✍ح. ش. احمدی
شجریان بیخود کرد که با میلانی قانون اساسی نوشت.
هموطنان به هوش باشید. این خطوط را از زبان بزرگترین حقوقدانان جهان میشنوید. آیا درست در نقطهای که کشور با بحران رو به رو شده است، شما حاضر هستید سرنوشت خود را به دست متخصصان بسپارید یا یک خواننده که از هیچکدام از نهادهای سیاسی و حقوقی سر در نمیآورد؟!
هموطنان، ما یک مرتبه، برای همیشه، جمهوری را آزمودیم، و آزموده را آزمودن خطا است. هموطنان عزیزم. در میان شما، دین دار وجود دارد. کسانی هم هستند که به باورهای شما اعتقادی ندارند. اما شما در یک نقطه به اشتراک میرسید. شما ایرانی هستید و هیچ کسی قرار نیست دین و آیین شما را سلب کند. شما در حوزه خصوصی خود، آزاد هستید، اما هنگام نوشتن قانون، که البته باید به تصویب شما برسد، یعنی جهان جدید غیر این اجازه نمیدهد، آنچه که بدان باور دارید در قوانینی که باید زندگی شما را تحت نظم و امنیت درآورد، دقیقا خارج از آن باورهایی است که در حوزه خصوصی شما محترم است.
هموطنان عزیزم، ملت رنجدیده ایران. قانوناساسی باید از دل آن جستارهایی بلند شود که در یک لحظه از تاریخ، نوشته میشود و این نمیتواند از پیش نوشته شود، زیرا جستارهایی در آن لحظه هویدا میشوند که در همان لحظه تصمیم میگیرند قانون چگونه حقوق شما و... را تامین کند. اینک قانون اساسی مشروطه پیش روی شما است. یک مرتبه آن را جست و جو کنید و بخوانید. در این قانون حقوق ملت، حقوق نهادها و... مشخص شده است.
تأکید میکنیم، که ما یک مرتبه تاوان جمهوری را پس دادیم و دوباره آیندهای مبهم نمیخواهیم، در حالی که تاریخ پر افتخار مشروطه و پیشرفتهای کشور در گذشته پیش روی شما است. چرا؟ زیرا یک کشور روی تاریخ خودش بنا میشود و اینک مشروطه پشت سر است، تا با عنایت به قانون اساسی مشروطه، و به روز کردن این قانون، یک مرتبه دیگر دست در دست هم، ایران را به دنیا متصل کنیم. این اراده ما است.
خواهش میکنیم در این موقعیت تاریخی، فریب وعدههای ستودهها و شحریانها و... را نخورید. فکر کنید. با درایت تصمیم بگیرید، بدون خشونت، با تامل. شما همان ملت فرهیختهای هستید که امروز تاریخ خود را به یاد آوردهاید.
در برابر شما ملت، سر تعظیم فرود میآوریم.
@PN_KFP
اگر استاد این چنین کار انجام داده بودند حتما به کسی میسپردند که مورد اعتماد مردم بوده و کاریزمای بالایی داشته باشد نه به امثال میلانی
اما اینگونه که میبینم پهلوی طلبان بیشتر از دیکتاتوری سیاه جمهوری اسلامی از شخصیت انسانهای والا میترسند
آنگونه هم که فکر میکنید در زمان شاه فقید کشور گل بلبل نبوده است اگر کشور دموکراتیکی داشتیم که استبداد سیاه اتفاق نمیافتاد
خرافی بودن اعالاحضرت باعث شد تا دست اسلامیستها باز باشد و این استبداد سیاه اتفاق بیفتد
در آن زمان هم کشور تک حزبی بوده فقط حزب رستاخیز اجازه ی فعالیت داشته است من معتقدم که آن نظام هم نیاز به اصلاحات داشته است
در ضمن قبلاز استبداد سیاه ۵۷ و مدتی بعداز ااتفاقات ۵۷ تا زمانی که دجال زمان موسیقی را مخدر بنامد استاد تحت تاثیر افکار ابتهاج اخوان و کسری و امثالهم بوده
همه ی انسانها ممکن الخطا هستند که این در مورد استاد هم وجود دارد
اینا چکاره هستن ؟