✍ بهزاد مهرانی

‏اگر از داخل ایران با رسانه‌ای معر‌وف در غرب مصاحبه بکنید و بزرگترین دغدغه سیاسی‌تان را وجود «تعداد اندک» طرفداران پهلوی و خود «پسر شاه» بدانید، عملی قهرمانانه و‌ ماندلاگونه است اما اگر مثل ‌ #رضا_نوروزی⁩ و صدها صدهای دیگر، هست و نیست‌ات را فریاد اعتراض کنی و در زندان شکنجه و رنج بسیار ببینی، از آ‌نجا که طرفدار «پسر شاه» هستی نه تنها مستحق جایزه نیستی بلکه باید به تو نسبت پول‌گرفتن از «پسر شاه» هم ببندیم و بگوییم این زندانی‌ها پول می‌گیرند که شیرآهنکوه‌مرد-زن مقابل جلادان بایستند و یا مانند ‌ #مجیدرضا_رهنورد⁩ با دستانی که بازجویان به دلیل حک‌ شدن پرچم شیر و خورشید بر آن، شکستند، سر بلند بگوید که در مرگم شادی کنید و‌ قرآن نخوانید و نماز به جا نیاورید.

‏داستان هر کدام از این فرزندان شجاع میهن است که «حقیقتی است بر گونه‌ی اساطیر» نه آن مهملات پنجاه‌وهفتی که از زینب و‌ علی و ابوذر و سوسیالیسم و فضل‌الله…و اگزیستانسیالیسم و خداپرستان سوسیالیست و فاطمه فاطمه است و چه‌گوارا و کاسترو و … به خورد ما دادید و خودتان پس از انقلاب اسلامی شکوهمندتان، ایران را رها کردید در فراوان نهادهای چپ جایزه‌ساز خانه کردید و چند ایدئولوژی‌زده‌ همچون خود را به کمک رسانه، قهرمان و ماندلا و دزموند توتو و … ساختید؛ همان‌هایی که خمینی را گاندی به خورد مردم و‌ جهان‌ دادند.

‏امروز به برکت اینترنت و فضای باز برای سخن‌گفتن، هر نوجوان و‌ جوان مملکت می‌تواند صدایش را به گوش‌ها برساند و صدای دیگران را هم بشنود. دوره‌ی حسینیه ارشاد و منبر و میکروفون تمام شد.

‏آن روزها که من کودک و نوجوان بودم «کودتای ۲۸ مرداد» یک تعریف داشت که همه و همه از جمله تحصیل‌کرده‌ها و روشنفکران و تاریخ‌نویس‌ها آن را تکرار می‌کردند و در مدارس هم چیزهایی مشابه می‌خواندیم - البته با قهرمان‌هایی متفاوت- اما امروز در همان ایران و کنار گوش‌تان فراوان استاد و نویسنده و روشنفکر هستند که این قرائت شما و این «داوری جاافتاده» که شما جاانداخته‌اید را باور ندارند.
‏مثال‌هایی از این دست فراوان است.

‏صدای شما هر روز طرفداران کمتری خواهد داشت - اگر به این روال ادامه بدهید- و این امر می‌تواند شما را به خودزنی و مظلوم‌نمایی بیشتر و … برساند و با توجه به اینکه هم رسانه را دارید - تاکنون داشته‌اید- هم جایزه‌های «مهم»، این مظلوم‌نمایی‌ها هم بیش‌تر بشود و از آن طرف خشمگین‌تر بشوید چرا که طرفی نمی‌بندید.

‏اینکه بزرگترین دغدغه شما در سایه جمهوری‌اسلامی‌ای که هر روز در حال اعدام جوانان میهن است و محیط زیست کشور به نابودی‌های جیران‌ناپذیر رسیده و …، این است که «پسر شاه…»فلان و بهمان، این نشانه‌ی خشم شما است؛ خشمی که از کم‌ترشدن‌های پی-‌در‌-پی اقبال عمومی به شما ریشه می‌گیرد.

‏شما به دموکراسی باوری ندارید وگرنه نمی‌گفتید که «اکنون ملت ایران راهی جز رفراندوم برای استقرار جمهوری سکولار پیش روی خود نمی‌بیند.»

‏چطور شما پیش از صندوق رای و یک انتخابات آزاد، «جمهوری» را به عنوان نوع حکومت مردم ایران برگزیدید؟ این که همان رفراندوم ۵۸ است.

@PN_KFP

1 comment

م م
وقتی این جاوید نامان که در راه وطن و مردم از جانشان گذشتند و حاضر نشدند در مراسم و سوگ آنها از تازینامه بخوانند اینها گویای وطن دوستی و دل بستن به پادشاهی ۲۵۰۰ ساله و رضاشاه دوم است که