واقعا که هیچ چیزی در دنیا تباه تر از یک مرد فمینیست نیست.
البته راهکار حل این معضل!! از دید همفکران شما خیلی راحته. همانطور که در کشورهای غربی با دخالت سیاسیون، هر جایی که حضور زنان از دیدشون کمرنگه برای زنان سهمیه در نظر گرفته میگیرند ( مثل عضویت در هیات مدیره شرکتها!) اینجا هم سهمیه در نظر بگیرید تا دیگه از این معضلات!! رخ نده.
فقط نمیدونم چرا وقتی موضوع سهمیه بندی هست هیچوقت حرفی از ایجاد یک سهم مشخص برای زنان برای به دست آوردن مشاغلی مثل جمع آوری زباله، کارگری ساختمان، لوله کشی، بنایی، ... نمیشه و همیشه این سهمیه از موقعیتهای مثلا سطح بالا باید در اختیار زنان قرار بگیره!َ
«علوم سیاسی» با تقریب بالایی همان «علوم فاشیستی» است. همچنانکه جامعه/انسانشناسی مارکسیستهای دشمن آزادی پرورش میدهد، «علم سیاست» هم ماکیاولیستهای دشمن آزادی پرورش میدهد.
از دید من هم رشته هایی مثل جامعه شناسی، صرفا کارخانه تولید افراد سوسیالیست و ضد آزادی فردی هستند و درس خوندن در این رشته ها صرفا تلف کردن وقته.
اما اینکه چرا مدارس سمپاد تمرکزشون برنامه المپیاده دلیلش واضحه! چون این موضوع براشون یک شاخص موفقیت مهمه (به اینکه این شاخص درست یا غلطه کاری ندارم) و همچنین امکانی برای جذب دانش آموزان نخبه نسل بعدی! توضیح واضح بعدی هم اینه که اصولا روحیه رقابتی در بین پسرها بیشتره. خوشبختانه هنوز در کشور ما (برخلاف کشورهای غربی) مدارس پسرانه در سطح متوسطه اول و دوم در اختیار زنان قرار نگرفته تا حس رقابت جویی ذیل عنوان مردانگی سمی طبقه بندی بشه و تلاش کنن اون رو در پسرها از بین ببرند. توضیح واضح آخرم هم اینه که اگر هر کسی مختصری با آمار و مفهوم انحراف از معیار آشنا باشه، وقتی بدونه انحراف از میانگین بهره هوشی در بین پسران و مردان بسیار زیادتر از زنانه به راحتی موضوع این پست براش حل میشه. یعنی ممکنه میانگین بهره هوشی مردان و زنان یکی باشه یا اختلاف اندک و غیر معنادار داشته باشه اما انحراف معیار بالا به این معنیه که تعداد پسران بسیار بسیار باهوش دهها برابر دختران بسیار بسیار باهوشه ( و همینطور پسران بسیار کم هوش دهها برابر دختران بسیار کم هوش). نتیجه اینکه در سطوح بسیار بالای هوشی که هدف آزمونهای بسیار سخت المپیادیه، تعداد بسیار زیادتر پسران یک امر کاملا طبیعی و بدیهیه و آمار تعداد شرکت کنندگان پسر و دختر در همه کشورهای غربی (که در اون زن بودن به خودی خود یک مزیت محسوب میشه) هم موید این موضوعه. البته همین موضوع رو یکبار یکی از روسای قبلی دانشگاه هاروارد هم سعی کرد به صورت خیلی ملایم تر بیان کنه که منجر به کنسل شدنش شد!! این هم بخشی از راهکار جماعت فمینیست برای حل مشکلاتشون!!