.
گفته می‌شود که دستور بازداشت صبا کمالی، بازیگر سینما به علت «توهین به امام حسین» صادر شده است!
.
خبرگزاری فارس این اتهام مطرح کرده است. قضیه این است که صبا کمالی، در اینستاگرام خود در پستی به حمایت از دختر آبی پرداخت و گفت، او از امام سوم شیعیان هم مظلوم‌تر است.
.
پس از دقایقی این پست حذف شد، ولی خبرگزاری‌های امنیتی روی این اتهام تاکید کردند. .
. -بخشی از این پست حذف‌شده در تصویر موجود است.

@Tavaana_TavaanaTech

14 comments

Saeed Arjo...
درد دلشو با یک نفر بطور خیالی بیان کرده ...اون یک نفر اگه حسین ابن علی هم باشه توهینی صورت نگرفته ..یک نفر انسان عاصی از زمین وزمان داره خودشو با بیان مشکلاتش دنبال یک منجی زمینی میگرده ..گر چه این حرفا توی ایران بقول امروزیا همش تابو و جز کلام ممنوعه ..
Saba: bravoooo
الان این فرد رو بازداشت کردند بعد از کار بیکار شد و زندان هم رفت , نهایتا چه؟ با دزدیها, بی ناموسی ها و چپاول اموال ملت چه کردید؟
لبیک یاحسین
سوگواران خموش .. .
#دختر ابی
سوگواران تو امروز ، خموشند همه
که دهان های وقاحت به خروشند همه
گر خموشانه به سوگ تو نشستند رواست
زان که وحشت زده ی حشر وحوشند همه
آه ازین قوم ریایی که درین شهر دو روی
روزها شحنه و شب ، باده فروشند همه
باغ را این تب روحی به کجا برد که باز
قمریان از همه سو خانه به دوشند همه
ای هر آن قطره ز آفاق هر آن ابر ببار
بیشه و باغ به آواز تو گوشند همه
گرچه شد میکده ها بسته و یاران امروز
مُهر بر لب زده وز نعره خموشند همه
به وفای تو که رندان بلاکش فردا
جز به یاد تو و نام تو ننوشند همه

شفیعی_کدکنی ❄️
KY YK
مصاحبه ی ویژه با امام حسین (ع) به مناسبت عاشورا - برگرفته از سایت روشنگر نسل سوخته

مهمان امروز ما امام حسین (ع) فرزند علی، ٥٨ ساله، دارنده مقام سوم امامت، دارای مدرک علم لدنی از دانشگاه بارگاه الهی، محل شهادت کربلا، اعزامی از مدینه.

مجری : السلام علیک یا اباعبدلله.
امام حسین : و علیکم السلام.

مجری : انگیزه شما از قیام عاشورا چه بود؟
امام حسین : راه اندازی کسب و کار برای آخوندهای شیعه.

مجری: آیا علی اصغر روز عاشورا واقعن آب نخورد؟
امام حسین : نه، چون بچه شیرخواره آب نمی‌خورد، فقط شیر مادرش را می‌خورد.

مجری : وقتی ابو الفضل مشک آب را پر کرد که بیاورد خواست آب بخورد اما با خود اندیشید که اکنون فرزندان حسین تشنه هستند و آب نخورد. ابو الفضل که کشته شد و باز نگشت. چه کسی فکر او را خوانده است؟
امام حسین : وقتی می‌خواستند او را به شهادت برسانند به قاتل خود گفته است که برای آخوندهای شیعه قضیه را تعریف کنند تا سر منبر بگویند ملت برایش بیشتر گریه کنند.

مجری : شما عید غدیر امسال چه کار کردید؟
امام حسین : عید غدیر یعنی چه؟

مجری : روزی است که پیامبر اسلام پدر شما را به عنوان جانشین اول خود معرفی کرده است.
امام حسین : اولین بار است این را می‌شنوم. بعد از پیامبر که ابوبکر بود. گیرم که شما راست بگویید کسی به حرف پیامبر گوش نداده پس چه جشنی دارد؟

مجری: آخوندها می‌گویند روز عاشورا شما آنقدر از لشکر یزید کشتید که تا رکاب اسبتان را خون گرفت. درست است؟
امام حسین : عقل هم چیز خوبی است. لشکر آن‌ها ٨ هزار نفر بود هر آدمی ٥ لیتر خون دارد که اگر همه آن‌ها را کشته بودم کل خونشان به اندازه ٢ تا تانکر ١٨ هزار لیتری می‌شود. مگر سد فرات را شکسنته بودند که تا رکاب اسبمان بالا بیاید؟

مجری : همه می‌گویند شما حتا آب برای خوردن نداشته‌اید. شما که شب عاشورا نوره کشیده‌اید. آب برای نوره کشیدن از کجا آورده‌اید؟
امام حسین : ما برای خوردن فقط آب معدنی دماوند استفاده می‌کنیم. همسرم شهربانو ایرانی است و هر آبی به معده‌اش نمی‌سازد.

مجری : سرنوشت شهربانو چه شد؟ چرا میان اسیران شام نبود؟
امام حسین : شوخی کردم بابا. شهر بانویی وجود ندارد. آخوند های شیعه خواستند نسب نوه های من را به شاهان ساسانی برسانند تا شما ایرانی‌ها خوشتان بیاید.

مجری : علی شریعتی در کتابی درباره عاشورا شرح دقیقی از آنچه بر زینب در راه شام گذشت، داده است. شریعتی این چیزها را از کجا فهمیده است؟
امام حسین : یک ضبط صوت زیر شکم  شتر زینب بسته بود.

مجری : آخوندهای شیعه می‌گویند امام پشت سر خود را نیز می‌بیند. شما که با امام حسن نگهبان خانه عثمان بودید، چگونه متوجه وارد شدن شورشیان از در پشت به خانه او نشدید تا او را بکشند؟
امام حسین : یک لحظه چشم‌های پشت سرمان را بستیم تا کارشان را بکنند و پدرمان خلیفه شود.

مجری : مهم‌ترین دستاورد عاشورا چه بود؟
امام حسین : قیمه پلوی نذری.
KY YK
حقیقت داستان کربلا و دروغ آخوندهای شیعه برگرفته از سایت نقد اسلام

قبل از آغاز این متن و پرداختن به زندگی امام سوم شیعیان و واقعه کربلا، توضیحات مختصری در مورد خلیفه وقت مسلمانان یعنی معاویه بن ابوسفیان و رابطه ایشان با فرزندان علی بن ابیطالب یعنی حسن و حسین، را خدمت شما ارائه میکنم. و سپس به اتفاقات قبل از حرکت حسین به عراق و به دام افتادن و کشته شدن وی را به صورت مختصر بیان خواهم کرد.

۱) معاویه ابن ابوسفیان که بود؟ معاویه پسر ابوسفیان بود نام ابوسفیان صخر بود پسر حرب که نسبش به قصی بن کلاب می‌رسید. مادرش هند دختر عتبه بن ربیعه بود و کنبه اش ابوعبدالرحمان. وی یکی از کاتبان وحی و از یاران نزدیک محمد پیامبر اسلام بود و از دبیران حضرت محمد به شمار می‌رفت. همچنین وی مدت نوزده سال و سه ماه خلیفه مسلمین بود و برخلاف ادعای روحانیون شیعه که وی را خلیفه غیر قانونی مینامند، به وسیله حکمیت و با رضایت علی به خلافت رسید. وی اولین کسی بود که خلافت را در خانواده اش موروثی نمود.(تاریخ طبری . جلد ۴ .صفحه ۱۳۰۳)

۲) رابطه امام حسن با معاویه چگونه بود؟ به نقل از طبری, امام حسن هیچ علاقه ای به درگیری و جنگ با معاویه بر سر خلافت نداشت، بلکه می‌خواست هر چه می تواند از معاویه بگیرد و به عیش و نوش و زنبارگی‌اش بپردازد.(تاریخ طبری ، جلد ۷ ، صفحه ۲۷۱۳)

۳) ماجرای صلح امام حسن و معاویه چه بود؟ در سال چهلم پس از هجرت بعد از کشته شدن علی، قسمتی از مردم عراق با امام حسن بیعت کردند. اولین کسی که با امام حسن بیعت کرد قیس بن سعد بود. قیس بن سعد سردار سپاهی بود که حضرت علی با چهل هزار شخص برای نگهبانی از اعراب در آذربایجان اماده کرده بود. سپس امام حسن با لشگر بسوی مدائن حرکت کرد و قیس بن سعد را بهمراه دوازده هزار نفر به سمت مسکن جایی که معاویه با سپاه شام در آنجا اردو زده بود روانه کرد. در این میان که امام حسن در مدائن اردو زده بود در میان سپاه شایعه شد که قیس بن سعد کشته شده و لشگر امام حسن شروع به فرار کردند و سراپرده امام حسن را غارت نمودند آنچنانکه برای بردن فرشی که زیر پای خود داشت به وی ضربت زدند. چون حسن پراکندگی کار خود بدید پیک نزد معاویه فرستاد و طلب صلح کرد.(تاریخ طبری ، جلد ۷ ، صفحه ۲۷۱۴)

۴) شرایط صلح امام حسن با معاویه چه بود؟ الف: آنچه در بیت المال کوفه هست به امام حسن تعلق گیرد و هم چنین خراج شهر دارابگرد (از شهرهای ایران) متعلق به امام حسن شود. (تاریخ طبری ، جلد ۷ ، صفخه ۲۷۱۵) ب: هر سال مبلغ دو میلیون درهم نیز به امام حسین پرداخت شود.(اخبارالطوال ، صفحه ۲۶۵)

۴) رابطه معاویه با امام حسین و امام حسن پس از صلح با امام حسن چگونه بود؟ الف: در سفرهای معاویه به مکه و مدینه امام حسن و امام حسین از اولین کسانی بودند که به پیشواز معاویه می‌شتافتند و معاویه را در اغوش می‌گرفتند. (اخبار الطوال، صفحه ۲۴۳) (روضه الصفا ، جلد ۳ ، صفحه ۸۰-۸۳) ب: رابطه امام حسین با معاویه به شکلی بود که در سال ۴۹ هجرت بفرمان معاویه در جنگ قسطنطنیه شرکت کرد. (زندگانی امام حسین، صفحه ۱۲۲) ت: امام حسین در نامه ای که به معاویه نوشت تاکید کرد من خواهان مقابله و جنگ با تو نیستم و به یارانش گفت: تا زمانی که معاویه زنده است باید خانه نشینی را پیشه خود سازید. (اخبار الطوال، صفخه ۲۷۲) (روضه الصفا، جلد ۳ ، صفحه ۱۵)

۵) مقرری سالیانه امام حسن و امام حسین در زمان خلیفه‌گری عمر و معاویه چقدر بود؟ مقرری امام حسن و امام حسین در زمان عمر سالیانه ۵ هزاردرهم بود که در زمان خلیفه گری معاویه به سالی یک میلیون درهم (معادل ۴ هزار کیلو نقره) رسید. (تاریخ تمدن اسلام ، جلد ۴ ، صفحه ۸۸)

ادامه دارد
KY YK
۶) چه کسانی با یزید بن معاویه بیعت نکردند؟ همه مسلمانان با یزید بیعت کردند به جز چهار کس ۱. حسین بن علی ۲. عبدالله بن عمر ۳. عبدالله بن زبیر ۴. عبدالرحمان بن ابوبکر (تاریخ طبری ، جلد ۷ ، صفحه ۲۸۸۸) (اخبار الطوال ، صفحه ۲۷۴ )

۷) وصیت معاویه بن ابوسفیان به یزید پسرش چه بود؟ پسرکم سفر و رفت و آمد را از پیش تو برداشتم و کارها را هموار کردم و اعراب را به طاعت تو درآوردم مگر چهارکس از قریش: اول: حسین‌بن‌علی که مردی است کم خطر, اما نسبتی بزرگ دارد و غرابت با محمد، چنانچه می‌بینم مردم عراق او را به قیام وادار میکنند اگر به او دست یافتی گذشت کن که اگر من باشم گذشت می‌کنم. دوم: عبدالله بن عمر مردی است که کار دین وی را از پا درآورده و اگر کسی جز او نماند، باتو بیعت می‌کند. سوم: عبدالرحمان بن ابوبکر که همه دلبستگی‌های او زن است و سرگرمی وقتی ببیند یارانش کاری کرده‌اند او نیز همان کار را می کند. چهارم: عبدالله بن زبیر که چون شیر آماده جستن است و چون روباه مکاری می‌کند چون به او دست یافتی پاره پاره اش کن. (تاریخ طبری ، جلد ۷ ، صفحه ۲۸۸۸)

۸) ماجرای فرار شبانه امام حسین از مدینه به مکه پس از فوت معاویه چه بود؟ پس از فوت معاویه، ولید حاکم مدینه کس نزد امام حسین فرستاد تا که با یزید بیعت کند. حسین به دارالعماره نزد ولید بن عتبه رفت و گفت کسی چون من پنهانی بیعت نمیکند فردا چون مردم را جمع کردی من نیز خواهم آمد و با یزید بیعت میکنم. چون شب فرارسید و هوا تاریک شد امام حسین بهمراه دو خواهرش زینب و ام کلثوم و برادرانش ابوبکر و جعفر و عباس و خانواده‌اش پنهانی به مکه گریخت. (تاریخ طبری ، جلد ۷ ، صفحه ۲۹۰۹) (اخبار الطوال ، صفحه ۲۷۶)

۹) چرا امام حسین مسلم بن عقیل را به کوفه فرستاد؟ پس ار آنکه امام حسین از مدینه به مکه گریخت مردم کوفه و فرستادگانشان نزد امام حسین آمدند که ما مردم کوفه خویشتن را برای تو نگه داشته‌ایم و با ولایتداران به نماز جمعه حاضر نمی‌شویم، نزد ما آی. امام حسین مسلم بن عقیل را پیش خواند و گفت به کوفه برو و در مورد آنچه به من نوشته‌اند بنگر تا اگر درست بود بسوی آنها رویم.(تاریخ طبری ، جلد ۷، صفحه ۲۹۱۶)

۱۰) ماجرای رقابت عشقی میان امام حسین و یزید چه بوده است؟ زن هوسباز و زیبارویی بنام ” ارینب ” که در ابتدا معشوقه یزید بود اما در استانه ازدواج با یزید به خاطر وعده وعیدهای امام حسین دل از یزید برید و به عقد و ازدواج امام حسین درآمد. ( الامامه و السیاسه ، صفحه ۱۶۶) (ثمرات الاوراق ابن حجة حموى ، نقل از پند تاريخ ، جلد ۱، صفحه ۲۰۹)

۱۱) ماجرای سرقت و مصادره کاروانی از کالاهای یزید توسط امام حسین در راه کوفه چه بوده است؟ امام حسین از مکه به سمت کوفه حرکت کرد تا به حوالی تنعیم رسید کاروانی را انجا دید که از جانب حاکم یمن برای یزید فرستاده شده بود. بار کاروان روناس و حله بود که پیش یزید می‌بردند، امام حسین کاروان را بگرفت و همراه ببرد .(تاریخ طبری، جلد ۷ ، صفحه ۲۹۶۸) (اخبار الطوال ، صفحه ۲۹۲)

۱۲) پس از محاصره کاروان امام حسین در کربلا توسط سپاهیان یزید امام حسین از سپاهیان یزید چه در‌خواستی کرد؟ امام حسین فرمود : یکی از سه چیز را از من بپذیرید :
اول: یا به همانجا که از ان امده ام باز میگردم. دوم: یا دست در دست یزید بن معاویه می‌گذارم که در کار فی مابین رای خویش را بگوید. سوم: یا مرا به هر یک از مرزهای مسلمانان که مشغول جنگ با کفار هستند(دیلمستان ایران ، قسطنطنیه) بفرستید که یکی از مردم مرز باشم و حقوق و تکالیفی همانند آنها داشته باشم.(تاریخ طبری ، جلد ۷ ، صفحه ۳۰۰۸)

ادامه دارد
KY YK
۱۳) پس از انکه سپاهیان یزید درخواست امام حسین را برای عبیدالله بن زیاد (حاکم کوفه) فرستادند وی در پاسخ چه گفت؟ ابتدا عبید الله بن زیاد درخواست امام حسین را پذیرفت اما از انجا که امام حسین به ولید (حاکم مدینه) نیز قول داده بود که با یزید بیعت کند اما شبانه از مدینه به مکه گریخت و همینطور گفته شمر بن‌ذی‌الجوشن که به عبیدالله بن زیاد گفت: اکنون که در سرزمین توست این را از او می‌پذیری؟ به خدا اگر از دیار تو برود و دست در دست تو ننهاده باشد قوت و عزت از آن او باشد و ضعف و ناتوانی از آن تو. باید امام حسین و یارانش به حکم تو تسلیم شوند که اگر عقوبت می‌کنی اختیار عقوبت با تو باشد و اگر می‌بخشی به اختیار تو باشد که به خدا شنیده‌ام عمر سعد (فرمانده سپاهیان یزید که امام حسین را محاصره کرده بودند) و حسین بیشتر شب را در میان دو اردوگاه نشسته اند و با هم سخن می‌کنند. عبیدالله بن زیاد گفت: چه خوب گفتی رای تو درست است. (تاریخ طبری ، جلد ۷ ، صفحه ۳۰۰۹)

۱۴) ایا امام حسین در کربلا به عمر سعد (فرمانده سپاهیان یزید ) چه پیشنهاداتی داد ؟؟ امام حسین به عمر سعد گفته بود دو اردو را رها خواهیم کرد و با هم به نزد یزید خواهیم رفت. عمر سعد گفت: در این صورت خانه ام را ویران میکنند. امام حسین گفت: من آنرا برایت می‌سازم. عمر سعد گفت: املاکم را می‌گیرند. امام حسین گفت: ار املاک خودم در حجاز بهتر از آن به تو می‌دهم. (تاریخ طبری ، جلد ۷ ، صفحه ۳۰۰۸)

۱۵) ایا کاروان امام حسین در مدت محاصره در کربلا تشنه ماندند؟ خیر، وقتی تشنگی بر حسین و یارانش سخت شد، امام حسین، عباس‌ بن‌ ابی‌طالب را پیش خواند و با سی سوار و بیست پیاده فرستاد و بیست مشک همراهشان کردند که شبانگاه برفتند و نزدیک آب رسیدند. پانصد تن از سپاهیان یزید مراقب ابگاه بودند. چون به نزدیک ابگاه رسیدند عباس گفت: آمده‌ایم از این آب که از آن ما را بداشته‌اند بنوشیم گفتند بنوش نوش جانت. عباس گفت تا حسین و این گروه از یارانش که می‌بینی تشنه‌اند یک قطره نخواهم نوشید .انگاه عباس به پیادگان گفت مشکها را پر کنند پس از آن کسان نمودار شدند و درگیری اندکی شد. یاران حسین با مشکها بیامدند و آب را پیش وی بردند. (تاریخ طبری ، جلد ۷ ، صفحه ۳۰۰۷) و از دیگر دلایلی که در خیمه امام حسین در کربلا آب وجود داشت می توان به این نکته اشاره کرد: پیش از شروع جنگ در کربلا امام حسین فرمودند خیمه‌ای به پا کنند آنگاه امام حسین وارد خیمه شد و نوره کشید (نوره کشیدن یعنی اصلاح موهای زائد بدن) و چون امام حسین فراغت یافت دیگران رفتند و نوره (اصلاح موهای زائد بدن) کشیدند. (تاریخ طبری ، جلد ۷ ، صفحه ۳۰۲۱)

۱۶) پس از کشته شدن امام حسین در کربلا رفتار یزید بن معاویه با بازماندگان امام حسین چگونه بود؟ پس از واقعه کربلا بازماندگان امام حسین را به شام نزد یزید فرستادند که علی‌بن‌حسین نیز در بین انان بود. انگاه یزید رو به علی بن حسین کرد و گفت: ای علی به خدا پدرت حق خویشاوندی مرا رعایت نکرد و با من بر سر قدرتم به نزاع پرداخت و خدا با او چنان کرد که دیدی و این آیه قرآن را خواند: آنچه از رنج و مصائب به شما می رسد همه از دست اعمال زشت خود شماست در صورتیکه خدا بسیاری از اعمال بد را عفو می کند. (سوره شوری . ایه ۳۰) پس از ان بازماندگان امام حسین به خانه یزید رفتند و از زنان خاندان معاویه کس نماند که گریه کنان به پیشواز نیامده باشد. سه روز عزای حسین گرفتند و یزید همواره این جمله می گفت: خدا عبیدالله بن زیاد را لعنت کند به خدا اگر کار حسین به دست من بود هر چه می خواست می پذیرفتم حتی با تلف شدن جان یکی از فرزندانم مرگ را از حسین دور می‌کردم ولی خدا چنان مقدر کرده بود. سپس یزید کس نزد زنان فرستاد که از تو چه گرفته اند هر که هر چه گفت دو برابر آنرا به آنها داد بطوریکه سکنیه (دختر امام حسین ) گفت :هیچ کس را که منکر خدا باشد از یزید بن معاویه بهتر ندیدم. آنها را به همراه محافظی پارسا به مدینه فرستاد.(تاریخ طبری ، جلد ۷ ، صفحه ۳۰۷۷)

پس از خواندن این متن قضاوت را به عهده شما عزیزان خردمند میگذارم و از شما درخواست میکنم که این متون تاریخی را با چرندیات شیخ مفید و علامه مجلسی و دیگر روحانیون شیعه مقایسه کنید.
Master Trainer
If Genghis had brought religion with him to Iran, every year we would have witnessed the seasonal migration of Iranians called dogs - Genghis to Mongolia for pilgrimage to the Mongol khan tombs. The families were involved in Ashura
Master Trainer
آیا خدا در ارسال دین و پیامبرانش کوتاهی کرده . . .

شاید لازم ب ذکر نباشد ک مسلمانان علیه مسیحیان جهاد میکنند و آنها را تکه تکه میکنند و مسیحیان نیز علیه مسلمانان جنگهای صلیبی کرده اند و آنها را تکه تکه کرده اند و شیعیان ب مقدسات اهل تسنن بسیار توهین میکنند "مراسم عمر کشان" و آنها را در مواقع ضروری میکشند و سنی ها نیز در کشورهایی مثل پاکستان و عراق هر چند وقت یکبار چند شیعه ای را ب رگبار میبندند یا الله اکبر میگویند و در جمعیت خودشان را منفجر میکنند. و سعی میکنند دشمنی خود را نشان ندهند اما در واقع تشنه ب خون یکدیگر هستند.
همچنین لازم ب ذکر نیست ک دسته ای از آدمهای مذهبی ک در جامعه شیعی ایران وجود دارند ب شدت مورد تنفر و تمسخر قرار دارند و ب آدمهای عقده ای و روانی و دیوانه مشهور هستند و مردم برای آنها جوک درست میکنند ب "مجموعه جوکهای اسلامی" نیز سری بزنید.

بنابر این اگر یک دیندار این سفسطه را میکند، در نظر داشته باشید ک اکثریت و یا اقلیت برای یک ایده حقانیت نمی آورد. شما تنها نیستید و 800 میلیون آدم دیگر همفکر با شما هستند.

طرف مقابل شما، تمامی مردم خداپرست جهان را نمایندگی نمیکند و 99 درصد مردم خداپرست دنیا از طرف مقابل شما بیزار هستند و او را احمق میدانند!
نکته آخر اینکه اگر این افراد ب حرف خود اعتقاد دارند، نباید شیعه باشند! چون تعداد سنی ها چندین برابر شیعیان است! اگر بازهم ب حرف خود اعتقاد دارند نباید مسلمان باشند! چون تعداد مسیحیان بیشتر از تعداد مسلمانان است! و چقدر نابخردانه است اگر شخصی تنها ب دلیل اینکه اندیشه ای طرفداران بیشتری دارد از هواداران آن اندیشه باشد، نان ب نرخ روز بخورد.

چرا بسیاری از مردم ب دین گرایش پیدا میکنند؟

این پرسش پاسخ ساده ای ندارد و موضوع بسیار گسترده ای است ک هم میتوان آنرا در بعد شخصی از دیدگاه روانشناسی پاسخ داد و هم میتوان در بعد اجتماعی از دیدگاه جامعه شناسی ب آن پرداخت. از آنجا ک پرداختن ب این پرسش از حوصله این نوشتار خارج است تنها بگونه ای بسیار خلاصه چند دلیل را بر خواهیم شمرد.

1- بسیاری از انسانها درست فکر کردن را بلد نیستند. آنها معمولا چیزهایی را قبول میکنند ک "دوست دارند" و چیزهایی را ک "دوست ندارند" قبول نمیکنند. برای افرادی ک درست فکر کردن را بلد نیستند "درست بودن" مفاهیم ارزشی ندارد، و هرگاه تمایلات آنها با عقلانیتشان در تناقض باشد، تمایلاتشان پیروز خواهد شد. این افراد درصورتیکه خردگرا شوند دین را کنار خواهند گذاشت.

2- دین یک صنعت بسیار بزرگ و گسترده است و میلیاردها دلار در سال خرج حفاظت از این صنعت بزرگ میشود. دین فروختن و تبلیغ دین حرفه و شغل افرادی است و این افراد همچون هر صاحب حرفه دیگری در جلب مشتریان خود میکوشند و برای آن تبلیغ میکنند. دین ابزار خوبی برای تحمیق مردم است و افراد زیادی بر حماقت مردم حکمرانی میکنند. این افراد با هر وسیله ک بتوانند دین را تبلیغ میکنند و دشمنان دین را ب هر وسیله ک باشد یا نابود میکند یا خفه میکنند. قطعا اگر برای هر چیزی آنقدر ک برای دین تبلیغ میشود تبلیغ میشد آن چیز ب اندازه دین رایج و محبوب میشد.

3- انسانها از آنچه واقعا باعث مسائل میشود نا آگاه هستند و همین نا آگاهی باعث میشود موجودات غیبی و ناپیدا را علت مسائلی ک اطرافشان اتفاق می افتد بدانند. این درست همان چیزی است ک باعث شده است انسانهای بدوی خدا را خلق کنند و انسانهایی ک همانند آن انسانهای بدوی فکر و حتی زندگی میکنند نیز ب دلایل بسیار مشابهی هنوز خداباور و دیندار هستند.

4- دین با احساسات افراد در آمیخته است، خداباوران از ترس جهنم رفتن و یا ب طمع ب بهشت رفتن حتی از بررسی افکار دینی خودشان هراسانند چه برسد ک بخواهند آنها را نعوذ بالله بررسی کنند و در حقانیت آنها شک کنند.

5- دین قسمتی از هویت فردی برخی از افراد میشود و افراد بدون هیچ دلیل و شواهد معتبری آنرا از محیط خود کسب میکنند. افراد معمولا در مورد اخباری ک میشنوند موشکافانه و شکگرایانه برخورد میکنند
اما در مورد مفاهیم دینی آنچنان خنگ میشوند ک تو گویی مغزشان فلج شده است.
Show next 3 comments