رحمان گلزار شبستری، سازنده شهرک اکباتان، در آمریکا درگذشت
رحمان گلزار شبستری، سازنده شهرک اکباتان، در فلوریدا آمریکا درگذشت. گلزار شبستری در سال ۱۳۴۵ ساخت این شهرک را آغاز کرد و با رعایت استانداردهای بالای معماری و شهرسازی عمر مفید این شهرک ۳۰۰ سال برآورد شده است.
رحمان گلزار شبستری، فارغالتحصیل دانشگاه هنرهای زیبا دانشگاه تهران بود که پس از انقلاب از ایران مهاجرت کرد. در در دهه هفتاد به درخواست دولت هاشمی رفسنجانی به ایران بازگشت تا آزاد راه تهران-شمال را بسازد اما «به دلیل کارشکنیهایی که صورت گرفت» دوباره کشور را ترک کرد.
پس از انقلاب دادگاه انقلاب اسلامی این شهرک را مصادره کرد. اتفاقاتی که بعد از انقلاب برای گلزار شبستری پیش آمد را از زبان خود او بخوانیم:
« من آن زمان بانک و نزدیک به ۱۱ تا ۱۲ کارخانه داشتم. اما همه را شروع کرده بودند به چوب حراج زدن. البته این مسائل را مطرح میکنم که شما بدانید که شرکت نوسازی و عمران تهران تنها شرکت سلامتی بود که کار میکرد و در جاهای مختلف، سپردهگذاری داشت و به هیچ وجه بدهکار نبود. هر کدام از این کارخانهها هم کارگران زیادی داشت.
بالاخره بین آنها هم آدمهایی بودند که شلوغ کاری راه میانداختند و مرا اذیت میکردند. من اهمیت نمیدادم و کار خودم را میکردم. یکی از کسانی که در یکی از شرکتهای ساختمان ما سهامدار بود و چپی هم بود، با سایر شرکا بینشان به هم خورد و تصمیم گرفت که از آن شرکت برود. حساب کردیم دیدیم یکی دو میلیون تومان سهمش است و ما هم به او پرداخت کردیم و به آمریکا رفت.
در آمریکا هم پسر بزرگ من در میامی دنبال کارش بود و در دانشگاه اسمنویسی کرد. انقلاب که شد این آقا برگشت و تعدادی از بچههای به قول خودش انقلابی را دور و برش جمع کرد. این طرف و آنطرف پلاکارد پخش میکردند. یک پلاکارد برای من درست کرده بودند و در طبقه هفتم دفتر مرکزی شرکت نوسازی و عمران تهران انداخته بودند که «گلزار باید اعدام گردد»؛ اما من اصلا اهمیت نمیدادم و دنبال کارهایم بودم که آنها را انجام دهم و مشکلاتم را برطرف کنم. تا روز آخر یعنی جلسه آخر هیات مدیره، جانشین برای خودم انتخاب کردم. رئیس کارگاه فاز یک اکباتان را بهعنوان جانشین خودم اعلام کردم و صورت جلسه امضا شد. میخواستم برای چکآپ کلی پزشکی به آمریکا بروم؛ زیرا آن اواخر دیگر شبها نمیتوانستم بخوابم.
شب تا صبح بیدار بودم و صبح به کارگاه میرفتم. هر کاری که میکردم صبح یک مشکل جدید بهوجود آمده بود. من هم فقط برای یکی دو ماه به آمریکا رفتم که ببینم چرا شبها خواب به چشمم نمیآید. آن زمان ۱۰ هزار نفر کارگر و کارمند داشتم. بالاخره در بین آنها آدم ناجور هم بود؛ اما هم کارگاهایمان کار میکرد و هم امکانات مالی خوبی داشتیم. زمانی که از ایران بیرون آمدم متجاوز از ۵۰۰ میلیون تومان فقط در بانک مرکزی سپرده داشتم. مشکل مالی نداشتم. اما تحولات آن زمان را اگر بررسی کنید حزب توده به شدت در جامعه نفوذ کرده بود. آنها حرفها و امیال مختلفی داشتند و از این فضا استفاده میکردند و شلوغ کاری راه میانداختند.»
لینک تصویر#اینترنت #تکنولوژی #انقلاب #علم #دانشگاه
@tavaanatech