‌
من این صحنه را با هیچ مبل گران‌قیمتی تعویض نخواهم کرد. این صحنه را با هیچ سنگ و سرامیک آنتیکی معامله نخواهم کرد. درِ اتاق را می‌گشایی و می‌بینی آفتابْ هم‌چون دُر بر صورت فرش ریخته‌است و به‌سانِ معشوقی که عاشقْ او را ناز می‌دهد، سُرخی‌ جمالش سُرخ‌تر می‌شود و نقش‌ونگارش دوچندان تو را به لب‌خند واخواهند داشت. این فرش هم عمری بلند داشته‌است؛ بلند و به سلامت. هم‌چنان تمیز و لطیفْ پای‌مان را نوازش می‌دهد. این فرش ماجراهای فراوانی دارد و آمدنش به خانه‌مان هم داستانِ خودش را دارد. اخیراً که برای خرید یک فرش در فرش‌فروشی‌ها گشت‌وگذار داشته‌ام، از دیدن نقش‌های ساختگی و رنگ‌های جعلی و جنس‌های نامطبوع‌شان بسیار افسوس خوردم! آخر فرش بنفش و زرد و قهوه‌ای با گل رز درشت در وسط؟! زندگی پرهیاهوی شهری و مدرنیزاسیونِ افسارگسیخته، اصالت‌کُش است و ظاهر زیبا تحویل مخاطب می‌دهد؛ اما وقتی با پای برهنه روی فرش گام می‌نهی، حس همه‌چیز را دارد جز قدم زدن و ایستادن روی فرش! من که هرگز نتوانستم با مدل‌های ماشینیِ فرش و مبل و سرامیک و اُپن، انس بگیرم. نمی‌دانم! شاید زیادی ایرانی‌ام که یک خوشه آفتاب روی فرش هم مستم می‌کند.
‌
@REsearchers
‌

4 comments

زنده باد مستي با يك خوشه آفتاب روي فرش ! چقدر نياز داريم به اين خوشي هاي عميق ! چقدر حيف كه يك واژه مخصوص ندارد اين مستي خاص . يك واژه اي كه وقتي بگويي ، بفهمم داري آن خراش نور را ميگويي روي احساس .
A.V
زنده باد مستي با يك خوشه آفتاب روي فرش ! چقدر نياز داريم به اين خوشي هاي عميق ! چقدر حيف كه يك واژه مخصوص ندارد اين مستي خاص . يك واژه اي كه وقتي بگويي ، بفهمم داري آن خراش نور را ميگويي روي احساس .
درود بر شما و زبان و بیان زیبای‌تان. ما همه چیزمان را داریم به هیچ می‌دهیم. اوضاع فرش در ایران چندان خوب نیست. درایت دست را فدای سرعت ماشین کردیم
عالی بود👏👏👏👏
Sahar
عالی بود👏👏👏👏
سلام. ممنونم از توجه و لطفی که داشتید