خاور میانۀ امروز مستعد بروز فجایعی به عظمت جنگ جهانی دوم است. ملتهای خاور میانه، اگرچه در میان برجها و مالهای بلندتر و متروهای پیشرفتهتری از جهان لیبرال-دموکرات میزیند، اما طوری آموزش دیدهاند که بتوانند هر آینه یک بحران انسانی بزرگ را بیافرینند.
بحرانهای چند دهۀ اخیر در خاور میانه، باعث شکلگیری نظامهای دیکتاتوری و تمامیتخواه متعددی شده است که بر تمام مناسبات انسانی و اجتماعی در میان این ملل تأثیر گذاشته است. از پاکستان و افغانستان و ترکمنستان و ازبکستان و تاجیکستان (که همگی از نظر جغرافیایی فراسوی خاور میانهاند) گرفته تا سواحل مدیترانه، به جز در اسرائیل، همگی تحت سیطره و فرمان دیکتاتورها هستند.
بقای دیکتاتورها بسته به ضعف ملتهاست. دیکتاتورها هرگز اجازه نمیدهند ملتهایشان به قدری رشد کنند که هوای پرواز به سرشان بزند. ملت باید همواره مانند پرندهای دستآموز در قفس دیکتاتور، باقی بماند. در حکومتهای توتالیتر وضعیت از این هم بدتر است. تمامیتخواهها به دنبال تغییر سبک زندگی عمومی بر طبق میل خودشان هستند. آنچه که ماحَصَل چنین برهمکنشهای است، پرورش ملتهایی مطیع، ضعیف، خودخواه، تنگنظر، سودجو، ستایشگر و نژادپرست است.
این خواص از آسمان نمیآیند. برای تکتک اینها دلایلی متقن وجود دارند که همه در رفتار حکومت با مردمش ریشه دارند. مهمترین عامل، اما آموزش سیستماتیک ارزشهای غیر مترقی است. شما اگر خود را در جایگاه یک دیکتاتور قرار دهید، باید به ازای محتوایی که از جامعه سلب میکنید، محتوای جایگزین ارائل دهید. وقتی ارزشهای لیبرالیسم را به عنوان یک خطر برای دستگاه خود بپندارید، مجبورید تا ارزشهای مخالف یا حداکثر موازی تولید کنید. خط تولید محتوا در همۀ جوامع قانون است. فانون است که یک ملت را آموزش میدهد تا بتواند از تضییع حقوق خود در برابر یک قدرت قاهر، دفاع کند. قانون است که جلوی تجمیع قدرت و فساد اقتصادی و سیاسی را میگیرد. قانون است که به جان انسانها ارزش میبخشد. فانون است که ارزشهای انسانی را بر وابستگی خونی و نژادی و مذهبی و... رجحان میدهد و...
دیکتاتورها خوب میدانند که قانون چقدر میتواند خطرناک باشد. به همین دلیل، یا اگر توان کافی داشته باشند قانون را به دلخواه خود مینویسند، یا اگر نتوانند همواره به مُرِّ قانون دهانکجی میکنند.
خاور میانه تا روزی که هیچ نظام قانونمداری در آن شکل نگیرد همین وضعیت را دارد و جان همۀ ما به عنوان بخشی از آن، ارزشی کمتر از جان یک شهروند دنیای لیبرال-دموکرات دارد.
آفریقای غربی، آینۀ آیندۀ ماست. لیبریا، سیرالئون، بورکینافاسو، غنا، نیجریه،ساحل عاج و بسیاری دیگر از کشورهای آن منطقه، دهههاست که نزاعهای خونینی را تجربه میکنند و گاه چنین عادی است که حتی برای این فجایع عزا هم نمیگیرند. کمکم آنقدر به جان هم خواهیم افتاد تا چیزی از خودمان باقی نماند.
همۀ امپراتوریها روی شالودهای خوناندود بنا میشوند و همۀ شکوه خود را از خون دل مظلومان و شکیبایی ضعیفان وام میگیرند. من هرگز ستایشگر چنین عظمت دردناکی نخواهم بود.
_______@ajibzad