✍بهزاد مهرانی

‏می‌خواهند وانمود کنند کسانی که از تباهی ۵۷ می‌گویند فاقد اندیشه‌اند و تئوری‌های منسجمی ندارند. چنین نیست.
‏کسانی که انقلاب۵۷ و ایدئولوژی‌های سرخ و سیاه آن را عامل اصلی ویرانی امروز ایران می‌دانند، تئوری‌ها و باورهای ایدئولوژیک ۵۷ را زندگی کرده‌اند و می‌کنند.
‏اگر شما از سرما شنیده‌اید و خوانده‌اید اینها زمهریر را زندگی کرده‌اند و آن را با پوست و گوشت و استخوان لمس کرده‌اند.

‏برای درک تباهی ۵۷ نیاز به اندیشه‌های انتزاعی فلسفی نیست؛ کافی است «شهود» سالم داشته باشیم.
‏البته این به آن معنا نیست که این مخالفت با نکبت ۵۷ ، صاحب اندیشه نیست، بلکه سخن این است که برای درک آن نیاز به فلسفه خاصی نیست؛ درست مانند آن کشاورزانی که فریاد می‌زنند «ما انقلاب کردیم، چه اشتباه کردیم».

‏فعالان سیاسی و روشنفکران عرصه عمومی هیچگاه- یا اندک نزدیک به هیچ- ایران و تاریخ آن را مورد پژوهش‌های خود قرار نداده‌اند.
‏تئوری‌های آنها عموما به کار هر‌ کجای جهان می‌آید و در‌ واقع به درد کمتر جای جهان.

‏اینگونه است که مارکسیسم، اگریستانسیالیسم، ساینتیسم،… استقلال‌خواهی و بسیاری از این «ایسم‌»های روییده در تاریخ غرب، ناگهان مانند «آیات مقدس» وارد فرهنگ سیاسی ما می‌شود و ترکیب ناهمگون این موجود «هچل هف» با اسلام‌گرایی (که هر دو ریشه‌های مشترک بسیار دارند) خداپرستان سوسیالیست می‌سازد و مارکسیست‌های مسلمان و ملی- مذهبی و نهضت آزادی و‌مجاهدین‌ خلق و یک دو جین گروه دیگر.
‏چرا که همه اینها، ایران و تاریخ آن را نمی‌شناختند و گمان داشتند که اگر از چند ایسم غربی گرته‌برداری کنیم و با «اسلام» که مورد اقبال عموم است ترکیب کنیم درمان دردها را یافته‌ایم.

‏معلوم است که این اندیشه‌ها بین خود و روحانیت انقلابی- و نه همه روحانیت- مشترکات فراوان می‌یابد و اختلافات را ناچیز.
‏(شریعتی که دشمن روحانیت بود می‌گفت خمینی و طالقانی استثنا حوزه هستند.)

‏این پیوندها توانست هژمونی و‌ پتانسیل خود را در انقلاب ۵۷ متجلی کند.

‏در دهه گذشته علاقه به تاریخ، خصوصا تاریخ معاصر در جامعه رواج پیدا کرد.
‏نسل اهل مطالعه و‌ دانشی در این سالها به وجود آمده که تاریخ می‌خواند و ایران‌دوست هم است.
‏نتایج این مطالعات و تحقیقات، قرائتی از تاریخ، خصوصا تاریخ معاصر و خصوصا تاریخ پهلوی‌ها، ارائه داده که آن هژمونی روایتگری تاریخ را برهم زده و این خشم آن «متحدان» سرخ و سیاه را براگیخته است.

‏این صداها که رسانه بسیار و صدای بلند و تصاویر مدام فرورفته در «چشم و چار» ما دارند از آنجا که میان مردم، خصوصا نسل جوان پایگاه چندانی ندارند، خشمگین هستند و آشفته.

‏تاریخ برای شما شگفتی‌های بسیار دارد.

@PN_KFP

2 comments

کسی یک مو انسانی بتن داشته باشد با این بلا خانمانسوز که ۴ دهه مملکت وملت را نابود کرده داشت باید در خفا خودکشی میکرد تا ننگ بشریت را بجان نخرد .....در جهان چنین ملتی که خودزنی کند بی ماننده ...