آزادسازی یعنی چه؟

به درستی گفته می شود آزادسازی اقتصاد مقدم بر خصوصی سازی است، اما آزادسازی یعنی چه؟

۱. دولت کوچک شود تا هزینه های بالای آن تخصیص منابع را در اقتصاد مخدوش نکند.

۲. سیستم حقوقی و قانونی مناسب برای حفظ حقوق مالکیت و رفع تعارض ها حاکم شود.

۳. سیاست پولی (دستکاری قدرت خرید) با ملاحظات سیاسی تدوین نشود و دولت جیب مردم را به صورت پنهان نزند و ثروت آنها را از بین نبرد.

۴. تجارت و بازرگانی بین المللی و تحرک منابع اقتصادی بدون محدودیت "جدی" بین کشورها انجام گیرد.

۵. دولت در بازار کالا، اعتبار و نیروی کار فضولی نکند و با مقررات محدودکننده جلوی عمل عرضه و تقاضا را نگیرد.

در سطر آخر تصویر بالا، داخل پرانتز رتبه ایران در جهان را می بینید که درخشان! است، خصوصی سازی احتمالا فقط در مولفه اول، اندازه دولت، اثر جدی دارد. در چنین شرایطی اگر کسی اقتصاد ایران را نئولیبرال (یعنی اقتصادی که نیروهای بازار در آن عمل می کنند و عرضه و تقاضا منابع را تخصیص می دهد) بنامد، شاید فقط باید به او لبخند زد. والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel

5 comments

Houmehr Ziaei
۱-جمله بسیار نامفهوم است هزینه های دولت در تصور نویسنده صرف چه می‌شود؟(از جمله اینطور برآورد میشود که نویسنده هزینه های دولت را جدای از بازار و مردم تصور می‌کند!!)با کوچک شدن دولت چگونه تخصیص منابع انجام می‌گیرد؟(مثلا درآمد های نفتی چگونه تقسیم میشود؟).                                ۲-چگونه با کوچک شدن دولت سیستم قانونی جدیدی شکل بگیرد؟و برای حفظ مالکیت چه کسانی؟‌رفع کدوم تعارض ها؟۳-در کجا سیاست های پولی دولت با ملاحظات سیاسی تدوین شده است نه بازار؟!                                                   ۴-با تعریف بند چهار کشور در معرض وابستگی بیشتر به تجارت جهانی قرار می‌گیرد و آمادگی کمتری در مقابل تحریم های احتمالی پیدا می‌کند و کاملا آسیب پذیر میشود.۵-دولت در بازار دخالت نکند تا بی عدالتی بیشتر از حالا سر به فلک بکشد؟وضعیتی مشابه وضعیت انگلستان قرن هجدهم شکل بگیرد؟!نویسنده به این توجه نکرده که دیگر در هیچ جای دنیا حتی در آرمان شهر سرمایه داران هم کسی دیگر این سخنان را نمیگوید نویسنده با این جمله عملا تمام نظام های سوسیالیستی که هیچ تمام نظام های نئولیبرال هم نادیده میگیرد!!!۶-برخلاف تصور نویسنده که تصور می‌کند با کوچک شدن دولت کشور به سمت نئولیبرالیسم حرکت می‌کند آمار نشان می‌دهد هر چه نظام نئولیبرال میشود دولت هم به دلیل خواسته های بیشتر مردم بزرگ‌تر میشود(نقل از مسعود نیلی)۷-بنظر نویسنده معنای نئولیبرال را به درستی درک نکرده است نویسنده نئولیبرال را نظامی تعریف می‌کند که عرضه و تقاضا منابع را تخصیص می‌دهند و دولت در آن نقشی ندارد لازم است به نویسنده یادآور شد این تعریف لیبرال های کلاسیک از اقتصاد است که نیرو های بازار را تنها رکن نظام سرمایه دارامه میدادند نه تعریف نئولیبرال ها!!!
Houmehr Ziaei
۱-جمله بسیار نامفهوم است هزینه های دولت در تصور نویسنده صرف چه می‌شود؟(از جمله اینطور برآورد میشود که نویسنده هزینه های دولت را جدای از بازار و مردم تصور می‌کند!!)با کوچک شدن دولت چگونه تخصیص منابع انجام می‌گیرد؟(مثلا درآمد های نفتی چگونه تقسیم میشود؟).                                ۲-چگونه با کوچک شدن دولت سیستم قانونی جدیدی شکل بگیرد؟و برای حفظ مالکیت چه کسانی؟‌رفع کدوم تعارض ها؟۳-در کجا سیاست های پولی دولت با ملاحظات سیاسی تدوین شده است نه بازار؟!                                                   ۴-با تعریف بند چهار کشور در معرض وابستگی بیشتر به تجارت جهانی قرار می‌گیرد و آمادگی کمتری در مقابل تحریم های احتمالی پیدا می‌کند و کاملا آسیب پذیر میشود.۵-دولت در بازار دخالت نکند تا بی عدالتی بیشتر از حالا سر به فلک بکشد؟وضعیتی مشابه وضعیت انگلستان قرن هجدهم شکل بگیرد؟!نویسنده به این توجه نکرده که دیگر در هیچ جای دنیا حتی در آرمان شهر سرمایه داران هم کسی دیگر این سخنان را نمیگوید نویسنده با این جمله عملا تمام نظام های سوسیالیستی که هیچ تمام نظام های نئولیبرال هم نادیده میگیرد!!!۶-برخلاف تصور نویسنده که تصور می‌کند با کوچک شدن دولت کشور به سمت نئولیبرالیسم حرکت می‌کند آمار نشان می‌دهد هر چه نظام نئولیبرال میشود دولت هم به دلیل خواسته های بیشتر مردم بزرگ‌تر میشود(نقل از مسعود نیلی)۷-بنظر نویسنده معنای نئولیبرال را به درستی درک نکرده است نویسنده نئولیبرال را نظامی تعریف می‌کند که عرضه و تقاضا منابع را تخصیص می‌دهند و دولت در آن نقشی ندارد لازم است به نویسنده یادآور شد این تعریف لیبرال های کلاسیک از اقتصاد است که نیرو های بازار را تنها رکن نظام سرمایه دارامه میدادند نه تعریف نئولیبرال ها!!!
والا نویسنده فقط مولفه های یک شاخص معتبر جهانی، آزادی اقتصادی فریزر را شرح داده است، درک شخصی نیست، اندازه دولت هم که پرمناقشه ترین آنهاست تعریف کم و بیش روشنی دارد ابعادی مانند هزینه های دولت به جی دی پی، میزان پرداخت های انتقالی به مردم و یارانه ها، میزان سرمایه گذاری دولتی در اقتصاد و میزان مالکیت عمومی و دارایی های دولت را برای ان در نظر می گیرند، سیستم حقوقی در این معنا ربطی مستقیم به اندازه دولت ندارد، می توانید دولتی کوچک داشته باشید که هزینه هایش به جای نقش های تصدی در نقش های حاکمیتی خلاصه شده است و دارایی زیادی ندارد. عدالت و وابستگی به اجانب هم یعنی هنوز دید درستی نسبت به جنبه سیاست زدایی نئولیبرالیسم و تئوری های عدالت لیبرال نداریم، تعیین دستوری نرخ بهره و عدم استقلال بانک مرکزی هم به معنای سیاسی بودن سیاست پولی است. همینکه از ملاحظه تحریم صحبت می کنیم یعنی ورود سیاست به اقتصاد را پذیرفته ایم و این یعنی آزادسازی کمرنگ می شود. یک سوال مشخص، کدام تعریف نئولیبرالیسم مورد نظر است، مثلا تعریف موسسه آدام اسمیت دقیقا چه تفاوتی با رویکرد لیبرال کلاسیک دارد؟ در مورد تفاوت آن با لیبرتارین ها و لیبرال های کلاسیک چند پست قبلتر نوشته ام، واضح است که منظور اشاره به کاربرد سست آن نزد مخالفان است
Houmehr Ziaei
از توضیحاتتون خیلی ممنون فقط چند مورد:اول اینکه کاری به نظر شخصی بودن یا نبودن متن نداشتم فقط شما رو بعنوان کسی که این مطالب را نشر می‌دهد درست یا غلط شما رو مدافع آنها فرض کردم و در پاسخ با شما آنها را نوشتم.دومن بله می‌توان دولتی را تصور کرد که دولت تنها نقش حاکمیتی دارد ولی آیا به طور کلی همچین دولتی مطلوب است؟و به طور خاص آیا همچین دولتی در ایران ممکن است؟سومن درجایی از سیاست زدایی نئولیبرالیسم حرف زدین آیا همچین چیزی واقعا وجود دارد؟ آیا پرداختن به اقتصاد بدون در نظر گرفتن مناسبات اقتصاد سیاسی ممکن است؟چهارمن تعریف موئسسه ادام اسمیت تفاوتی با تعریف لیبرال های کلاسیک از اقتصاد ندارد اگه به دوره نخست وزیری تاچر که سیاست های اقتصادیش سیاست های همین موئسسه بود نگاه کنیم متوجه شباهتش با انگلستان قرن هجده میشویم تنها تفاوت جدی آنها مجلس موئسسان بود که اجازه تکرار آن فجایع را نداد.من تازه عضو کانال شدم و چند پست قبلی رو ندیده بودم مرسی که اطلاع دادین.
Houmehr Ziaei
از توضیحاتتون خیلی ممنون فقط چند مورد:اول اینکه کاری به نظر شخصی بودن یا نبودن متن نداشتم فقط شما رو بعنوان کسی که این مطالب را نشر می‌دهد درست یا غلط شما رو مدافع آنها فرض کردم و در پاسخ با شما آنها را نوشتم.دومن بله می‌توان دولتی را تصور کرد که دولت تنها نقش حاکمیتی دارد ولی آیا به طور کلی همچین دولتی مطلوب است؟و به طور خاص آیا همچین دولتی در ایران ممکن است؟سومن درجایی از سیاست زدایی نئولیبرالیسم حرف زدین آیا همچین چیزی واقعا وجود دارد؟ آیا پرداختن به اقتصاد بدون در نظر گرفتن مناسبات اقتصاد سیاسی ممکن است؟چهارمن تعریف موئسسه ادام اسمیت تفاوتی با تعریف لیبرال های کلاسیک از اقتصاد ندارد اگه به دوره نخست وزیری تاچر که سیاست های اقتصادیش سیاست های همین موئسسه بود نگاه کنیم متوجه شباهتش با انگلستان قرن هجده میشویم تنها تفاوت جدی آنها مجلس موئسسان بود که اجازه تکرار آن فجایع را نداد.من تازه عضو کانال شدم و چند پست قبلی رو ندیده بودم مرسی که اطلاع دادین.
درست بودن بحث دیگری است و دلایل خوبی از نگاه نظری برای آن داریم، ولی آزادسازی یعنی همین موارد، نئولیبرالیسم هم در تحلیل نهایی دنبال همین است
Houmehr Ziaei
آزاد سازی از منظر لیبرالیسم همین موارد است بله و نئولیبرالیسم هم در تحلیل نهایی دنبال همین موارد است در این هم شکی نیست لاکن بحث من در مورد این نبود که این موارد جزو اصول لیبرالیسم است یا نیست بحث من همان درست بودن یا نبودن این اصول بود که شما آن را بحث دیگری میدانید و میگویید دلایل خوبی هم برای درست بودن آن داریم و من هم میگویم دلایل خوبی برای نادرست بودن آن داریم لاکن اگه این بحث را مناسب اینجا نمیدانید حرفی نیست