"توانا جان؛ این آقا دکتر سهرابپور، معاون آموزشی دانشکده علوم پزشکی تهرانه، میگه مرگ در اثر کرونا مشکل جدی ما نیست!!
و کسانی که فوت کردن پیر بودن یا مریض بودن و اگه از این بیماری فوت نمیکردن، در هفتهها و ماههای آینده فوت میکردن!
البته که این گفته طبق آمار درسته که این بیماری روی افراد سالمند و یا دارای بیماری بیشتر اثر داره، اما حداقل دو پرستار جوان و چند پزشک جوان تا حالا در اثر کرونا فوت شدن.
در یکی از فایلهای صوتی که شما منتشر کردین رئیس دانشگاه علوم پزشکی یه استانی گفته که بعضی افراد درگذشته جوان و حتی ورزشکار بودند.
مگه شیخی عضو تیم ملی فوتسال جوون نبود که در اثر کرونا جونش رو از دست داد؟
در ضمن مگر جان افراد سالمند و مریض ارزش نداره؟ و یه پزشک مگه نباید همهی تلاشش رو برای زنده نگه داشتن بیمار انجام بده؟
یادمه وزیر سابق بهداشت هم در مورد عدم تخصیص بودجه واسه بیماریهای خاص میگفت اینا بالاخره میمیرن، و نمیصرفه بودجه اینجا مصرف بشه!..."
.
- نظر شما در مورد سخنان دکتر سهرابپور چیست؟
.
#کرونا #کرونا_ویروس #ویروس_کرونا #کروناویروس
@Tavaana_TavaanaTech
مطابق تفسیر رایج و نادرستی از نظریهی تکامل، که در شبکههای اجتماعی با قرائتهای گوناگون درحال پخش شدن است، ویروس کرونا با هدف قرار دادن افراد مسن و کسانی که بیماریهای زمینهای دارند مشغول پاکسازی گونهی انسان است؛ همانگونه که طی میلیونها سال گذشته سایر میکروبها نیز با سایر گیاهان و جانوران چنین کردهاند.
این درحالی ست که با ورود علم, قانون، و بویژه سرمایه به جهان انسانها تکامل انسان تفاوتهایی اساسی با سایر موجودات زنده پیدا کرده است. (بگذریم از اینکه تفسیر یاد شده مطابق قرائتهای نوین تکاملی در مورد سایر جانداران نیز چندان صادق نیست: جانداران فعالانه برای انتخاب شدن خود محیط را تغییر میدهند و نه آنکه منفعلانه منظر انتخاب شدن بمانند.)
اما داستان چیست؟
از زمان داورین، و به ویژه با قرائت اسپنسری از تکامل، انتخاب طبیعی با حذف افراد ضعیف (چه به لحاظ جسمی و چه به لحاظ ذهنی) نسل انسان را بهتر کرده است. پرسش اسپنسر این بود که اگر چنین است پس چرا ما خودمان با حذف «ناشایستهها» به این فرایند کمک نکنیم؟ در پاسخ به این پرسش ایدهی «بهنژادی» متولد شد و طی سالهای بعد طرفداران زیادی یافت که معروفترین آنها هیتلر بود. مطابق این ایده، با کمک به مریضها و درماندگان مانع بهتر شدن نسل بشر میشویم. میبینیم که در اینجا از امری توصیفی به امری تجویزی پل زده میشود: از اینکه انتخاب طبیعی ناشایستهها را حذف میکند تا اینکه کمک کنیم ناشایستهها حذف شوند راهی نیست.
با ورود مفهوم ژن در ابتدای قرن بیستم، مفهوم «ژن خوب» نیز این ایده را تقویت کرد. خلاصهی سخن این بود که مریضی یا عدمموفقیت افراد جامعه نتیجهی ژنهای ناکارآمد آنهاست و برعکس سلامت و موفقیت با ژنهای خوب گره میخورد. از دید برخی در حال حاضر کرونا نیز همین کار را برای بهنژادی انسان انجام میدهد. این ترس وجود دارد که مجدد از توصیف به تجویز رویم و بگوییم چندان هم بد نیست و اجازه دهیم چنین کند. البته تفسیرهای یاد شده به هیج وجه چنین تجویزی نکرده بودند، اما ذهن انسان به نحوی خودکار از توصیف به تجویز پل میزند.
توصیف یاد شده در جهان انسانی اگر نگوییم نادرست است، لااقل کامل نیست. مثالی را در نظر آوریم. فرض کنید دو برادر دوقلوی همسان پنجاه سال پیش از هم جدا میشوند. یکی با پدر پولدارش زندگی میکند و بسیار متمول میشود، و دیگری با مادر فقیرش همراه میشود و فقیر میماند. دست برقضا هر دو به کرونا مبتلا میشوند. اولی در بیمارستانی مجهز بستری میشود و زنده میماند دومی که به رغم نیاز به مراقبتهای ویژه، امکان بستری در بیمارستان را پیدا نمیکند و میمیرد. آیا اولی ژنهای بهتری داشته است که زنده مانده؟
در جهان امروز میزان دسترسی انسان به سرمایه و قدرت است که بر زنده ماندن یا مردن وی اثری چشمگیر دارد و نه قدرت بدنی او. سربازانی که در جبههها میجنگند ممکن است وضعیت بدنی بسیار بهتری از همتایان پولدار خود که سربازیشان را میخرند داشته باشند؛ اما بخت بقا و تولید مثل برای کدامیک بالاتر است؟!
همهگیرهایی مانند سارس، ایبولا، و اکنون کرونا «عمدتا» فقرا را میکشند. انسان برخوردار منتظر نمیشود که انتخاب طبیعی از راه آلوده کردن او به ویروس کرونا شایستگی بدنیاش را بیازماید!
هادی صمدی
همان خبر اول درست بود
که بهر صورت میمردن
حتما کارش به نظام پزشکی میکشه
حالشو جا میارن
میشه درس عبرت