فریب عمله های تمامیت خواهی را نخورید!

از میان همه هواداران پرشور به اصطلاح "اقتدار" چینی ها در قضیه کرونا کمتر کسی توجه می کند که اگر پنهانکاری و خفه کردن هشدارها نبود اساسا کار به اینجا نمی رسید. در مجله نیچر می خوانیم، اگر اجازه داده شده بود فقط سه هفته زودتر جهانیان از وخامت قضیه خبردار می شدند، پیامدهای کار به 5 درصد! میزان کنونی هم نمی رسید. آن زمان چینی ها مشغول ساکت کردن مخالفان بودند تا اذهان مردم و جهانیان مشوش نشود و دیدیم لاپوشانی و زندان کردن آنهایی که خبر از وقوع مصیبت می دادند، چنان کرد که معلوم هم نیست مصیبت کی تمام شود.

به هیچ دولتی نباید اعتماد کرد و به دولتی جبار بیشتر، هنوز که زود است در مورد اثربخشی روش بگیر و ببند چینی صحبت کنیم، سرکوب بیماری با مهار آن تفاوت جدی دارد و بعید نیست که شاهد برگشت آن باشیم. به عنوان یک نظر شخصی پیشنهاد می کنم با تقدیرهای مکرر سازمان بهداشت جهانی از چینی ها هم با احتیاط روبه رو شوید، شواهد خوبی در مورد ارتباط خاص و اعمال نفوذ چینی ها با بسیاری از سازمان های جهانی وجود دارد، در مورد سازمان بهداشت جهانی، ارتباط خاص دولت چین و ادهانوم رئیس اتیوپیایی آن حرف و حدیث زیاد است، کسی که پیشتر در دولت جبهه دموکراتیک انقلابی خلق اتیوپی به عنوان وزیر بهداشت خدمت می کرد. دولت مارکسیست سرکوبگر اتیوپی با اتهام نقض حقوق بشر روبه رو بود، گفته می شود در مورد خود ادهانوم می شود از پنهانکاری سه مورد اپیدمی وبا در زمان خدمت نام برد.

آمار چینی ها مثل هر دولت سرکوبگر دیگری قرار نیست شفاف باشد، یک بوروکراسی گسترده و فربه نمی تواند به واقعیت وفادار باشد، دروغ و سیاسی کاری بخشی از بوروکراسی دولت است، حرف دشمنان هم نیست، لی کچیانگ از مقامات بلندپایه حزب در سخنی مشهور گفته بود به آمارهای اقتصادی چین که حاصل دستکاری عامدانه و ساختگی است نمی شود اعتماد کرد بهتر است به شاخص های جایگزین برای داشتن حدسی بهتر از واقعیت رجوع کرد، بد نیست در مورد شاخص کچیانگ بیشتر بخوانیم.

حالا هم که رژیمی اقتدارگرا جهان را به لبه مصیبت برده است، دستگاه پروپاگاندای آن به راه افتاده است که بقیه را متهم کند و با کمک به کشورهای مصیبت زده نقش منجی به خود بگیرد. از همه خوشمزه تر حرف های هواداران وطنی این استراتژی "قاطعانه" است، نگارنده به دوستی پیشنهاد کرده بود برای آنکه حتی از چینی ها موثرتر عمل کنیم، بهتر است اصلا حکم تیر به نظامی ها بدهیم که هرکس بیرون آمد با شلیک مستقیم روبه رو شود! احتمالا در محدود کردن تردد از هر روش دیگر کارسازتر باشد و البته "قاطعانه" هم هست! چیزی که باید به ان توجه کنیم این نیست که چرا فلان دولت به حد کافی قاطعیت (بخوانید توحش) به خرج نمی دهد، این است که چرا آدم ها علیرغم خطر مستقیمی که تهدیدشان می کند، باز مقاومت به خرج می دهند؟ (بماند که تردید دارم تعداد بی مبالات ها آنقدر که تبلیغ می شود زیاد باشد).

می دانیم که با هر میزان فشار کار حل نمی شود، هدف در نهایت اینست که آدم ها (یا دستکم اکثریت آنها) تغییر رفتار دهند و در تحلیل نهایی باید اکثر آدم ها قانع شوند که به شکل خاصی عمل کنند، حال می شود پرسید آیا داغ درفش بهترین راه برای رسیدن به این هدف است؟ تردید دارم! تکنولوژی های قانع سازی در بازار بسیار موثرتر عمل می کنند، اما در این شکی نیست که دولت ها به ویژه نوع تمامیت خواه آن نظیر چین چقدر در این مورد ناکارآمد اند. از استبداد و تمامیت خواهی انتظار معجزه نباید داشت، چیزی که باید از این هیاهو بفهمیم این است که امیدی به دولت ها و سیاسیون نیست، باید خودمان مراقب جان و دارایی هایمان باشیم.

آن ساده دلانی که از کمبود "اقتدار" در ایران هم می نالند مراقب باشند که این توصیه ها در کشورها که سالهاست درگیر "شرایط حساس کنونی" است، می تواند چه نتایجی به بار آورد، به قول معروف مواظب باشید چه چیزی را آرزو می کنید، شاید برآورده شود. والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel

10 comments

بنظرم اگر برای حفظ کل جامعه و آلوده نشدن بقیه توسط یک مشت اهمال گر و بی مبالات باشه حکم تیر واجب و ضروریه،با توجه به مشاهدات
درسته
فقط بزرگترین سوالی که طرفداران اقتصاد آزاد باید جواب بدهند این است که آیا پیشرفت شگفت انگیز اقتصادی و تکنولوژیکی چین در ۴۰ سال اخیر که باعث رهایی ۹۰۰ میلیون نفر از فقر شد و درآمد متوسط چینی ها را بیشتر از متوسط دنیا کرد با نظامی غیر از این نظام حاضر ممکن بود؟؟؟ نکته بسیار بسیار مهمی که آزادی خواهان باید در نظر داشته باشند این است که آزادی نیاز به مردم دانا و فهمیده دارد . دادن آزادی به مردم جهان سوم مثل دادن آزادی به کودک ۵ ساله است. بنظر من دیکتاتور یا نظام دیکتاتوری خیرخواه برای کشورهای در حال توسعه بهترین گزینه است بعد از توسعه و افزایش آگاهی عمومی، آنگاه کم کم میشود به سمت آزادسازی رفت سپاس
A H
درسته فقط بزرگترین سوالی که طرفداران اقتصاد آزاد باید جواب بدهند این است که آیا پیشرفت شگفت انگیز اقتصادی و تکنولوژیکی چین در ۴۰ سال اخیر که باعث رهایی ۹۰۰ میلیون نفر از فقر شد و درآمد متوسط چینی ها را بیشتر از متوسط دنیا کرد با نظامی غیر از این نظام حاضر ممکن بود؟؟؟ نکته بسیار بسیار مهمی که آزادی خواهان باید در نظر داشته باشند این است که آزادی نیاز به مردم دانا و فهمیده دارد . دادن آزادی به مردم جهان سوم مثل دادن آزادی به کودک ۵ ساله است. بنظر من دیکتاتور یا نظام دیکتاتوری خیرخواه برای کشورهای در حال توسعه بهترین گزینه است بعد از توسعه و افزایش آگاهی عمومی، آنگاه کم کم میشود به سمت آزادسازی رفت سپاس
مثال نقض شما کشور های سنگاپور هنگ کنگ و مالزی که در اوج بی سوادی و فقر و فساد اخلاقی و مالی رفتن روی آموزش و پرورش سرمایه گذاری کردند و الان از برترین اقتصاد های دنیا هستند
تا زمانی که سرمایه اصلی سمت آموزش و پرورش نره هیچ دیکتاتوری نمیتونه کشور را گلستان کنه
شما را ارجاع میدم به یافته امیرکبیر بعد از عمری صدارت درباره اینکه چقدر وجود یک ملت آگاه برای سامان دادن به اوضاع کشور ضروریه
سوال اصلی اینه که چرا انسانها به چیزی مثل دولت و حکومت اینقدر بها دادن؟
یک مجموعه ناکارآمد که از ما مالیات میگیره تا خودش را بچرخونه و بیشتر دست و پا گیره
ارزش پول را پایین میاره و گاها برای بقای خودش مردم را قربانی منافع خودش میکنه
بحثم فقط ایران نیست کل دنیا را عرض میکنم
مثلا دو آمریکا داریم آمریکای قبل از ۱۹۲۹ و بعد از آن
آمریکایی که قبل از جنگ جهانی دوم باعث پیشرفت کل جهان شد قابل مقایسه با آمریکای بعد از جنگ جهانی دوم نیست
تقریبا تمام تکنولوژی های اطرافمون ریشه در ان دوران طلایی داره
وقتی حکومت بجای مدیریت و رفع موانع شروع به کنترل میکنه در واقع مانع اصلی شکوفایی میشه
کشورهای اروپایی را بررسی کنیم مثلا هلند بلژیک دانمارک سوئد و غیره
مقامات مول انسان های عادی با مترو و دوچرخه سر کار حاضر می شوند
رسانه ها بزرگترین ناظرین هستند
و مسئولین از مردم میترسند
حکومت باید کوچک باشد و هزینه آنچنانی نداشته باشد و بجای کنترل کردن همه چیز نقشی هدایتگر که همواره در جهت رفع مشکلات و موانع ملت تلاش میکنه داشته باشه
حکومتی که خود را صاحب و ولی مردم بداند چیزی جز هزینه اضافی نیست
AHF XIII
مثال نقض شما کشور های سنگاپور هنگ کنگ و مالزی که در اوج بی سوادی و فقر و فساد اخلاقی و مالی رفتن روی آموزش و پرورش سرمایه گذاری کردند و الان از برترین اقتصاد های دنیا هستند تا زمانی که سرمایه اصلی سمت آموزش و پرورش نره هیچ دیکتاتوری نمیتونه کشور را گلستان کنه شما را ارجاع میدم به یافته امیرکبیر بعد از عمری صدارت درباره اینکه چقدر وجود یک ملت آگاه برای سامان دادن به اوضاع کشور ضروریه
درسته، هر کشوری مدل توسعه خودش را داره، ولی بحث اصلی ما ایران است، شما تاریخ ۱۰۰ سال اخیر ایران را نگاه کنی، میبینی فقط دوران رضاشاه ایران شدیداً پله های توسعه را پیمود، بقیش تقریبا حساب نمیشه، ما به یک رضا شاه دیگر نیاز داریم، مخصوصا مردم ایران که کاری نیستند و خیلی هم علاقه به یادگیری ندارند. بنظرم الگوی کویت و امارات خوبه، استبداد ولی اقتصاد باز و مرفه
مرسی آقای خالقی، دیتاهای خوبی دارید، مخصوصا در مورد ارتباط سازمانهای بین المللی با حکومت های سرکوبگر مثل چین و ...
کاملا مشخصه که اهمال کاری های دولتهای سرکوبگر باعث گسترش وسیع بیماری و تلفات اون شده
پس شماهم به Herd Immunity معتقدید
بسیار عالی، با نوشته های شما برمن مسجل هست که ایدئولوگ بودن مختص چپها نیست و شما هم سربزنگاه میتونین تمام خوبیها و کفایتهای مخالفتون رو به هیچ بگیرن، فک کنم اگه دولت طرفدار شما تو چین بود الان ۹۰۰ میلیون درگیر و حدود ۴۵ میلیون مرگ و میر داشتیم. درود بر شما !!!
Emad Mosaferi
پس شماهم به Herd Immunity معتقدید بسیار عالی، با نوشته های شما برمن مسجل هست که ایدئولوگ بودن مختص چپها نیست و شما هم سربزنگاه میتونین تمام خوبیها و کفایتهای مخالفتون رو به هیچ بگیرن، فک کنم اگه دولت طرفدار شما تو چین بود الان ۹۰۰ میلیون درگیر و حدود ۴۵ میلیون مرگ و میر داشتیم. درود بر شما !!!
به نظرم اگر دولتی دموکرات وجود داشت اسباب و علل وجود بیماری از قبل جمع شده بود. حتی در صورت شیوع ویروس خیلی زودتر اگاهی رسانی میشد و خیلی سریعتر قبل از اینکه تمام دنیا رو الوده کنه ویروس مهار میشد. الان هنوز ویروس کنترل نشده و احتمالا به سمت افریقا و کشورهای کمتر توسعه یافته میره و قربانیان خیلی بیشتری میگیره.
این باصطلاح عملگی این خلق چین ریشه در فرهنگ و تاریخ اینها دارد،البته حکومتها از ملت و برعکس تاثیر میپذیرند ،مردم ما بسان حاکمانمان دروغگو، رند وبه موجوداتی با عدم قابلیت دیگر فهمی تبدیل شده اند، ایا این فرهنگ با زمان محمد رضا پهلوی قابل مقایسه هست ،البته که نه،حال تبغ دادن در دست دیوانگان مست قدرت در ایران بسیار خطر ناک هست.