اخراج جمهوری اسلامی از فضای مجازی
"چرا در فضای مجازی، عزم جدی برای اعتراض به حضور مسوولان حکومت جمهوریاسلامی وجود ندارد؟
چرا کسانی که همه فضای مجازی را در ایران مسدود و فیلتر کردهاند باید خودشان در همین فضا حضور داشته باشند؟
لطفا به کاربران بگویید که برای این کار مصمم بشوند».
متن ارسالی از همراهان
شما چه فکر میکنید؟
#فضای_مجازی #اینترنت #فیلترینگ #فیلترشکن
@tavaanatech
این سوال را میشود در مورد خیلی از مسائل دیگر هم پرسید: چرا #نه_به_جمهوری_اسلامی در توییتر ترند نمیشود؟ چرا همه آنهایی که #اعدام_نکنید را توییت کردند برای نرگس محمدی با همان عزم و جدیت توییت نزدند؟ بیشتر اعضای چهارده نفری که بیانیه استعفا خامنهای و تشکیل حکومت سکولار را دادند اکنون در زندان هستند؛ چرا کسی به احکام ناعادلانه حکومت علیه آنها اعتراض نمیکند؟
به نظر من یک دلیل این است که مخالفان جمهوری اسلامی نسبت به این مسائل حساس نیستند. مثلاً حضور مسئولان در فضای مجازی برایشان مهم نیست. این دغدغه را ندارند که محمدحسین سپهری صدای مردم ستمدیده بود
دلیل دیگر اینست که رهبران مخالفان جمهوری اسلامی نسبت به مسائلی که برایشان مهم است (مانند #نه_به_جمهوری_اسلامی) حاضر نیستند به یک همگرایی برسند و در یک فعالیت مشترک همگام با دیگر گروهها عمل کنند. مثلاً برخی از مردم از آموزشکده توانا حرفشنوی دارند. اگر توانا بگوید بروید توییت بزنید، میروند توییت میزنند. گروهی دیگر از مردم از فرشگرد، گروهی از حزب کمونیست کارگری، و گروهی از حزب مشروطه حرفشنوی دارند. اما رهبران این احزاب و گروهها حاضر نیستند سر یک توییت زدن با هم به توافق برسند
اعتراض مردم نیاز به هماهنگی و جهتدهی دارد. این کار وظیفه کیست؟ وظیفه گروهها و احزابی که این مردم به آنها تعلق خاطر دارند. اما متأسفانه بیشتر این احزاب و گروهها دچار تکگویی هستند، اصلا با مخاطبان خود ارتباط و تعامل سازنده ندارند. یک جلسه پرسش و پاسخ برگزار نمیکنند. یک نظرسنجی از مخاطبان نمیکنند
خود من مدت زمان زیادی نمی شود که از جمهوری اسلامی گذر کرده ام و دلایلم هم کاملا شخصی بود.
آن اوایل به فکر نجات خودم بودم یعنی دنبال راهی برای مهاجرت یا غیره کاری هم به کار کسی نداشتم
مدتی با حکومت و ایدئولوژی اش همراه بودم و فکر میکردم منافع پایداری نصیبم می شود! یا چه میدانم مثلا معجزه می شود نجات پیدا میکنم و غیره
اما الان به این نتیجه رسیدم باید کل جامعه نجات پیدا کند تا من هم نجات پیدا کنم،بنابراین مبارزه با حکومت اشغالگر جمهوری اسلامی را به وظیفه اول خودم بدل کرده ام.اینجا خانه و مملکت من است، نمیگذارم یک مشت زورگوی ستمگر فاسد نا ایرانی در امنیت و آسایش باشند و بر من حکمرانی کنند
این گروه های اپوزیسیون را زیاد دنبال نکرده ام،اما در همان برخورد های اول دیدم مدام مسخره بازی می کنند و به هم تشر میزنند و .. کلا تفریحشان همین است و راه در آمدشان.اگر جمهوری اسلامی برود اتفاقا بیکار می شوند چون یک عمر به این روش استمرار طلبی عادت کرده اند
ما یعنی خود مردم ایران باید به دنبال راه نجاتی باشیم، و بدانیم اگر وقت تلف کنیم دقیقا همانند همین نیروهای اپوزیسیون می شویم.همانقدر بی غیرت و بی شرف و احمق.
همینطور هست که میگید. سرنوشت ما به هم گره خورده. حتی کسانی که مهاجرت کردهاند روزی متوجه خواهند شد که این حکومت جنایتکار بر زندگی خودشان و اعضای خانوادهیشان چنگ انداخته، هر چند فرسنگها دور شده باشند
من هم امیدم به اپوزیسیون داخل هست. همین اعضای چهارده نفر و فعالان سیاسی مدنی که داخل ایران هستند. خانم ستوده یا همین جوانان مثل سهیل عربی و سهیلا حجاب که داخل زندان هستند
اپوزیسیون خارج کشور هم کارهای مثبت کرده. نمیگم کلا بیخاصیت بودن. مثلاً فعالان حقوق زنان مثل مسیح علینژاد یا مریم نمازی کارهای موثری کردن. یا رسانهها در بازتاب اعتراضات مردمی خوب عمل کردن. ولی انتظار بیشتری ازشون میره. مثلاً در آگاهی رسانی، در مبارزه با جمهوری اسلامی، ایجاد حرکتهای مردمی و مدنی در داخل، فشار بر دولتهای غربی و جلوگیری از باج دادن آنها به حکومت، همبستگی نسبی بین خودشان، ارتباط با مخاطبان و این دست مسائل ضعیف عمل کردن و بعد چهل سال هنوز گیج و بیبرنامه هستن